تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شب نويسي ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑ شب نویسی ๑۩۞۩๑
امروزه، در شرايطي كه بسياري از فعالان حوزه اطلاع رساني در تحليل وضعيت روزنامه‌نگاري كشورمان، سمت و سوي نگاه خود را متوجه رابطه اين رشته با قدرت كرده تا از درون اين رابطه به دركي مثلا واقع بينانه از اين وضعيت دست پيدا كنند.اتفاقات ديگري نيز در اين حوزه رخ مي‌دهد كه بايد فراتر از ارتباط آن با قدرت مورد بررسي قرارگيرد.اعتقاد چنداني به اين ندارم كه اين بررسي را تحت عنوان يك نوع آسيب شناسي خاص تعريف كنم.اما به نظرم با گسترش دامنه اين وضعيت تا چندي ديگر چيزي از روزنامه نگاري نيم بند كنوني هم باقي نخواهد ماند. در سطح تعريف، فارغ از جدالي كه همواره ميان روزنامه نگار جماعت با فرد صاحب قدرت يا جريان مسلط وجود داشته ما با مشكلات صنفي ديگري نيز دست و پنجه نرم مي‌كنيم كه به نظرم عمق اين مشكلات به مراتب بيشتر و درد آن بر ضمير روح عميق‌تر است. دراين حوزه روابط كارگر و كارفرما مدتي است كه سمت و سويي نابرابر و ظالمانه به خود گرفته است.به اين معنا كه برخي از صاحبان رسانه‌ها روابط خويش با نيرو‌هاي تحت امر يا همان روزنامه نگار جماعت را بر پايه منافع زود گذر خود چنان تنظيم كرده كه حق هر گونه اظهار نظر يا نقدي را از نيروي حاضردر تحريريه سلب كرده و اگر شخصي غير از قاعده مورد علاقه آنان رفتار كند به سادگي آب خوردن نيروي مورد نظر را فارغ از ملاحظه توانايي‌هاي حرفه‌اي او، با حكم اخراج تنبيه كرده و حضور او در محيط شغلي را منع مي‌كنند. داستان ما فراتر ازشرح ساده‌اي است كه در اين سطور آمد.ضربه بر اركان روزنامه نگاري از اين زاويه طي سالهاي اخير نه تنها متوجه فرسايش نيرو‌هاي حرفه‌اي و كاهش تعداد آنها در بسياري از تحريريه هاي كنوني شده كه چيزي از اخلاق حرفه‌اي نيز در اين شغل باقي نگذاشته است.نتيجه نيز معلوم است: شكل‌گيري تحريريه هاي ضعيف در همان بدو امر نويد راه‌اندازي روزنامه‌هاي به مراتب ضعيف تري را مي‌دهد كه نه تنها قادر به تاثير گذاري بر مخاطب خويش نيستند كه همان يك ذره علاقه باقي مانده در پس ذهن آنان را هم از بين مي‌برد.در مقام دفاع يا حمله عليه شخص خاصي صحبت نمي‌كنم. اما همين كه از گوشه و كنار مي‌شنويم فلان مدير مسئول بدون هيچ گونه اطلاعي به دبير سرويس خويش او را شبانه از كار اخراج كرده و آن روزنامه نگار بي‌خبر از اين تصميم ،فرداي كاري خود با حضور در محل كار متوجه جايگزيني نيرويي ناتوان به جاي خويش شده ، بايد به چيزي فراتر از يك تاثر ساده فكر كرد.جايگزيني نيرويي ناتوان و بدون سابقه كاري به جاي يك نيروي حرفه‌اي تنها به دليل آن كه شخص پيشين حاضر به پذيرش برخي از ايده هاي آقاي صاحب رسانه نبوده اندكي عجيب به نظر مي‌رسد. جالب آنكه آن ايده ها هيچ ربطي به كار حرفه اي نداشته و تنها ناشي از همان روابط ناعادلانه‌اي بوده كه صاحب رسانه در صدد پياده كردن آن در سطح تحريريه تحت امر بوده است. به عنوان مثال نظارت بر تمام روابط يك روزنامه نگار و تجسس بي مورد در تمامي رفتارهاي او. حتي آن رفتارهايي كه بعدي شخصي داشته و وجود آن هيچ تاثيري بر كار رسانه نداشته يا نمي‌گذاشته است.از صاحب رسانه مي‌گذريم. دوست دارم كمي هم به توصيف اشخاص كم مايه و ناتواني بپردازم كه در چنين مواقعي بدون هيچ درك حرفه‌اي از وضعيت مورد نظر سريعا جاي شخص اخراج شده را اشغال مي‌كنند. زماني در تحريريه روزنامه ها نشستن بر صندلي دبير سرويس حتي زماني كه او در تحريريه حضور نداشت گناهي نا بخشودني تلقي مي‌شد. اگر دبيري به هر دليل از محيط كار خود اخراج مي‌شد اخلاق حرفه اي در نبود او آنچنان محكم تنظيم شده بود كه تا مدتها هيچ كدام از همكاران وي حاضر به نشستن بر صندلي او نبودند. اين در حالي بود كه همه مطمئن بودند كه شخص مورد نظر براي هميشه از آن تحريريه رفته و حاضر به بازگشت نيست. اما در وضعيت كنوني داشتن چنين آرزويي اگر نگوييم امري محال كه به امري نادر تبديل شده است. برخي اشخاص بدون هيچ دركي از موقعيت خود ، درنازل ترين وضعيت حرفه اي، همين كه با پيشنهاد اغواگرانه دبيري سرويس به جاي فلان شخص اخراج شده مواجه مي‌شوند، آن پيشنهاد را پذيرفته و به زعم خود بر مسند قدرت مي‌نشينند.تا به خيال خام خويش، ره صد ساله را يك شبه طي كرده و بدون آنكه صلاحيت ذاتي اشغال چنين جايگاهي را داشته باشند در آن جايگاه كار كنند. فكر مي‌كنم پيشاپيش بتوان نتيجه مديريت چنين شخصي بر آن صفحه و گروه را در آن رسانه پيش بيني كرد. ميانمايگان و ناتوانان ، چيزي جر محصول ناقص به بازار عرضه نمي‌كنند. پس آقاي مدير با خطي كه بر اخلاق حرفه اي كشيده پيشاپيش به شكست رسانه تحت امر نيز رضايت داده است تا نويد او بر حركت به سمتي نو در همان بدو امر به محاق فراموشي سپرده شود. براي جلوگيري از گسترش اين پديده چه راهي بايد در پيش گرفت؟كدام منشور اخلاقي قادر به از بين بردن چنين ديدگاههاي ساده انگارانه‌اي خواهد شد؟ منفعت طلبي چنين افرادي در نهايت راه به كجا مي برد؟

منبع:http://davoodpenhani.blogspot.com/2006/10/blog-post_10.html

 

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 10:44 |
امروز روز جهانی ارتباطات و روز ملی روابط عمومی در ایران است به همین جهت بسیاری از سازمانها و وزارتخانه ها مراسم و همایش های متعددی در بزرگداشت این روز برگزار می کنند
اما شاید مهمترین رخداد این روز برگزاری دومین همایش ملی روابط عمومی الکترونیک باشد همایشی که طی آن تازه ترین فرآیندها و تکنولوژی های کاربردی برای تحقق ساختار جدید روابط عمومی ها مبتنی بر فناوری اطلاعات و اینترنت بررسی و ارایه می شود . واقعیت این است که با افزایش ضریب نفوذ اینترنت در ایران که هر ساله شاهد رشد این میزان نیز هستیم بسیاری از سرویس های ارایه شده به مردم شکل جدیدی به خود می گیرد ، امروزه با استفاده از فناوری های اطلاعاتی و شبکه های الکترونیکی و سرویس های اینترنتی می توان بسیاری از خدمات مرسوم در دولت و یا شرکتهای بخش خصوصی را از طریق شبکه های مذکور به مردم ارایه داد و از این طریق ضمن صرفه جویی در وقت و انرژی و هزینه ها باعث جلب رضایتمندی مردم شد

نویسنده در همایش روابط عمومی الکترونیک موضوعی تحت عنوان تکنولوژی های کاربردی در روابط عمومی الکترونیک را در قالب یک مجموعه مقالات ارایه داده است که سرفصل های اصلی آن بدین شرح است :
1- تهیه خبرنامه الکترونیک در روابط عمومي الكترونيك Neswletters
2- ایجاد ایمیل و مدیریت آن و كاربرد ايميل در روابط عمومي الكترونيك Email
3- ارسال و دریافت ایمیل همراه پیوستهای اسنادی Attachments & Forwarding
4- الزامات راه اندازی وب سایت و كاربرد وب سايت در روابط عمومي الكترونيك Website & CMS
5- راه اندازی وبلاگ و مدیریت آن و كاربرد وبلاگ در روابط عمومي الكترونيك Weblogs
6- كاربرد آر اس اس ها و خبرخوانها در روابط عمومي الكترونيك RSS & News Readers
7- تکنیکها و امکانات موتورهای جستجو Search Engines
8- كاربرد پادکست ها در روابط عمومي الكترونيك Podcasting
9- کاربرد SMS در روابط عمومی الکترونیک
10- مهارتهاي نوشتن برای وب Writing For the Web
11- جمع آوری الکترونیکی اخبار در روابط عمومي الكترونيك Internet Cliping
12- روزنامه نگاری سایبر در روابط عمومي الكترونيك Cyber journalism
13- تبلیغات اینترنتی در روابط عمومي الكترونيك Internet Advertising
14- تکنولوژی های الکترونیک در EPR
15- وب 2 Web 2.0
در واقع فرآیند تبدیل یک روابط عمومی سنتی به روابط عمومی الکترونیک مستلزم پیاده سازی تکنولوژی های مذکور است اینترانت ، اکسترانت ، کیوسک های اطلاع رسانی ، کیوسکهای اینترنتی ، سرویس های تلفن گویا ، سرویس های ارزش افزوده تلفن همراه و سایر فناوری های الکترونیکی آن چنان با فناوری های اینترنتی و دنیای آنلاین گره خورده اند که جدا کردن آنها بسیار مشکل است از سوی دیگر امروزه سرویس های یک پارچه که مبتنی بر استفاده همزمان از تمام تکنولوژی ها است در سازمانها متداول شده است . در چنین شرایطی ضرورت ایجاب می کند که در راستای اجرای طرح ملی دولت الکترونیک در ایران که یک تکلیف قانونی برای دولت است ، حرکت به سمت روابط عمومی الکترونیک به عنوان بخش پیشتاز دولت و سازمانها در اولویت کاری دستگاه ها قرار گیرد . بررسی ها نشان می دهد که در این زمینه بخش خصوصی به دلیل درک واقعی از ضرورتهای زمان ، جلو تر از بخش دولتی است . ماجرای کله پاچه آنلاین را که یادتان هست .
و نکته آخر آنکه یکی از مهمترین موارد برای پیاده سازی روابط عمومی الکترونیک ، فرهنگ سازی و آموزش عمومی و نیروی انسانی سازمانها است .
دوستی می گفت برای ارسال یک مطلب با مدیر یکی از روابط عمومی ها تماس داشته است و به او گفته ایمیلت را بده ، او گفته ایمیل ندارم اما می توانم آدرس پست الکترونیکم را به شما بدهم !!

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 10:29 |
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 10:17 |
+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 20:42 |
                               

                                           

                     

                       

با تشکر ازپرستوی خسته خودش اینو اینجوی خودشو معرفی کرده والا من از خدا بود میگفتم آقای ........

ولی در هر حال ممنونم ازش که از عکس هایی که مدتی دنبالشم گیر آورد

 

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 20:41 |

به نا م خدا

 

 

نظرسنجی در مورد عوامل موثر بر ایجاد وبلاگ ؟

 

درس : افکار عمومی

 

استاد راهنما :

آقای فرهاد ابولفتحی

 

دانشجو : مهدی هاشملو

دانشجوی علوم ارتباطات گرایش روابط عمومی ترم سوم

 

دانشکده فرهنگ وهنر واحد 1 کرمانشاه

استاد گرامی خواهشمند است به نکته ای که در پایین با علامت* مشخص شده توجه فرمایید*

در نظرسنجی که انجام شده است به 2 صورت می باشد که در مرحله اول از طریق وبلاگ (www.shabnevisi.blogfa.com) ولی به خاطر اینکه تعداد پاسخ دهندگان تعداد کمی بود و بیشتر به علت نوع پاسخ دادن بود که واقعا مشکل بود چون هر پرسشنامه را به وبلاگ مورد نظر پست کرده تا جوابش را بگیرم ولی به خاطر اینکه گزینه را نمی شد در داخل وبلاگ آورد کمی با مشکل روبرو می شد که برای این که تعداد پاسخ دهندگان کم بود لذا از تعدادی از دوستان دانشکده و کافی نت به صورت پراکنده نظرسنجی را تحو.یل و جواب آنگونه که در پایین آمده است می باشد .

در اینکه چرا بیشتر دانشجویان دانشکده با وبلاگ و اینترنت سر و کار ندارد بنده در کم لطفی دانشکده می بینم چون بیشتر از 70 درصد دانشجویان علاقه کار با اینترنت و بخصوص وبلاگ دارند ولی به خاطر اینکه دانشکده که محل اصلی آموزش این افراد است در داخل دانشکده ندارد به همین خاطر برای آموختن وقت بخصوصی را بیرون دانشکده صرف  نمی کنند.

***در اینجا از شما استاد گرامی خواهشمند است اگر در ترم های بعد با این دانشجویان دانشکده کلاسی را داشتید برای تحویل تحقیقات آنها از طریق وبلاگ عمل نمایید تا حداقل به خاطر نمره کلاسی هم که شده از این وسیله استفاده نمایند .***

شاید دیر باشد برای کسانی همچون کلاس ما (ترم سوم) ولی باز هم آشنایت کلی را در ذهن دارند .

این پرسشنامه صرفا جنبه تحقیقاتی برای واحد افکار عمومی دارد و هیچ گونه ارزش دیگری را ندارد .

برای هر سوال به ترتیب 5 جواب می توان داد که شامل:

 1خیلی زیاد        2زیاد      3متوسط      4کم          5خیلی کم 

1- جنبه آزادی وبلاگ چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

2 - علاقه به کار با اینترنت ووبلاگ چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

3 - اینکه محدودیت موضوع در وبلاگتان ندارید وبه نوعی موضوعات آن چنان مطرح نیستند وملزم به رعایت ان نیستید چه مقدار در ایجاد وبلاگتان تاثیرگذار بوده است؟

     4-  از نظر مادی هزینه ای را در بر نداشته است چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

     5- رشته مورد علاقه شما و تحصیل شما رشته مورد علاقه در دانشکده جه مقدار موثر بوده است ؟

     6-  اینکه یادگاری باشد برای زمانهای بعد و مروری بر دست نوشته های خود دردنیای مجازی چه میزان  تاثیر گذار بوده است در ایجاد وبلاگی که داشتید؟

    7- چون که به سادگی قابل انتشار است چه مقدار بر ایجاد وبلاگ وداشتن آن مورد توجه بوده است ؟

    8- دسترسی اسان به تنظیمات وبلاگ چه میزان بر ایجادوداشتن وبلاگ شخصی مورد توجه بوده است؟

    9 - دوستان وهم سن وسالان وآشنایان که دارای وبلاگ شخصی هستند چه مقداردر داشتن وبلاگتان موثر بوده است؟ 

 10 - داشتن نوعی کلاس کار وبه نوعی اینکه مد شدن داشتن وبلاگ جه مقدار درداشتن وبلاگتان موثر بوده است؟

11- ایجاد ارتباط با وبلاگهای دیگر وتبادل اطلاعات ونظرات دیگران در مورد مطالب جه میزان بر داشتن وبلاگتان موثر بوده است ؟

12- داشتن یک شخصیت دردنیای مجازی جه میزان در داشتن وبلاگتان موثر بوده است ؟

13- چونکه وبلاگ ابزاری قدرتمند برای ارائه نظرات است چه میزان در داشتن وبلاگتان موثر بوده است؟

14 - به خاطر اینکه یک سری کارهای خاص را به صورت راحت و سریع می توان انتقال داد وگرفت مثل نظر سنجی از افراد چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

 

سن :

تحصیلات :

تاریخ ایجاد وبلاگ :

نام وبلاگ :

ایمیل :

 

 

 

 

به ترتیب به سوالات زیر این گونه جواب داده شده که در آمار کلی بیشترین درصد به صورت زیر می باشد .

سوالات

خیلی زیاد

زیاد

متوسط

کم

خیلی کم

1

20

14

10

4

2

2

2

3

28

13

4

3

4

34

9

2

1

4

10

13

17

5

5

5

12

10

19

6

3

6

9

22

8

7

4

7

29

14

6

0

1

8

11

11

13

8

7

9

5

10

28

1

6

10

8

10

16

19

7

11

8

8

12

13

9

12

17

12

15

4

2

13

33

13

4

0

0

14

9

12

18

8

3

جمع کل

177

176

203

90

54

درصد

اختصاص داده شده توسط هر گزینه به خود

2857143/25

1428571/25

29

8571429/12

71428571/7

 

در ستون بالات مشاهده می شود اکثر کسانی که مورد نظر سنجی بوده اند با توجه به اینکه از گزینه هایی همچون کم و خیلی کم در پرسشنامه وجود داشته بنا به دلایلی با اختلاف زیاد از این گزینه استفاده نکرده اند .

شاید به علت اینکه این گزینه ها در نهایت جزء گزینه های منفی به حساب می آید به همین علت بوده است .

ولی با این وجود در موارد هم دیده می شود که بیشترین درصد در میان گزینه های انتخابی به الویت بنده کمه انجام شده توسط آمار بالا شاخص های متوسط (در آمار بالا با 203 ) که نوعی محتاط کاری را نشان می دهد می باشد

بعد از آن گزینه های خیلی زیاد و زیاد که هرکدام با اختلاف ناچیز از هم در ردیف دوم و سوم می ایستند .(خ ز 177 و ز 176 )

 

در اینکه کسانی که وبلاگ دارند می توان به نکات مهمی اشاره کرد که در نوع خود جالب است (طبق نظر سنجی)

کسانی که وبلاگ دارند بیشترین تمایل را برای ارائه نظرات خود به دیگران هستند و به نوعی به وبلاگ به عنوان یک جنبه تبلیغی ارزان می نگرند .

از اینکه موضوع خاصی را همچون فرهنگی و یا هنری و یا رسانه و... که به نوعی محدودیت محسوب می شود را ندارند و این را برای خود یک ویژگی به حساب می آورند .

بیشترین در صد در بین خیلی زیاد متعلق است به سوال 13 که با 66% باعث رساندن این پیام شده که چون وبلاگ ابزار قدرتمندی برای ارائه نظرات است تاثیر زیادی در ایجاد وبلاگ داشته است .

بیشترین درصد در بین 5 شاخصه ی دیگر متعلق است به سوال 3 که با 68% جواب (گزینه) زیاد تاکید کردند که نداشتن یک محدودیت خاص موضوعی یکی از عوامل موثر بوده است که باعث شده دارای یک وبلاگ

 شخصی باشند.

بیشترین درصد که به گزینه متوسط روی آوردن در سوال 2 و 9 بوده است(56%) ولی این را هم باید متذکر شد که بیشترین افاد در پاسخ گویی شاید به علت محتاط بودن با بیشترین درصد به متوسط روی آوردند .

در این 2 سوال که بیشترین درصد است شامل علاقه کار با اینترنت چه مقدار موثر بوده است و تاثیر دوستان و هم سن و سالان در ایجاد وبلاگ است که نظر میانه و یا همان متوط داده اند .

و اینکه بیشرین درصد کم متعلق است به سوال 10 که داشتن نوعی کلاس را موثر دانسته اند که بیشترین درصد در بین گزینه کم بوده که با 38% می باشد.

و اما گزینه آخر گزینه خیلی کم است که متعلق است به سوال 11 که در مورد نقل و انتقال اطلاعات و استفاده از آن است که در این مورد فقط 18% می باشد که در مقایسه کلی در بین گزینه این پیام را می گیریم که سوالاتی که پرسیده شده است تاثیر در ایجاد وبلاگ اکثر کسانی که در نظر سنجی بودن تاثیر داشته است که در می یابیم سوالات پرسیده شده تا حدود درصدی که در این جداول دلریم نشن می دهد اکثر سولات تاثیر گذار بوده که از گزینه هایی مثل کم و خیلی کم به میزان 5714286/20% استفاده شده است در میان گزینه های دیگر .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- جنبه آزادی وبلاگ چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

 

 

10

 

40%

 

20

 

20

 

خیلی زیاد

17

28%

 

34

 

14

 

زیاد

 

22

20%

 

44

 

10

 

متوسط

 

24

8%

48

4

کم

25

4%

50

2

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2- علاقه به کار با اینترنت ووبلاگ چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

 

1

4%

2

2

 

خیلی زیاد

5/2

 

6%

5

3

زیاد

 

5/16

 

56%

33

28

متوسط

 

23

26%

46

13

کم

25

8%

50

4

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3 - اینکه محدودیت موضوع در وبلاگتان ندارید وبه نوعی موضوعات آن چنان مطرح نیستند وملزم به رعایت ان نیستید چه مقدار در ایجاد وبلاگتان تاثیرگذار بوده است؟

 

 

 

2

8%

4

4

 

خیلی زیاد

16

 

68%

38

34

زیاد

 

 

5/23

18%

47

9

متوسط

 

5/24

4%

49

2

کم

25

2%

50

1

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     4-  از نظر مادی هزینه ای را در بر نداشته است چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

 

 

5

 

20%

10

10

 

خیلی زیاد

 

5/11

26%

23

13

زیاد

 

 

20

34%

40

17

متوسط

 

5/22

10%

45

5

کم

25

10%

50

5

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     5- رشته مورد علاقه شما و تحصیل شما رشته مورد علاقه در دانشکده جه مقدار موثر بوده است ؟

 

 

6

 

24%

12

12

 

خیلی زیاد

11

 

20%

22

10

زیاد

 

 

5/20

38%

41

19

متوسط

 

5/23

12%

47

6

کم

25

6%

50

3

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 6-  اینکه یادگاری باشد برای زمانهای بعد و مروری بر دست نوشته های خود دردنیای مجازی چه میزان  تاثیر گذار بوده است در ایجاد وبلاگی که داشتید؟

   

 

 

 

 

5/4

18%

9

9

 

خیلی زیاد

 

5/15

44%

31

22

زیاد

 

5/19

 

16%

39

8

متوسط

 

23

14%

46

7

کم

25

8%

50

4

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

7- چون که به سادگی قابل انتشار است چه مقدار بر ایجاد وبلاگ وداشتن آن مورد توجه بوده است ؟

 

5/14

58%

29

29

 

خیلی زیاد

 

5/21

28%

43

14

زیاد

 

5/24

 

12%

49

6

متوسط

 

5/24

00

49

0

کم

25

2%

50

1

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    8- دسترسی اسان به تنظیمات وبلاگ چه میزان بر ایجادوداشتن وبلاگ شخصی مورد توجه بوده است؟

   

 

5/5

 

22%

11

11

 

خیلی زیاد

 

11

22%

22

11

زیاد

 

 

5/14

26%

35

13

متوسط

 

5/21

16%

43

8

کم

25

14%

50

7

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

9 - دوستان وهم سن وسالان وآشنایان که دارای وبلاگ شخصی هستند چه مقداردر داشتن وبلاگتان موثر بوده است؟ 

 

 

 

5/2

10%

5

5

 

خیلی زیاد

 

5/7

20%

15

10

زیاد

 

5/21

 

56%

43

28

متوسط

 

22

2%

44

1

کم

25

12%

50

6

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10 - داشتن نوعی کلاس کار وبه نوعی اینکه مد شدن داشتن وبلاگ جه مقدار درداشتن وبلاگتان موثر بوده است؟

 

4

 

16%

8

8

 

خیلی زیاد

9

 

20%

18

10

زیاد

 

17

 

32%

34

16

متوسط

 

5/21

38%

43

19

کم

25

14%

50

7

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

11- ایجاد ارتباط با وبلاگهای دیگر وتبادل اطلاعات ونظرات دیگران در مورد مطالب جه میزان بر داشتن وبلاگتان موثر بوده است ؟

 

 

4

16%

8

8

 

خیلی زیاد

8

 

16%

16

8

زیاد

 

14

 

24%

28

12

متوسط

 

5/20

26%

41

13

کم

25

18%

50

9

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

12- داشتن یک شخصیت دردنیای مجازی جه میزان در داشتن وبلاگتان موثر بوده است ؟

 

 

5/8

34%

17

17

 

خیلی زیاد

 

5/14

24%

29

12

زیاد

 

 

22

30%

44

15

متوسط

 

24

8%

48

4

کم

25

4%

50

2

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

13- چونکه وبلاگ ابزاری قدرتمند برای ارائه نظرات است چه میزان در داشتن وبلاگتان موثر بوده است؟

 

5/16

 

66%

33

33

 

خیلی زیاد

23

 

26%

46

13

زیاد

 

25

 

8%

50

4

متوسط

 

25

00

50

0

کم

25

00

50

0

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

14 - به خاطر اینکه یک سری کارهای خاص را به صورت راحت و سریع می توان انتقال داد وگرفت مثل نظر سنجی از افراد چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

 

 

5/4

18%

9

9

 

خیلی زیاد

5/10

 

24%

21

12

زیاد

 

5/19

 

36%

39

18

متوسط

 

5/23

16%

47

8

کم

25

6%

50

3

خیلی کم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لازم بذکر است شماره 1 بیانگر و نمادی برای خیلی زیاد 2 زیاد 3 متوسط 4 کم 5 خیلی کم می باشد   

 

 

1- جنبه آزادی وبلاگ چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

 

 

 

 

 

 

2 - علاقه به کار با اینترنت ووبلاگ چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

3 - اینکه محدودیت موضوع در وبلاگتان ندارید وبه نوعی موضوعات آن چنان مطرح نیستند وملزم به رعایت ان نیستید چه مقدار در ایجاد وبلاگتان تاثیرگذار بوده است؟

     4-  از نظر مادی هزینه ای را در بر نداشته است چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

  5- رشته مورد علاقه شما و تحصیل شما رشته مورد علاقه در دانشکده جه مقدار موثر بوده است ؟

 

 

     6-  اینکه یادگاری باشد برای زمانهای بعد و مروری بر دست نوشته های خود دردنیای مجازی چه میزان  تاثیر گذار بوده است در ایجاد وبلاگی که داشتید؟

    7- چون که به سادگی قابل انتشار است چه مقدار بر ایجاد وبلاگ وداشتن آن مورد توجه بوده است ؟

 

    8- دسترسی اسان به تنظیمات وبلاگ چه میزان بر ایجادوداشتن وبلاگ شخصی مورد توجه بوده است؟

    9 - دوستان وهم سن وسالان وآشنایان که دارای وبلاگ شخصی هستند چه مقداردر داشتن وبلاگتان موثر بوده است؟ 

10 - داشتن نوعی کلاس کار وبه نوعی اینکه مد شدن داشتن وبلاگ جه مقدار درداشتن وبلاگتان موثر بوده است؟

11- ایجاد ارتباط با وبلاگهای دیگر وتبادل اطلاعات ونظرات دیگران در مورد مطالب جه میزان بر داشتن وبلاگتان موثر بوده است ؟

 

12- داشتن یک شخصیت دردنیای مجازی جه میزان در داشتن وبلاگتان موثر بوده است ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

13- چونکه وبلاگ ابزاری قدرتمند برای ارائه نظرات است چه میزان در داشتن وبلاگتان موثر بوده است؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

14 - به خاطر اینکه یک سری کارهای خاص را به صورت راحت و سریع می توان انتقال داد وگرفت مثل نظر سنجی از افراد چه مقدار در ایجاد وبلاگتان موثر بوده است؟

 

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 10:33 |
 

 
در نخستين بخش از اين مصاحبه ها، ايلنا نظر عکاس قديمي و يکي از
پرسابقه ترين عکاسان خبري ايران، آقاي بهمن جلالي را پي جويي نموده
است.در ادامه اين سلسله بحثها، مصاحبه هاي خواندني نيز با عکاسان جوان
و پر تلاش عرصه فتوژورناليسم،آقايان حسن سربخشيان و رضا معطريان
.دربخش هنري سايت ايلنا منعکس گرديده است
،هر چند امکان اظهار نظر و شرح تفصيلي در مورد مصاحبه هاي فوق وجود دارد
اما براي مرور سريع اين مصاحبه ها و دسترسي آسان به انها ، تمامي مصاحبه هاي
...انجام شده را يکجا و بدون تغيير گرد ميآورم


:بهمن جلالي
.عكاسي خبري يكي از پيشروترين شاخه هاي عكس در ايران است

عكاسي خبري يكي از پيشروترين شاخه هاي عكاسي ما است كه حضور فعالي هم
.در مطبوعات داشته است
بهمن جلالي، عكاس و استاد عكاسي كشورمان , ضمن بيان اين نكته به ابعاد
گسترده عكاسي خبري اشاره كرد و به خبرنگار گروه هنر ايلنا گفت: اگر
واقع بينانه بنگريم بعد از دوم خرداد كه آزادي مطبوعات زياد شد ، عكاسي خبري
حضورپررنگي يافت . اما اين روزها با بسته شدن روزنامه ها و كنترل ها , حضور
.عكاسي خبري در نشريات كم رنگ تر شد
،اما به طور كلي عكاسي خبري در كشور ما يكي از قوي ترين شاخه هاي عكاسي است
كه با حضور نسل جوان كه يا خود آموخته بوده و يا از طريق دانشگاه آموزش ديده
است ، ديدگاه تازه و پرشور و شري وارد اين عرصه شده است.وي افزود : عكس
.خبري جايگاه درستي پيدا نكرده و به تصوير بها داده نمي شود

ما عكس را به عنوان رسانه نمي پذيريم و آن را نمي شناسيم .گزارش تصويري نيز
كه قلب فتوژورناليسم دنياست را دست كم مي گيريم . در هر حال عكاسي خبري با
.حضور جوانان پرشور , راه روشني در پيش دارد . البته اگر به آن توجه شود

اين عكاس با سابقه , پيرامون تفارق عكاسي خبري و مستند گفت: مرز ميان اين دو
.بسيار باريك است . عكس خبري هميشه در پرس زماني قرار دارد
اگر عكس در موعد مقرر چاپ نشود , بي فايده است . اما عكاسي مستند , فشار زماني
برايش وجود ندارد و با گذشت زمان دوام مي آورد . اما عكس مستند جايش در مطبوعات
ما نيست در حاليكه ما با مسائل فراواني دست به گريبان هستيم كه مي توانند براي عكاس
.مستند , بسيار زيبا باشند
.به طور كلي عكس خبري , درگير زمان است و عكس مستند در جريان زمان قرار دارد

:جلالي همچنين به راه حل هاي موجود براي داشتن عكاسي خبري پويا اشاره كرد و افزود
سه راهكار براي داشتن عكاسي خبري پوياتر داريم. يكي حضور موج نو عكاسان جوان
و ديگر اينكه نشريات , بهاء بيشتري به عكس بدهند و وضعيت عكس در نشريات مشخص
شود . ضمن اينكه ايجاد سنديكا انجمن صنفي مطبوعاتي كه فعال باشد , مي تواند روند كار
را مناسب تر كند . ما انجمن صنفي مطبوعات داريم كه متاسفانه فعال نيست و عكاس را چه
در عقد قرارداد و چه در تامين عكاس براي نشريات ياري نمي كند . در حاليكه مي توانستند
.با همين نمايشگاه مطبوعات , مردم را با عكس آشنا كنند و عكاسي را رشد ببخشند


:حسن سربخشيان
.عكاسي خبري جايگاه خود را پيدا كرده است

نسبت به 2 دهه گذشته عكاسي خبري , بهترين جايگاه را به
خود اختصاص داده و نيروهاي جوان فعالي در حال تجربه عكاسي
.و فعاليت در اين زمينه هستند
هر چند علي رغم چنين پتانسيلي , روزنامه ها خود را مجاب نمي دانند كه جايگاه عكس را در
سيستم كاري خود ارتقاء ببخشند . "حسن سربخشيان"، عكاس , ضمن بيان اين نكته به جايگاه
عكاسي خبري در ايران اشاره كرد و به خبرنگار گروه هنر ايلنا گفت : از خرداد 76 به بعد
با اتفاقات منحصر به فردي كه رخ داد , مطبوعات رشد چشمگيري داشت و البته شكل جديدي
.هم به آن داده شد

در زمان جنگ البته عكاسان خوبي بودند . اما محدوديت مطبوعات و نيروهاي عكاس باعث شد
كه اين دوره اخير چشمگيرتر باشد . وقايع 76 باعث شد خبرنگاران و نسل جديدي , وارد
:عرصه عكاسي خبري شوند."سربخشيان" به تعريف عكاسي خبري پرداخت و گفت
اطلاع رساني دقيق و به موقع و سريع و استفاده از پتانسيل عكس از ويژگيهاي عكاسي خبري
است و بايد تصوير از نظر عكاسي و خبري ,داراي پتانسيل باشد . اين جز اطلاع رساني درست
و هدايت ذهن بيننده و خواننده نشريه ندارد و بايد آن را با موضوع آشنا كند و با شكلي اصولي تر
.به موضوع بپردازد

ذهن كنجكاو عكاس خبري است كه رسالت او را نسبت به عكاسان ديگر سنگين تر مي كند . به
.گونه اي كه خود خبرنگار باشد و با سرعت و دقت و در نهايت تيزبيني به موضوع بپردازد

وي در ادامه افزود : يك سري اتفاقات روشني در عرصه عكاسي خبري رويداده كه به عينه ديده
مي شود و فعاليت هاي عكاسان جامعه را مجاب كرد و تغيير و تحولي در ديدگاه جامعه نسبت به
عكاسي ايجاد نموده است . البته در رشد عكاسي به جز خود عكاسان , شخص ديگري
موثر نيست .اتفاقات اخير در اين عرصه نشان داده است كه فعاليت هاي عكاسان در مراحل
:آغازين به ثمر رسيده است.سربخشيان به تفارق عكاسي خبري و مستند اشاره كرد و گفت
در عكاسي مستند , عكاس فرصت كافي دارد كه حول محور سوژه اش تحقيق كند يا
فرصت بيشتري براي كار دارد . اما در حوزه كاري ما اين اتفاقات است كه ما را
.هدايت مي كند و سرعت عمل و دقت عكاس را مي طلبد
اينجاست كه وجه تمايز اين دو نوع عكاسي مشخص مي شود

تصميم گيري سريع در عكاسي خبري و حواشي حوادث , آنقدر مهم است كه زمان را براي شما به
مهم ترين عامل بدل مي كند . ولي در عكاسي مستند فرصت براي مراجعه و زمان براي كار
.به وفور وجود دارد
گفتني است "حسن سربخشيان" به تازگي نمايشگاهي از عكس هايش را در گالري گلستان
.به نمايش گذاشت


:رضا معطريان
.مطبوعات ما به ويژگي هاي گفتاري و شنيداري استوار است

عكاسي خبري جايگاه خود را پيدا نكرده و در ايران شناخته نشده
است ." رضا معطريان" , عكاس خبري, درباره جايگاه اين نوع
از عكاسي در ايران , ضمن بيان اين نكته به خبرنگار گروه هنر
ايلنا گفت : عكاسي در دنيا به عنوان زبان جهاني مطرح است و صاحبان قدرت و سرمايه از اين
.رسانه به شكل شايسته اي استفاده مي كنند
تصوير و عكس در همه جاي دنيا گستردگي بسياري دارند و براي دريافت مفاهيم و انتقال
آن بهترين روش هستند . در حاليكه در ايران به اين مقوله توجه نمي شود و مطبوعات ما استوار
.بر ويژگي هاي گفتاري و شنيداري هستند و كمتر به تصوير وقعي مي نهند

وي افزود : در حال حاضر از نظر من دومين مولفه فرهنگي ما بعد از سينما، عكاسي است و اين
هنر - رسانه خارج از مرزهاي ايران مورد توجه قرار گرفته است و عكاسان بزرگ و صاحب
.سبكي از ما در دنيا شناخته شده اند . اين توانايي ها از كوشش خود عكاسان بوده است

پس از 2 خرداد مي توان گفت ؛ رشد عكاسي از سرعت خوبي برخوردار بوده و حركت رو به
جلويي داشته است . ولي صرف حركت آنها كافي نيست و نيازمند مكمل براي رسيدن به رشد و
.توسعه است تا پا به پاي عكاسان پيش بروند

اين عكاس به بيان معضلات عكاسي خبري در ايران پرداخت و گفت : در ايران , عكاسي خبري
شامل اتفاقات روز سياسي و اجتماعي مي شود و بيشتر درگير اخبار روز هستيم كه معطوف به
حوزه هاي قدرت سياسي است و شامل عكس هايي از مراكز قدرت سياسي و ترجيحا اجتماعي
است . در زمينه اجتماعي نيز تنها به تك عكس خبري بسنده مي شود و ناهنجاريهاي اجتماعي و
.تحولات در حد چند فريم خلاصه مي شود

.گزارش هاي تصويري نيز شامل چندين عكس از يك اتفاق هستند كه چندان مربوط بهم نيز نيستند
در حاليكه گزارش تصويري بايد نگاه عكاس را به يك پديده دنبال كرده باشد و زاويه نگاه او را
.بيان كند . اين نوع نگاه در عكاسي , نشات گرفته از عدم توجه به معقوله تصوير است
.عكاسان ما اينطور نيستند اما اين فضاي غالب بر آنهاست

گفتني است" معطريان" به همراه" عباس كوثري" در نمايشگاه عكسي در سوريه
.حضور خواهند يافت

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 17:22 |
 

معلوم بود یعنی من نگفتم خود بچه ها فهمیدم تابلو بود بابا

حبيب كاشاني" به عنوان مديرعامل جديد باشگاه فرهنگي ورزشي پرسپوليس تهران منصوب شد.

در نشست اعضاي هيات مديره باشگاه پرسپوليس كه يكشنبه شب در دفتر "كيومرث هاشمي" سرپرست فدراسيون فوتبال برگزار شد، كاشاني به مديريت عامل اين باشگاه برگزيده شد.

در اين جلسه در خصوص مسائل مالي و برنامه‌هاي آتي تيم فوتبال باشگاه پرسپوليس براي حضور در فصل آينده ليگ برتر بحث و تبادل نظر به عمل آمد.

در پايان اين نشست مقرر شد، كاشاني در ‪ ۱۰‬روز آينده وضعيت كادر فني تيم پرسپوليس را مشخص كند.

در اين جلسه، مهندس "محمد علي آبادي" رييس سازمان تربيت بدني، "علي سعيدلو" و " محمدحسن انصاريفرد" اعضاي هيات مديره باشگاه پرسپوليس حضور نداشتند.



+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 17:5 |

 

شاید شما هم این جمله را شنیده باشید : لطفا به گیرنده های خود دست نزنید ! اشکال از فرستنده است !

معمولا هر وقت که فرستنده ای دچار نقص فنی می شود و پیام با مشکل مخابره می شود فرستنده ها این جمله را به مخاطبان خود هشدار می دهند .

اما همیشه هم این طور نیست ، یعنی روزانه صدها پیام از طریق فرستنده ها مخابره می شود بدون اینکه مخاطب هشداری دریافت کند یا از تحریف آن پیام با خبر شود .

در واقع ، بعضی فرستنده ها هستند که می خواهند خبرها را با پاریزیت های محتوایی به اطلاع مخاطبان برسانند و به قدری این کار را ماهرانه انجام می دهند که کسی سانسور آن را متوجه نمی شود .

این اساس سانسور به شیوه نوین است ، که اخبار حذف نمی شوند بلکه تغییر می کنند.

شیخ الاسلامی (مدرس ارتباطات ) درباره این تغییرات می گوید :" شاید فکر کنیم که با وجود سایتها و وبلاگها و افزایش شبکه های رادیویی و تلویزیونی سانسور وجود ندارد اما این فکر کاملا اشتباه است . سانسور هنوز هست و فقط شکل آن تغییر کرده است .

نشست خبری آقای احمدی نژاد را که در دی ماه 85 برگزار شد به خاطر بیاورید، یادتان هست که شبکه سی ان ان در ترجمه همزمان ، واژه تسلیحات هسته ای را به جای انرژی هسته ای به کار برد ؟!

یا در یازدهم سپتامبر که سی ان ان دو مسلمان را به دست داشتن در این حادثه متهم کرد ،در هر دو مورد وقتی که کار از کار گذشته و خبر تاثیرش را گذاشته بود جواب ، فقط یک عذرخواهی ساده بود .

اینها نمونه های سانسور نوین رسانه ای هستند که بی بی سی و فاکس نیوز هم بارها به روش های مختلف انجام داده اند .

اما این روشها کدامند ؟

شیخ الاسلامی در این مورد می گوید :" گاهی اوقات یک خبر به طور کامل پخش نمی شود بلکه ، بسته ای از خبر پخش می شود . بسته ای از اخبار راست و دروغ که هدف گذاری مشخصی دارد . در نهایت مخاطب ، به سمت نتیجه ای که آنها می خواهند هدایت می شود .

به گفته کارشناسان رسانه تا کنون حدود 170 روش برای چینش خبر شناسایی شده است . اما هر روز می تواند روش های جدیدی برای این موضوع ایجا د شود چون ، روش های سانسور به خلاقیت ذهن بستگی دارد.

فضایلی (مدیر خبرگزاری فارس) درباره این روش ها می گوید :"در دنیای امروز بوق های تبلیغاتی و رسانه های پرقدرت به قدری صدای خود را بالا می برند که صدای دیگران شنیده نشود .

دانیل بل (جامعه شناس آمریکایی ) در این خصوص چنین تعریفی ارائه می کند :در دنیای امروز ، رسانه ها مغزها را به انباری عظیم از همه چیز تبدیل می کنند ، بعد با مسخ کردن و غرق کردن و تبدیل به ماشین و مجسمه کردن از طریق ریزش سیل آسای علم و دانش و خبر و موج تبلیغاتی برسرو رویشان انگار به شکل جدیدی آنها را خنگ می کنند .

محکی ( مدرس دانشگاه ) در این مورد می گوید :"رسانه های غربی با شیوه هایی مثل در هم چیدن کارتها که در واقع خبرهای راست و دروغ را در کنار هم چیدن است یا برشی که در واقع بیان بخشی از واقعیت است سعی می کنند تا شیوه های مدرن سانسور را اعمال کنند.

حمله همه جانبه هم یکی از روش های نوین سانسور است . مثلا در ماه اوت 1996 ، یک روزنامه محلی از دخالت سازمان سیا در حمل محموله های بزرگ مواد مخدر به شرق لوس آنجلس پرده برداشت . در پی انتشار این خبر ، رسانه های بزرگ آمریکا و غرب در اقدامی مشترک دست به حمله همه جانبه زدند.

واشنگتن پست ، نیویورک تایمز و بی بی سی این اقدام را تکذیب کردند و کار به قدری بالا گرفت که عملکرد این روزنامه به عنوان (کار روزنامه نگاری کثیف) تقبیح شد .

به هر حال ، باید همیشه این نکته را به خاطر داشت که در دنیای امروز اگرچه دیگر مانند قصه های افسانه ای اژدها وجود ندارد اما اژدهای دیگری به نام اژدهای رسانه ای هست که بدون هیچ نشانه ظاهری می تواند حقایق را ببلعد و از انتشار آن جلوگیری کند .

در دنیای امروز هیاهوی رسانه ها می تواند از شنیدن صداهای دیگر جلوگیری کند . به گفته پزشکان اگر فرکانس صدا و امواج از حدی بگذرد ناشنوایی به همراه دارد ، پس مراقب باشید که تا بین این همه سر و صدا حقیقت را گم نکنید .

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 16:49 |
== نخستین عکاسی در شب (در ایران) ==
نخستین عکاسخانه‌ای که توانست در شب عکس برداشته و بر آن تبلیغ بکند عکاسخانه "محمد جعفر خادم" نزدیک چهار راه حسن آباد بود، (تا آن زمان بجز در روز و توسط نور آفتاب گرفتن عکس مقدور نبود). وی با به کار گیری نور مصنوعی چراغ‌های الکتریکی توانست در عکاسخانه خود که تا آن زمان فقط با استفاده از نور روز عکس برداری امکان‌پذیر بود، امکان عکس برداری در محیط بسته عکاسخانه را در روز و شب فراهم کند. عکس برداری به این روش به دلیل به کارگیری نیروی الکتریسیته بسیار گران و تقریباً 3برابر قیمت عکس‌هایی بود که در نور روز گرفته می‌‌شد.

برای آگاهی بیش تر نگاه کنید به:

ذکا،یحیی،''تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران''،انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1376،مقاله مربوط به محمد جعفر خادم

== نخستین کسی که عکس را به روش صفحه ی نقره‌ای "داگروتیپ"چاپ کرد ==
نخستین آغاز گران عکاسی در ایران، اروپاییانی از کشورهای روسیه،
فرانسه، اتریش و ایتالیا بودند که در مدرسه دارالفنون نیز تدریس می‌‌کردند. عکاسی نیز پس از 1860 در برنامه‌های درسی دارالفنون گنجانده شد. نخستین خارجی که در ایران با روش صفحهٔ نقره عکسبرداری کرد دیپلمات جوان روسی به نام نیکلای پاولوف بود. پس از وی ژول ریشار فرانسوی نیز که در حدود سالهای 1844-1846 به ایران آمد با این روش عکسبرداری کرد و سپس در دارالفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت وی پس از آنکه دین اسلام را برگزید، نام "میرزا رضا خان" را برای خود انتخاب کرد. " کرشیش" اتریشی معلم توپخانه دارالفنون و فوکتی ایتالیایی نیز از نخستین کسانی بودند که دست به تجربیاتی اندک در عکاسی زدند.
در کتاب المآثروالآثار تالیف محمد حسن خان اعتماد السلطنه که به سال 1307 قمری تالیف یافته است مطلبی با عنوان '''ترویج علم و عمل عکس''' به این شرح آمده است که خالی از خطای تاریخی در برشمردن وقایع صحیح تاریخ عکاسی ایران نیست.
" علم عکاسی که از شعب علوم طبیعی است، در این عهد [ناصری] جاوید مهد،رواج گرفته و انتشار یافت. اگر چه نمونهً آن در اواخر سلطنت مرحوم محمد شاه به دست ریشارخان[!!!؟] سرتیپ، معلم زبان فرانسه و انگلیسی و غیره ارائه شد، اما اصل شیاع و تکمیل این صنعت و انتشار عمل عکس را که مسیو ریشارخان آورده و بر روی صفحه نقره‌ای می‌‌انداختند، اسمش را داگئروتیپ می‌‌گفتند به اسم شخصی است که مخترع آن بود... اینک شمارهً اساتید عکاسین و مواقع عکاسخانه‌ها در دارالخلافه طهران و سایر بلاد معظمهً ایران صعوبت واَشکالی به کمال دارد"
بدین ترتیب، می‌‌توان گفت که عکاسی در اواخر حکومت محمد شاه قاجار یعنی در سالهای قبل از 1264 قمری که ناصرالدین شاه قاجار به سلطنت رسید به ایران وارد شده است. درست بعد از سه سال که از اختراع عکاسی به روش داگروتیپ در فرانسه گذشته بود، این پدیدهً نوظهور به کشور ایران راه پیدا کرد. عکاسی، پس از به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه با توجه به اشتیاق فراوان شاه، دوران پیشرفت و تعالی خود را تا مرزهای هنر گسترش داد.

برای آگاهی بیشتر نک:

سرآغاز عکاسی در ایران، دانا استاین، ترجمه ابراهیم هاشمی ، نشر اسپرک، تهران 1367
طهماسب پور،محمدرضا،''ناصرالدین،شاهِ عکاس''،نشر تاریخ ایران، تهران 1381

 

== اولین عکاس خانه عمومی در ایران ==
در آغاز رواج فن عکاسی در ایران،نخستین عکاسخانه در تهران '''عکاسخانهً مبارکهً همایونی''' در کاخ گلستان بود که به فرمان ناصرالدین شاه و برای امور شخصی و دولتی در دربار ایجاد شده بود که همگان به آنجا راه نداشتند. اما پس از چندی نخستین عکاسخانه برای استفاده عموم به فرمان ناصرالدین شاه در تهران تأسیس شد.
در '''روزنامه دولت علیه ایران''' که به سال 1285 هجری قمری منتشر شده، اعلانی در باره تأسیس این عکاسخانه عمومی به شرح زیر آمده است:
 " '''اعلانات'''
چون اغلب مردم زیاده از حد مایل و راغب هستند که عکس خود را بیاندازند و در عکاسخانهً مبارکهً دولتی همه کس نمی‌توانست برود و عکس خود را بیاندازد،عکاسباشی "عباسعلی بیگ" آدم خود را، که مدتها در زیر دست او بوده و تربیت شده و در عکاسی کمال مهارت را پیدا کرده بود،قرار گذاشت در خیابان جباخانهً مبارکه(باب همایون کنونی) حجره‌ای ترتیب واسباب عکاسی آماده نماید تا هر کس را میل انداختن عکس خود باشد، درآنجا رفته عکس بیاندازد و قیمت آن هم موقوف به بزرگ و کوچکی عکس است: عکس بزرگ یکی چهار هزار "دینار" است تا دوازده عدد. پس از آن، هر کس زیادتر طالب باشد، یکی سه هزار دینار است، عکسکوچک یکی دوهزار دینار است تا دوازده عدد. بعد از آن هر کس زیادتر بخواهد، یکی سی "شاهی" است."
از این تاریخ به بعد، گشایش عکاسخانه‌ها در تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران مانند اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز و رشت رو به فزونی بوده است چنانکه اعتماد السلطنه در کتاب ''المآثر والآثار'' که تاریخ چهل سال فعالیت‌های سیاسی،فرهنگی و اجتماعی دوران ناصری را در بر دارد، تعداد عکاسخانه‌ها و استادان عکاسی را در تهران و سایر بلاد ایران بسیار زیاد و خارج از حد شمارش، نوشته است."

برای آگاهی بیشتر نک:

1- طهماسب پور،محمدرضا، ''ناصرالدین،شاهِ عکاس'' ،نشر تاریخ ایران، تهران 1381،صص 52

 

== نخستین عکاسان زن ایرانی ==
نخستین عکاسان زن ایرانی را باید در میان زنان حرمسرای ناصرالدین شاه قاجار که خود شیفتهٔ این فن بود جستجو کرد. در برخی از آلبوم‌های ناصری که در آلبوم خانه کاخ گلستان موجود است، آثاری از این زنان عکاس که به طور تفننی به عکاسی می‌‌پرداخته‌اند دیده می‌‌شود. اما نخستین زن ایرانی که به صراحت بر عکاسی او اشاره رفته، '''عزت ملک خانم''' ملقب به '''"''اشرف السلطنه''"''' همسر محمد حسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات دوران ناصری است که عکاسی را از "شاهزاده محمدمیرزا" پسر عموی خود فرا گرفته است. اعتمادالسلطنه در کتاب ارزشمند خود، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که شامل وقایع چهل سال زندگی پر ماجرای وی در دربار ناصرالدین شاه است، بارها به عکاسی وی اشاره کرده است. شرح روشنگری را نیز یکی از بستگان اشرف السلطنه در مقدمه چاپ‌های بعدی این کتاب در معرفی اشرف السلطنه و فعالیت‌های او از جمله عکاسی نوشته است.
از دیگر عکاسان زن ایرانی می‌‌توان به زنان خانواده '''معیر الممالک''' اشاره کرد که به لحاظ آشنایی معیر و دارا بودن عکاسخانه‌ای مجهز در منزل شخصی امکان عکسبرداری توسط زنان وی فراهم بوده است.
دو تن از زنان دوران ناصری نیز به نام‌های '''فاطمه سلطان خانم''' همسر میرزا حسنعلی عکاس و '''عُذرا خانم''' همسر آقا یوسف عکاس که از عکاس باشی‌های شاه بوده‌اند به عکاسی می‌‌پرداخته اند. همسر و دختر آنتوان خان سوریوگین، عکاس نامدار دوران ناصری تا رضا شاه را نیز باید در شمار نخستین زنان عکاس در ایران نیاورد.

 

 

== نخستین عکاس آثار تاریخی ایران ==
لوئیجی پشِه سرهنگی از اهالی "ناپل"ایتالیا و معلم پیاده نظام ارتش ایران که خود عکاسی پرشور و شوق بود، در 1848 به ایران مهاجرت کرد تا فرماندهی کل قوای پیاده نظام ایران را بر عهده گیرد. وی نخستین عکس‌ها را به روش کلودیون تر از آثار باستانی تخت جمشید و برخی مناظر شیراز گرفته است.
پشه این عکس‌ها را با هزینه خود و در سفری که به فوریت " به طرز چاپاری" به شیراز رفته گرفته و در آلبومی به ناصرالدین شاه قاجار اهدا کرده است. این آلبوم که قدیم‌ترین آلبوم موجود در آلبوم خانه کاخ گلستان است نمونه‌های دیگری نیز در کتابخانه‌های مشهور دنیا دارد.
آلبوم پشه از جهات بسیاری قابل اهمیت است. این آلبوم اولین '''گزارش تصویری''' و نخستین '''عکس‌های مستند''' و اولین عکس‌ها از '''آثار باستانی''' را در خود جای داده است.

برای آگاهی بیشتر نک:

طهماسب پور،محمدرضا، ''ناصرالدین،شاهِ عکاس''، نشر تاریخ ایران، تهران 1381، مقاله: ''گزارش‌های تصویری در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه''
نیز نک: ایتالیایی ها و عکاسی در ایران، محمدرضا طهماسب پور، نشر قو، تهران 1385

 

 

== نخستین انجمن عکاسی ==
از جمله مهم‌ترین و چشمگیرترین فعالیتها در زمینهً عکاسی در ایران، تاًسیس انجمن عکاسی آبادان در سال 1337 است. این اقدام، اولین گام برای ایجاد کانون فعالیت سازمان یافتهً عکاسی در ایران بود که سعی در پرورش ذوق علاقه مندان به عکاسی در قالب سازمانی دولتی (شرکت ملی نفت ایران)داشت.
برای آگاهی بیشتر درباره این مطلب، نک: چنعانی، حسین، انجمن عکاسی آبادان، ''نشریه عکاسی خلاق''، بهار 1384 ش:دوم،س: اول، صص 85-61

 

 

== نخستین مقاله در مورد هنر عکاسی به زبان فارسی ==
در سال 1319 هجری قمری یعنی حدود شصت سال بعد از
پیدایش هنر عکاسی در [[ایران]]، برای اولین بار مقاله‌ای تحت
عنوان آقا احمد ما عکاسی می‌‌کند در کتابی به نام سفینهً
طالبی که به کتاب احمد معروف است، توسط " عبدالرحیم بن
ابوطالب نجار تبریزی" چاپ و منتشر شد که به زبانی ساده و
همه فهم، نکات علمی و فنی عکاسی را به شکلی که در آن
زمان رایج بود در قالبی داستان گونه تشریح می‌‌نمود. در
قسمتی از این مقاله آمده است: " احمد آنها را استمالت
می کند که روی کرسی بنشاند و عکس بردارد. هیچکدام
راضی نمی‌شدند ... بالاخره، ماهرخ راضی شده به کرسی
نشست. احمد گفت حرکت نکن ... و بعد رفت سرپوش ماهوت
دستگاه عکاسی را برداشت و نگاه کرد که ماهرخ چطور
نشسته است. بعد یکدفعه پایش را به زمین زد و دستش را
تکان داد و همان طور سر پوشیده صدا نمود: خانم آرام باش
مرا معطل نکن. ماهرخ گفت: من حرکت نمی‌کنم. احمد گفت
دروغ می‌‌گویی. تا ماهرخ این حرف قبیح را از برادرش شنید
از کرس پایین آمد و تغیر نمود که احمد چرا نسبت دروغگویی
به من داد ... احمد گفت: چون ماهرخ را از همه زیاده دوست
دارم، می‌‌خواستم عکس او را بردارم و نشاندم به کرسی رفتم
نگاه بکنم دیدم معلق نشست ... و عمل مرا ضایع کرد...". در
اینجا نویسنده این مقاله در تشریح دوربین عکاسی، آن را چنین
توصیف نمود: " دستگاه عکاسی که کامیراوبسکور باشد قوطی
مربعی است نصفش ثابت و نصف دیگرش را به واسطهً پرده های
فنری می‌‌شود قصیر و طویل نمود. در سر سه پایه منصوب
است. داخل آن را رنگ سیاه زده‌اند و از تابش روشنایی محفوظ
میدارند. شیشهً مدوری در منظرهً آن نسب شده است، سرپوشی
و پیچی دارد که به واسطه آن شیشه را قبض و بسط می‌‌دهند
آن را شیشه جامعه گویند. ذرات شعاع جمع شده منکسراً به
شیشهً جاذبه که در مقطع اندرونی قوطی مربع است، می‌‌رسد
و در آنجا صورت می‌‌بندد ... ". این مقاله به تحقیق اولین
مقاله‌ای است که به [[فارسی|زبان فارسی]] نوشته شده و دارای جنبهً
آموزشی می‌‌باشد و چهارده سال پس از انتشار آن، یعنی در
سال 1313 هجری قمری اولین کتاب علمی و آموزشی توسط
مسیو پاپاریان انتشار یافت که طی آن تشریح فنی کاملی از
وسائل و تکنیکهای عکاسی و ظهور فیلم و چاپ عکس به
دست آمده و از نظر تاریخی برای کسانی که بخواهند دربارهً
تاریخ عکاسی ایران مطالعه و تحقیق نمایند جالب و با ارزش است

 

== جستارهای وابسته ==
[[نخستین‌ها در ایران]]

----
برگرفته از تالارهای گفتگوی آزاد [http://www.goftman.com گفتمان]
نخستین عکاس ایرانی
نخستین مرد عکاس [[ایرانی را ناصرالدین شاه دانسته‌اند کهبه قصد عکس گرفتن از زنان حرمسرا, ماردش ,مهد علیا،عکاسی را از شخصی فرانسوی به نام "موسیو کارلهیان " که به همراه امین الملک برای گرفتن عکس شاه به ایرانآمده بود، آموخت. اعتماد السلطنه در جایی در کتاب خاطراتش می‌‌نویسد:"شاه چند روزی است که عکاسی می‌‌فرمایند".کتابهای معتبر تاریخی، پدر عکاسی ایران را آقارضا عکاسباشی می‌‌دانند. این مرد اولین عکاس مخصوص ناصرالدین شاه بود و عکسهای بسیاری به امضای او موجوداست.

[ویرایش]
نخستین عکاسی در شب (در ایران)
نخستین عکاسی که توانست در شب عکس برداشته و بر آن تبلیغ بکند عکاسی جعفر خادم نزدیک چهار راه حسن آباد بود، (تا آن زمان بجز در روز و توسط نور آفتاب گرفتن عکس مقدور نبود). وی از ابتکار یا اطلاعی که به دست آورده بود، به این صورت عمل می‌‌کرد: پودر منیزیم را در ظرف درازی ریخته دو طرف پودر را به سر سیم لخت برق وصل نموده، با آماده شدن عکس خواهان کلید برق را زده منیزیم مشتعل و تولید نور درخشان آنی می‌‌نمود و در این هنگام هم بود که فلاش او به کار می‌‌افتاد و به همین خاطر در ابتدا به جهت کمی رقیب, عکس شب بسیار گران و تقریباً سه برابر قیمت عکسهای روز بود.

[ویرایش]
نخستین کسی که عکس را به روش چاپ نقره‌ای چاپ کرد
نخستین دست اندرکاران عکاسی در ایران، اروپاییانی از فرانسه، اتریش و ایتالیا بودند که در دارالفنون تدریس می‌‌کردند. عکاسی نیز پس از 1860 در برنامه‌های درسی دارالفنون گنجانده شد.  نخستین فرد خارجی که در ایران عکس را با روش صفحه ی نقره‌ای چاپ کرد نیکلای پاولوف دیپلمات جوان روسی بود که در سال 1842ق-1258ق به ایران آمد و نخستین عکس ها را به روش داگرئو تیپ از محمد شاه و درباریان برداشت. پس از وی ژول ریشار فرانسوی است که در سال 1844م. باز به روش داگرئوتیپ عکسبرداری کرد وبعدهادر دارالفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت و پس از آنکه اسلام آورد، نام "میرزا رضا خان" را برای خود انتخاب کرد و دیگری "کرشیش" اتریشی معلم توپخانه دارالفنون بود. در کتاب المآثروالآثار تالیف محمد حسن خان اعتماد السلطنه که به سال 1307 قمری تالیف یافته است مطلبی با عنوان ترویج علم و عمل عکس به این شرح آمده است:" عکس که از شعب علم طبیعی است، در این عهد (قاجاریه) رواج گرفته و انتشار یافت. اگر چه نمونهً آن در اواخر سلطنت مرحوم محمد شاه به دست ریشارخان سرتیپ، معلم زبان فرانسه و انگلیسی و غیره ارائه شد، اما اصل شیاع و تکمیل صنعت و انتشار عمل عکس را که مسیو ریشارخان آورده و بر روی صفحه نقره‌ای می‌‌انداختند، اسمش را داگئروتیپ می‌‌گفتند به اسم شخصی که مخترع آن بود و اینک شمارهً اساتید عکاسی و مواقع عکاسخانه‌ها در دارالخلافه طهران (تهران) و سایر بلاد معظمهً ایران صعوبت و اشکالی به کمال دارد. بدین ترتیب می‌‌توان گفت که عکاسی در اواخر حکومت محمد شاه قاجار یعنی در سالهای قبل از 1264 قمری که ناصرالدین شاه قاجار به سلطنت رسید، بیش از 140 سال قبل، وارد ایران شده است. درست بعد از سه سالی که از اختراع عکاسی گذشته بود، این پدیدهً نوظهور به کشور ایران راه پیدا کرد.
[ویرایش]
اولین عکاسخانه عمومی در ایران
در اوان رواج صنعت عکاسی در ایران، تنها عکاسخانه تهران عکاسخانهً مبارکهً دولتی بود و همگان به آنجا راه نداشتند.در سال 1285 هجری قمری آمده است: " اعلانات: چون اغلب مردم زیاده از حد مایل و راغب هستند که عکس خود را بیاندازند و در عکاسخانهً مبارکهً دولتی همه کس نمی‌توانست برود و عکس خود را بیاندازد، عکاسباشی "عباسعلی بیگ" آدم خود را، که مدتها در زیر دست او بوده و تربیت شده و در عکاسی کمال مهارت را پیدا کرده بود، قرار گذاشت در خیابان جباخانهً مبارکه حجره‌ای ترتیب و اسباب عکاسی آماده نماید تا هر کس را میل انداختن عکس خود باشد، در آنجا رفته عکس بیاندازد و قیمت آن هم موقوف به بزرگ و کوچکی عکس است: عکس بزرگ یکی چهار هزار دینار است تا دوازده عدد. پس از آن هر کس زیادتر طالب باشد، یکی سه هزار دینار است، عکس کوچک یکی دوهزار دینار است تا دوازده عدد. بعد از آن هر کس زیادتر بخواهد، یکی سی شاهی است." دربارهً نخستین عکاسخانه تهران روایت دیگری نیز در کتاب دارالخلافه تهران و تهران قدیم ذکر شده است بدین شرح که: نخستین عکاسخانهً تهران در خیابان علاءالدوله گشایش یافت و متعلق به روسی خان بود و بعد از وی فردی به نام " ماشاءالله " اقدام به برپایی عکاسخانه‌ای در بازار بین الحرمین نمود که به عکاسخانهً بین الحرمین ماشاءالله شهرت داشت. روسی خان که نخستین عکاسخانه عمومی را در تهران دایر نمود اسم اصلی اش مهدی و مدتها شاگرد " میرزا عبدالله قاجار" بود و بعد از فوت مظفرالدین شاه و در آغاز سلطنت محمد علی شاه مدتی نیز ریاست بخش عکاسی مدرسهً دارالفنون را بر عهده داشت.

[ویرایش]
نخستین زن عکاس ایرانی
نخستین زن ایرانی که نامش به عنوان اولین زن عکاس ایرانی به ثبت رسیده، " اشرف السلطنه" همسر محمد حسن خان اعتماد السلطنه است که عکاسی را از "[[شاهزاده محمد میرزا]] " آموخته و راًسا به فعالیت در آن پرداخته است.

[ویرایش]
نختین عکاس آثار تاریخی ایران
لوئیچی پشِه سرهنگی از اهالی ناپل، ایتالیا که خود عکاسی پرشور و شوق بود در 1848 به ایران مهاجرت کرد تا فرماندهی کل قوای پیاده نظام ایران را بر عهده گیرد وی در مارس 1861 در نامه‌ای به " کنت کاوور " ضمن درخواست بازگشت به ایتالیا خاطر نشان کرد که " آلبومی از جالبترین آثار آثار تاریخی ایران که تاکنون کسی از آنها عکس نگرفته و نگارنده اولین کسی بوده که فکر آن به خاطرش خطور کرده " تهیه نموده است. در ژانویه همان سال، " پشِه " نسخهً دیگری از آلبوم را برای " ویلیام اول " پادشاه پروس فرستاد. تا کنون تصور می‌‌شد " پشِه" که شامل نخستین عکسهای مستند مربوط به ایران است مفقود شده است. اما اخیراً آلبومی شامل پنجاه قطعه عکس، که عناوینی به زبان ایتالیایی با خطی بسیار خوش در حاشیهً آن نوشته شده، در یک مجموعهً شخصی در رم یافت شد و اعتقاد بر این است که این همان آلبومی است که " پشِه " برای" کنت کاوور " فرستاده بود. آلبوم دیگری نیز در 1977 به موزهً هنر کالن شهر نیویورک اهدا شده که شامل 75 قطعه عکس است که با روشهای چاپ سپیاتون سالت و آلبومین تهیه شده است (امضای پشِه روی بیش از یک سوم نگاتیوها دیده می‌‌شود). این آلبوم احتمالاً همان آلبومی است که او برای " ویلیام اول " پادشاه پروس فرستاده بود.
نیز نک به: ایتالیایی ها و عکاسی در ایران، محمدرضا طهماسب پور، نشر قو، تهران 1385
[ویرایش]
نخستین انجمن عکاسی
از جمله مهم‌ترین و چشمگیرترین فعالیتها در زمینهً عکاسی در ایران، تاًسیس انجمن عکاسی آبادان در سال 1337 است. این اقدام، اولین گام برای ایجاد کانون فعالیت سازمان یافتهً عکاسی در ایران بود که سعی در پرورش ذوق علاقه مندان به عکاسی داشت.

[ویرایش]
نخستین مقاله در مورد هنر عکاسی به زبان فارسی
در سال 1319 هجری قمری یعنی حدود شصت سال بعد از پیدایش هنر عکاسی در ایران، برای اولین بار مقاله‌ای تحت عنوان آقا احمد ما عکاسی می‌‌کند در کتابی به نام سفینهً طالبی که به کتاب احمد معروف است، توسط " عبدالرحیم بن ابوطالب نجار تبریزی" چاپ و منتشر شد که به زبانی ساده و همه فهم، نکات علمی و فنی عکاسی را به شکلی که در آن زمان رایج بود در قالبی داستان گونه تشریح می‌‌نمود. در قسمتی از این مقاله آمده است: " احمد آنها را استمالت می‌‌کند که روی کرسی بنشاند و عکس بردارد. هیچکدام راضی نمی‌شدند ... بالاخره، ماهرخ راضی شده به کرسی نشست. احمد گفت حرکت نکن ... و بعد رفت سرپوش ماهوت دستگاه عکاسی را برداشت و نگاه کرد که ماهرخ چطور نشسته است. بعد یکدفعه پایش را به زمین زد و دستش را تکان داد و همان طور سر پوشیده صدا نمود: خانم آرام باش مرا معطل نکن. ماهرخ گفت: من حرکت نمی‌کنم. احمد گفت دروغ می‌‌گویی. تا ماهرخ این حرف قبیح را از برادرش شنید از کرس پایین آمد و تغیر نمود که احمد چرا نسبت دروغگویی به من داد ... احمد گفت: چون ماهرخ را از همه زیاده دوست دارم، می‌‌خواستم عکس او را بردارم و نشاندم به کرسی رفتم نگاه بکنم دیدم معلق نشست ... و عمل مرا ضایع کرد...". در اینجا نویسنده این مقاله در تشریح دوربین عکاسی، آن را چنین توصیف نمود: " دستگاه عکاسی که کامیراوبسکور باشد قوطی مربعی است نصفش ثابت و نصف دیگرش را به واسطهً پرده‌های فنری می‌‌شود قصیر و طویل نمود. در سر سه پایه منصوب است. داخل آن را رنگ سیاه زده‌اند و از تابش روشنایی محفوظ میدارند. شیشهً مدوری در منظرهً آن نسب شده است، سرپوشی و پیچی دارد که به واسطه آن شیشه را قبض و بسط می‌‌دهند آن را شیشه جامعه گویند. ذرات شعاع جمع شده منکسراً به شیشهً جاذبه که در مقطع اندرونی قوطی مربع است، می‌‌رسد و در آنجا صورت می‌‌بندد ... ". این مقاله به تحقیق اولین مقاله‌ای است که به زبان فارسی نوشته شده و دارای جنبهً آموزشی می‌‌باشد و چهارده سال پس از انتشار آن، یعنی در سال 1313 هجری قمری اولین کتاب علمی و آموزشی توسط مسیو پاپاریان انتشار یافت که طی آن تشریح فنی کاملی از وسائل و تکنیکهای عکاسی و ظهور فیلم و چاپ عکس به دست آمده و از نظر تارخی برای کسانی که بخواهند دربارهً تاریخ عکاسی ایران مطالعه و تحقیق نمایند جالب و با ارزش است

[ویرایش]
جستارهای وابسته
نخستین‌ها در ایران


--------------------------------------------------------------------------------

برگرفته از تالارهای گفتگوی آزاد گفتمان

 

 


 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 16:18 |
فيلمبرداري تله‌فيلم «زهر و پاد زهر» كه به تهيه‌كنندگي اميرحسين شريفي و به كارگرداني آرش معيريان از 12 خرداد در تهران آغاز شده بود، پس از 15 روز به پايان رسيد

به نقل از روابط عمومي آفاق فيلم، ديروز آخرين سكانس «زهر و پادزهر» در اداره تشخيص هويت واقع در خيابان نوفل لوشاتو تهران فيلمبرداري شد و گروه توليد اين تله‌فيلم به پايان كار خود رسيد.
بر اساس اين گزارش، امير اديب‌پرور كه همزمان اين فيلم را تدوين مي‌كرد، حجم عمده‌اي از اين كار را به‌پايان برده و همزمان، شهاب رمضان در حال ضبط موسيقي «زهر و پادزهر» در استوديو آفاق است.
اميرحسين شريفي به روابط عمومي آفاق اعلام كرد:ان‌شاالله تا اوائل هفته آينده، «زهر و پاد زهر» را به گروه فيلم و سريال شبكه يك تحويل خواهيم داد.
«زهر و پاد زهر» عنوان يك تله‌فيلم 90دقيقه اي است كه براي گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما در دست توليد است.
اين تله‌فيلم به معضل موادمخدر و قرصهاي اكستازي مي‌پردازد و به گفته اميرحسين شريفي حجت قاسم زاده‌اصل به عنوان نويسنده فيلمنامه، تلاش كرده تا از زاويه جديدي با اين سوژه روبه رو شود.

امير حسين شريفي اضافه كرد:اين فيلم سه روز پس از روز جهاني مبارزه با موادمخدر در روز جمعه 8 تير به‌روي آنتن شبكه يك خواهد رفت.
نقش اصلي «زهر و پادزهر» را حميدرضا پگاه بازي مي كند. او در اين كار، در نقش يك مامور نيروي انتظامي مبارزه با موادمخدر به اسم سروان مختاري ظاهر مي‌شود.
مهدي صبايي در نقش سروان اميري و سحر زكريا در نقش سروان طلوعي ، همكاران او هستند و سياوش طهمورث هم با جان بخشيدن به نقش سرهنگ جلالي ، صف‌آرايي نيروهاي مثبت فيلم را كامل مي‌كنند.
معيريان كه پيش از ساخت فيلم‌هاي سينمايي‌اش، دو فيلم ويدئويي با همين موضوع را براي كميسيون مبارزه با موادمخدر جلوي دوربين برده ، تلاش مي‌كند كه كار جديدش از نظر ساختاري با كارهاي مشابه متفاوت باشد. يكي از اين تفاوت‌ها، استفاده از تكنيك دوربين روي دست در بيشتر صحنه‌هاي كار از جمله صحنه‌هاي تعقيب و گريز و حتي لحظات عاطفي كار است.
سازنده كما، شارلاتان، آن كه دريا مي‌رود و احضار شدگان؛ كارگرداني فيلم آواز سندباد را نيز ماه گذشته در لبنان به پايان رساند و پروانه ساخت يك فيلم جديد به نام «اگر درست بازي كني» تهيه‌كنندگي يداله‌شهيدي را هم در دست دارد.

..........................................................................................................................................

۲۹ خرداد ماه سالروز درگذشت انساني است كه در طول دوران فعاليت علمي خود از جستجو و كاويدن باز نماند و از تحول نهراسيد

دكتر علي شريعتي در سال 1312 در روستاي مزينان از حوالي شهرستان سبزوار متولد شد. پدر پدر بزرگ وي، ملاقربانعلي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار (حاج ملاهادي سبزواري) محسوب مي شد.
پدرش استاد محمد تقي شريعتي (موسس كانون حقايق اسلامي در مشهد) و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود.
شريعتي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن يمين ثبت‌نام كرد و بعد از مدتي پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان (كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه او از حكومت ملي بود، واقع شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحميد جوده السحار) كرد. در اواسط سال 1331 تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد و همزمان به فعاليت‌هاي سياسي‌اش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته شده است.
در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالها است كه آثاري از اخوان ثالث مانند كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسيد و او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در نهضت (جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده كه علي شريعتي يكي از اعضا آن جمعيت بود) شكلگرفت. آشنايي او با پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 شد و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد ماه 1338 براي ادامه تحصيل به فرانسه رفت. در طول دوران تحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضتهاي ملي افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد و به دنبال افشاي قتل پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوي سياهپوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله دكتر علي شريعتي شد. دولت فرانسه كه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وي گرفت اما با حمايت قاضي سوسياليست دادگاه، مجبور مي شود اجراي حكم را معوق گذارد. وي در سال 1963 با درجه دكتري يونيورسيته فارغ التحصيل شد و پس از مدتي او به همراه خانواده و سه فرزندش به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد.
پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضاي راكد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود، سال بعد، وي پس از قبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل شد و با آقايان برقعي و باهنر و دكتر بهشتي كه از مسئولين بررسي كتب ديني بودند، همكاري كرد. ترجمه كتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لويي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام شد. موضوعات اساسي تدريس او را مي‌توان به چند بخش تقسيم كرد؛ تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنراني‌هاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده‌هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند، اين سخنراني‌ها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاسهاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكشها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطيل شد.
از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهرماه سال 1352 خود را به ساواك معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند؛ كه نهايتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد شد و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي پايان يافت. در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري كند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتاً در روز 26 ارديبهشت سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاك سپرده شد.

.........................................................................................................................................

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 16:11 |
 

شهر . آسمان

شير مادرم.بوي نفت مي دهد!

وجبها كه بوي نفت گرفتند

نفت از سر خيلي ها خواهد گذشت!!

پيراهن يوسف بوي نفت مي دهد!

و پسران يعقوب. يوسف را

در چاه نفت زجر مي دهند!!

آه!

اين روزها خدا هم انگار بوي نفت مي دهد!

و نفت

بوي مرگ!

 

..........................................................................................................................................

کدوم یکی رو می پسندین ؟

کار سیاسی نمیکنیم فقط یه نظر سنجی سطحی شاید از الان بتونیم یه کاری بکنیم تا با یکی شون یکی بشیم حداقل یه وقتی داشته باشیم.

 

                       

                            254010.jpg

 

........................................................................................................................................

گفتن اینو کارش کنیم نه نگفتیم شاید کارمون راست بیاد شاید آه بعضی ها گیرا نبا................

 

 

                     18 تير

                          

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 15:54 |
اسلام ازدواج موقت را برای شرایط زمان و مکان خاص تجویز می کند
 

 
 

اسلام ازدواج موقت را برای شرایط زمانی و مکانی خاص تجویز می کند.

فاطمه آلیا، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با بیان مطلب فوق به تصريح كرد: با توجه به اصل 10 قانون اساسی که تأکید بر تحکیم بنیان خانواده است و دیدگاه مجلس برای جوانان تلاش برای ازدواج و تشکیل زندگی است در مجلس قانون تسهیل ازدواج جوانان را مطرح کردیم و دولت نیز برای ثبات زندگی ها صندوق مهر رضا را ایجاد کرده است.

وی با بیان این مطلب که تأکید اسلام بر تشکیل ازدواج دایم است، افزود: در تمام آیات قرآن و روایات جوانان را به تشکیل زندگی و ازدواج دعوت کرده است و اینکه اگر از نظر مالی تمکن ندارید خداوند شما را کمک می کند.

آلیا اظهار داشت: باید توجه داشت دین اسلام به عنوان آخرین دین و پیامبر ما به عنوان ختم پیامبران برای تمامی مشکلات بشری سفارش های را از طریق دستورات و روایات ارایه داده است.

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ضمن بیان این مطلب که در اسلام در مورد متعه و ازدواج موقت نیز نظراتی بیان شده است، گفت: در آموزه های دینی و شیعه مقتضیات زمان و مکان را داریم و اینکه فقهای شیعه و مراجع تقلید از همان مجموعه که در اسلام است به عنوان گنجینه استفاده می کنند و این به معنی این نیست که هر چیزی که در اسلام است درست مثل داروخانه برای هر زمان و هر مکان و برای هر کس و با هر دوزی تجویز شود زیرا زمان و مکان در تجویز دارو خیلی دخیل است.

وی بیان داشت: ازدواج موقت در اسلام ارایه شده برای جاهایی که ازدواج دایم دچار مشکل می شود و هیچ وقت به عنوان فی البداهه و مقدمه کار تجویز نمی شود و هیچ وقت برای دختر و پسری که برای اولین بار ازدواج می کنند، تجویز نمی شود و در اینجا نظرات فقها و علما و صاحب نظر مهم است.

آلیا افزود: امکان دارد خانمی که ازدواج کرده و تجربه زندگی دارد به هر دلیل شانس و موقعیت ازدواج دایم را ندارد و یا مردی که به دلیل بیماری همسرش در سختی است شاید در شرایطی ازدواج موقت برای آنها تجویز شود.

وی با بیان این مطلب که ازدواج موقت برای دخترهای جوان و مجرد با اذن ولی لازم است، گفت: قطعا باید در مورد شرایط ازدواج موقت به جوانان آگاهی داده شود و شاید بعضی از دختران و پسران جوان به صورت ناخودآگاه بگویند که ازدواج موقت را قبول داریم ولی وقتی بدانند و آگاهی پیدا کنند پس دیگر با توجه به شرایط تصمیم می گیرند.

عضو كمسيون فرهنگي اظهار داشت: دختری که می خواهد ازدواج موقت کند، وقتی می بیند اجازه پدر شرط است، پس از بررسی تمام جوانب اگر ببیند جوان خوبی است حتی باید از لحاظ مالی به آن کمک شود و زمینه ازدواج دایم فراهم شود.

وی بیان داشت: اگر موضوع ازدواج موقت به صورت ناقص مطرح شود، بسیار تبعات بدی هم برای فرد و هم جامعه دارد و در این مورد حتی برای خانمی که قبلا ازدواج کرده و در حال حاضر بنا به شرایط تصمیم به ازدواج موقت گرفته است، حتما باید ثبت شود و سند برای این ازدواج موجود باشد.

آليا با بیان این مطلب که اگر سندی برای ازدواج موقت موجود نباشد، صدمات فراوانی برای خانم ها وجود دارد، گفت: اگر این ازدواج ثبت نشود تبعات ناخوشایندی متوجه خانم ها است که برای آقایان وجود ندارد.

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس افزود: اگر ازدواج موقتی باشد و فرزندش اینجا به دنیا آمد و اگر سندی موجود نباشد، این فرزند متوجه خانم است و در واقع در مورد مشخص شدن هویت آن نیز مشکلاتی وجود دارد.

وی بيان داشت: ازدواج موقت برای آقایانی که ازدواج کرده اند، تجویز نمی شود و باید به این کلام حضرت علی توجه شود که آقایی که تشکیل خانواده داده و با خانواده زندگی می کند اگر بعد از اختیار همسر چشمش به دنبال این موضوعات باشد این مقبول و پسندیده نیست و در اسلام مطرود است.

آلیا در ادامه تصریح کرد: در کتاب حقوق زن در اسلام شهید مطهری گفته شده است "اگر مردی تشکیل خانواده داد این قدر این بنیان خانواده قداست دارد و اگر مرد خانواده بی دلیل فکر و چشمش به دنبال این موضوعات باشد این موضوع به عنوان تعیش یعنی خوشگذرانی است" و در واقع این امر ناپسند است.

وی با بیان این مطلب که همه باید برای حل مشکلات و مسئله جوانان کمک کنند، تأکید کرد: اگر ازدواج موقت در صدر اسلام بوده است و اینکه اگر فرزندانی بی سرپرست و یتیم بوده اند برای نگهداری و سرپرستی آنها بوده است و نه با هدف خوشگذرانی و تعیش باشد.

این عضو کمیسیون فرهنگی گفت: رسانه ها باید وجهه زشت و ناخوشایند و تبعات ازدواج موقت را اعلام کنند و با ترویج و تبلیغ فعالیت عمومی فرهنگی در بین جوانان آنها را به ازدواج دایم و تشکیل خانواده سوق دهند.

آليا با بیان این مطلب که فعالیت های نهاد رهبری در زمینه کمک به جوانان و ازدواج آنان کاری پسندیده و خوب است، افزود: ازدواج های دانشجویی و ازدواج هایی که در کمیته امداد برای جوانان بی بضاعت انجام می دهند در واقع کمک به جوانان در زمینه ازدواج دایم است.

وی فرهنگ سازی در زمینه ازدواج دایم را لازم دانست و عنوان کرد: باید با فرهنگ سازی سطح توقعات زندگی را کم کنیم و اینکه برای ازدواج دایم با هم در اول زندگی بلندپروازانه جوانان عمل نکنند و اینکه زندگی با معنویت و سادگی شروع شود.

آلیا اظهار داشت: ازدواج موقت برای عموم جامعه نیست، "برای استفاده همه افراد جامعه از یک دارو به روی آن می نویسند دور از دسترس اطفال نگهداری شود"، این دارو باید از دسترس دختران و پسران جوان و مجرد دور نگه داشته شود زیرا این دارو به درد و درمان قشر خاصی از جامعه می خورد.

وی با بیان این مطلب که کسانی که ازدواج موقت را توصیه می کنند آیا به این قضیه فکر نکرده اند که فرزندی که از این طریق بوجود می آید چه سرنوشتی دارد، گفت: اگر ازدواج موقت در جامعه قانونمند شود و برای مردم تکلیف و محدوده مشخص شود آنوقت هیچ مردی به راحتی به دنبال ازدواج موقت نمی رود و اگر قانونمند ثبت شود اگر فرزندی به دنیا آمد حتما اسمش باید در شناسنامه پدر باشد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: باید با اختصاص دادن بودجه خاص برای ازدواج جوانان و برای اندوخته مهر رضا جوانان را به یک زندگی محکم و دایمی تشویق کنیم.

نظر شما در این مورد چیه ؟

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 15:33 |
گوش دادن به بيگانه
131913.jpg
آنچه ما به عنوان «راديو بيگانه» مى شناسيم در واقع در اصطلاح «خبرپراكنى بين المللى» ناميده مى شود، يعنى مخاطبان برنامه هاى اين راديو داخلى نيستند و هر آنچه از اين راديوها پخش مى شوند، مخاطبان در كشورى بيگانه را هدف قرار داده اند. زمانى صدا را با امواج كوتاه و بلند منتقل مى كردند و اكنون ماهواره و اينترنت نيز به كمك ايستگاه هاى راديويى براى انتقال صدا آمده اند. از دهه ۱۹۲۰ ايستگاه هاى راديويى كه تا آن زمان برنامه هاى خود را به نيت سرگرمى، اطلاع رسانى و آموزش مردم در داخل كشور مى ساختند تصميم گرفتند براى برون مرزها نيز برنامه بسازند و هدف آنها تبليغات يا در اصطلاح پروپاگاندا تبليغ اديان و مذاهب، پخش برنامه براى تبعيدى ها يا كسانى كه جلاى وطن كرده اند، آموزش، بهبود روابط تجارى و حتى به دست آوردن پرستيژ بين المللى بود.
خبرپراكنى بين المللى را آلمان ها در سال ۱۹۲۵ به طور آزمايشى در  «آيندهوون» شروع كردند و از سال ۱۹۲۷ به طور رسمى و با استفاده از امواج كوتاه به خبرپراكنى برون مرزى پرداختند. برنامه هاى برون مرزى امپراتورى بى بى سى از سال ۱۹۳۲ شكل گرفت. واتيكان نيز در سال ۱۹۳۱ (۱۲ فوريه) براى تبليغ دين مسيح به فكر استفاده از راديوهاى برون مرزى افتاد. اما از همه اينها زودتر راديو مسكو در سال ۱۹۲۳ به وجود آمد كه بعد از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى به «صداى روسيه» تغيير نام داد.
در دهه ۱۹۳۰ خبرپراكنى برون مرزى يكى از ابزارهاى كليدى نازى ها در آلمان براى پيشبرد سياست خارجى آنها بود. آلمان ها از اين ابزار براى پروپاگاندا يا همان تبليغ بهره گرفتند و اولين بار جوزف گوبلز به شكل نظام يافته از اين ابزار بهره گرفت و نقش بسيار مهمى در اشغال اتريش و در بحران مونيخ در سال ۱۹۳۸ بازى كرد. در طول جنگ جهانى دوم سرويس هاى برون مرزى روسيه، آلمان،  بريتانيا و ايتاليا بسط و گسترش يافت و در سال ۱۹۴۲ ايالات متحده فعاليت راديويى بدون مرز خود را با «صداى آمريكا» آغاز كرد. در بخش اقيانوس آرام ژنرال داگلاس مك آرتور از امواج كوتاه براى حفظ ارتباط با شهروندان فيليپينى بهره گرفت كه در آن زمان كشورشان توسط ژاپن اشغال شده بود. راديوهاى بيگانه يا راديوهاى برون مرزى به شكل مدرن از زمان جنگ جهانى دوم فعاليت خود را آغاز كردند.
ساختن برنامه هاى راديويى مخصوص امواج كوتاه تا پيش از ظهور هيتلر در آلمان اولويت نداشت اما همين كه هيتلر در سال ۱۹۳۳ قدرت را به دست گرفت Rundfunk Ausland (يعنى بخش برون مرزى راديو) اهميت ويژه اى يافت و به يكى از مهمترين عناصر تبليغى نازى ها تبديل شد. اين كشور كه تا آن زمان فقط دو ساعت برنامه برون مرزى داشت با آمدن هيتلر به ۱۸ ساعت در روز تغيير كرد و سرانجام اين راديو به قابليتى رسيد كه توانست به ۱۲ زبان ۲۴ ساعته برنامه پخش كند.
در Zeesen از توابع برلين فرستنده هاى ۱۰۰ كيلوواتى و آنتن  ساخته مى شد. آنها تا سال ۱۹۳۳ به يك قابليت مهم ديگر هم رسيدند. آنها موفق شدند به زبان انگليسى در ايالات متحده، جنوب آفريقا و نقاط ديگر برنامه راديويى پخش كنند. در سال ۱۹۳۸ نيز قابليت پخش برنامه براى آسياى جنوبى و آمريكاى مركزى به وجود آمد. آلمان ها از امواج متوسط در دوران رايش سوم استفاده كردند تا صداى خود را به همسايگانشان برسانند. از مهمترين مشكلات آلمان ها در اين دوره اين بود كه نمى توانستند افراد قابلى پيدا كنند كه علاوه بر تخصص در حوزه راديو و تهيه برنامه هاى راديويى به آرمان هاى نازى ها وفادار و پايبند باشند. اما بعد از آنكه آلمان ها جنگ را به دنيا باختند و تقسيم شدند هريك از دو آلمان شرقى و غربى راديوهاى برون مرزى مخصوص به خود را بسط دادند آلمان ها در غرب «دويچه وله» را تاسيس كردند و در شرق راديو بين المللى برلين. دومى بعد از اتحاد دوباره آلمان ها در دوم اكتبر ۱۹۹۰ توسط دويچه وله بلعيده شد.
بعد از پايان جنگ جهانى دوران جنگ سرد آغاز شد. دولت هاى كمونيست و غيركمونيست براى متقاعدكردن يكديگر به راديوهاى بين المللى روى آوردند. مهمترين راديوهايى كه عليه كمونيسم بسيج شدند صداى آمريكا، بى بى سى و راديو آزادى اروپا بود. سازمان جاسوسى آمريكا به طور پنهانى از راديو آزادى اروپا حمايت مى كرد و مى كند. مهمترين راديوهاى كمونيستى نيز يكى «راديو مسكو» بود كه اكنون به «صداى روسيه» تغيير نام داده و ديگرى راديو پكينگ كه از كلمه بيجينگ به معنى پكن پايتخت چين گرفته شده و اكنون به راديو بين المللى چين تغيير نام داده است. اختلاف مرزى ميان چين و روسيه نيز از عوامل گسترش تعداد فرستنده هاى راديويى شد.
131907.jpg
در خاورميانه جمال عبدالناصر در مصر فرستنده هاى عربى تاسيس كرد و اسرائيل نيز از راديو KOL بهره گرفت. بعد از پايان جنگ سرد در دهه ۸۰ بسيارى از خبرپراكنى هاى برون مرزى از ساعات كارى خود كاستند و بسيارى از آنها در استراتژى ها و سياست هاى خود بازنگرى كرده يا آنكه به تنوع پخش برنامه به زبان هاى مختلف پرداختند. يكى از تغيير رويه هاى چشمگير راديو بين المللى سوئيس بود كه پخش از طريق امواج كوتاه را به طور كامل رها كرد و اكنون فقط از طريق اينترنت برنامه پخش مى كند.
از دهه ۱۹۹۰ به بعد با ظهور اينترنت دنياى راديو نيز دچار تحول يا حتى انقلاب شد و روش جديد كه به پادكستينگ podcasting معروف است در حال رونق و شكوفايى است. به هر حال بايد مخاطبان دليلى داشته باشند كه به يك راديوى بيگانه گوش بدهند، در غير اين صورت هيچ دليلى براى صرف هزينه هاى هنگفت ساخت و پخش برنامه وجود ندارد. مخاطبان اصلى راديوهاى بيگانه بيشتر جلاى وطن شدگان، علاقه مندان به راديو، خبرنگاران، دولتمردان به ويژه آنان كه در حوزه امور خارجه فعالند، تجار و بازرگانانى كه مراودات و معاملات برون مرزى دارند و همچنين كارمندان سرويس هاى اطلاعاتى و جاسوسى كه به مونيتور كردن وضعيت كشورها مى پردازند هستند. به عنوان مثال بى بى سى بخش مونيتورينگ خود را در كاونديش در سال ۱۹۴۶ آغاز كرد. عده اى نشسته اند و فقط كارشان شنيدن راديو و خلاصه كردن مهمترين مطالب آن به زبان هاى مختلف است. سر پا نگه داشتن راديوهاى برون مرزى توجيه لازم دارد والا منابع مالى براى آن اختصاص نمى يابد. به عنوان مثال راديو YLE فنلاند چندين سرويس برون مرزى خود را تعطيل كرده حتى بى بى سى   نيز در سال ۲۰۰۱ به اين نتيجه رسيد كه ديگر نبايد براى آمريكاى شمالى برنامه هايى از طريق امواج كوتاه پخش كند چون توجيه نداشت. طبيعى است بسيارى از دولت  ها دوست ندارند مردمشان به راديوى بيگانه گوش بدهند براى همين امواجى با همان فركانس راديوى برون مرزى پخش مى كنند تا مردم كشورشان از دسترسى به راديوهاى بيگانه باز بمانند.
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 23:7 |
گفتارهايى در باب ضبط صوت
 
131910.jpg
امروز يا امروزه «زيست جهان» ما از صدا لبريز است. «سكوت» شكلى نوستالژيك يافته و در قبال جاى «خلوت» همه حاضر به پرداخت پول هستند. حتى توليدكنندگان جدى «صدا» (گروه هاى موسيقى، خوانندگان و...) هم به تقديس سكوت مى پردازند. امروز در كمتر اتومبيلى، رستورانى و جاهاى عمومى مى توان رفت و نواى موسيقى را نشنيد. حضور همه جايى ضبط صوت. اين حضور مداوم صدا ويژگى هاى نويى دارد: عموماً متفاوت از راديو (در مقام رسانه جمعى) عمل مى كند. يعنى فارغ از نواى رسمى و دوم اينكه گوياى تمايل افراد براى نمايش اميال خصوصى و فردى خود (سبك زيست، باورها و...) بعضى اوقات با حداكثر صدا در حوزه عمومى است.
۱- در دوره جديد و با سير تحولات و تكامل نرم افزار ها و سخت افزارهاى سيستم هاى ماهواره اى، ويدئو، ضبط صوت، كامپيوتر، صنايع مخابراتى و الكترونيكى، تكنيك هاى مدرن سينمايى و فيلمسازى، ارتباطات غيرتوده اى يا فردگرايانه ايجاد و رشد پيداكرد. به عبارتى ديگر فرد داراى تمايلاتى جدا از جمع شد و به سوى تمايلات فردگرايانه راه پيدا كرد. البته در اين دوره ارتباطات توده اى از بين نمى رود اما تعيين كننده تمام نيازهاى افراد نيستند. مجموعه تحولات تكنولوژيكى در انتقال پيام مقدمات طرح نظريات جديد رسانه اى را فراهم كرد. در دهه ۱۹۶۰ متفكران كانادايى همچون «مارشال مك لوهان» توجه خود را بيش از هر چيز به خود تكنولوژى رسانه اى به عنوان واسطه هاى ارتباط معطوف ساخته و در عين حال رفتارهاى مصرف كنندگان هريك از وسايل ارتباطى را مورد توجه قرار دادند و نظريه جدايى محتواى رسانه و نوع يا شكل وسايل ارتباطى را مورد سئوال قرار دادند. نظريه مك لوهان و تئورى وى يعنى «رسانه، خود پيام است» بسيار بعدها مورد توجه قرار گرفت.
۲- ضبط صوت يك رسانه جمعى است يا يك نوع وسيله ارتباط جمعى؟ آيا اين وسيله خصوصيات يك رسانه را دارد يا تنها مى توان آن را نوعى وسيله ارتباطى دانست؟ نزديكى معنايى رسانه و وسيله ارتباطى شايد ما را به اشتباه اندازد. رسانه جمعى به ابزارهاى ارتباطى گويند كه اغلب نظام مداربسته اى هستند كه مستقل عمل كرده و به تكنولوژى پخش ديگرى براى انتقال پيام نياز ندارند و همچنين توسط مركزى، محتواى آنها معلوم و هدايت مى شود؛ نوعى انتقال يك چيز - تصوير يا پيام - از راه دور همچون راديو، تلويزيون و روزنامه. نكته مهمى كه در رسانه هاى جمعى بايد بدان توجه كرد، وجه روزانه بودن و خبرى بودن اين نوع ابزارهاى ارتباطى است. اما وسايل ارتباطى، تقريباً بدون مركز تصميم گيرى براى محتواى پيام عمل مى كنند و غالباً غيرخبرى هستند و همچنين به تنهايى پيامى را نمى توانند منتقل كنند و نياز به وسايل ديگرى براى انتقال پيام دارند همچون كاست ضبط صوت و نوار ويدئويى.
۳- ضبط صوت از جمله وسايل ارتباطى است كه بر وجوهى از تمايلات فردى و فردگرايانه تاكيد دارد، زيرا كه امكان تسلط بر وسيله ارتباطى را به مصرف كننده مى دهد و گيرنده پيام در آن بسيار فعال عمل مى كند. استفاده كننده از ضبط صوت، نوع كاست يا سى دى صوتى را كاملاً خود مشخص و تعريف مى نمايد. بيشتر نظريه هاى ارتباطى نظريه هايى اند كه به «رسانه هاى يك سويه» مربوط مى شوند. يعنى سيستم هاى متكى بر زيربناها و تكنولوژى هاى وسيع و غيرفردى همچون راديو و تلويزيون كه به سبب ارائه يك سويه پيام ها به سادگى به ابزارى براى سرگرمى صرف و بدون همراهى تعقل تبديل مى شوند، اما كاست هاى ضبط صوت، ويدئو و... مى توانند با مخاطبان خود ارتباطى دوسويه را برقرار سازند. اين ارتباط شكل گذران اوقات فراغت را از اشكال منفعلانه به گذران اوقات فراغت فعال تبديل مى سازد. در اكثر نظريات مربوط به رسانه ها ميلى به ناديده گرفتن اين واقعيت وجود دارد كه مخاطبان رسانه ها متشكل از انسان هايى هستند كه نسبت به محصولات رسانه اى واكنش انفعالى صرف ندارند، بلكه آنها نسبت به اشكال خاص برنامه هاى رسانه اى هم به لحاظ عاطفى و هم از حيث فكرى به مقدار زيادى فعالانه برخورد مى كنند. اين رويكرد جديد در برخورد با رسانه ها در نخستين تلاش ها به طرح نظريه «كاربرد و ارضا» انجاميد. نقطه عزيمت قائلان به اين نظريه اين بود كه هريك از رسانه ها براى مردم كاركردى دارند، يعنى هريك از آنها حاجات و خواست هاى معينى را برآورده مى سازد، و هريك به نوعى در بافت زندگى روزمره افراد جاى مى گيرند. توجه به اين نكته براى ما مشخص مى سازد كه ضبط صوت به عنوان يك وسيله ارتباطى چه جايگاهى در زيست روزمره افراد دارد و چه كاركردى براى ما مى تواند داشته باشد.
۴- رواج استفاده از وسايل ارتباطى همچون ضبط صوت نشانگر تقويت حوزه خصوصى به سبب عدم وجود يك عرصه عمومى فعال و جامعه مدنى تخريب شده است. عرصه عمومى به تعبير «يورگن هابرماس» فضايى است كه شهروندان در آن درباره پيشامدهاى روزمره (سياسى، اجتماعى، فرهنگى و...) به مشورت و گفت وگو مى پردازند. به بيان ديگر صحنه نهادينه شده تعامل گفتارى است. اين فضا اولاً از دولت جدا است و اساساً محلى براى توليد و جريان گفت وگو هايى است كه نسبت به دولت انتقادى عمل مى كنند و دوم اينكه از اقتصاد رسمى هم جدا است و صحنه آن روابط صحنه گفتارى است نه روابط بازارى. محل حضور رسانه هاى جمعى نيز در همين عرصه است. رسانه هاى جمعى با تنوع ديدگاه هاى حاكم بر آنها به جريان گفت وگو نظم بيشترى بخشيده و تا حصول نتيجه مفيد براى جامعه اين گفت وگوها را پيگيرى مى نمايند. حال چنانچه اين عرصه (جامعه مدنى) وجود نداشته باشد يعنى افراد و نهادهاى گوناگون اجتماعى امكان مباحثه را در عرصه عمومى به دست نياورند و رسانه هاى جمعى يا وجود نداشته باشند و يا با ارائه و ترويج يك ديدگاه، فضاى گفت وگو را تحقق نبخشند، افراد به فضاى درونى خويش هرچه بيشتر رجعت كرده و براى در امان بودن از خطرات كنش در عرصه عمومى از بازيگرى در جامعه مدنى خوددارى مى نمايند. در اين شرايط انتخاب نوع وسيله ارتباطى و همچنين نوع پيام كاملاً با اين وضعيت هماهنگى پيدا مى كند. افراد همچنانكه ارزش هاى خود را تغيير مى دهند، الگوهاى ارتباط شخصى خود را نيز در استفاده از تكنولوژى عوض مى كنند. استفاده هرچه بيشتر از وسايل ارتباطى فردگرايانه همچون ضبط صوت و برگزيدن پيام هاى خاص همچون نوارهاى موسيقى و مذهبى كه بيش از هر چيز به حوزه خصوصى مربوط است اشكال گذران اوقات فراغت را به اشكال شخصى و رمانتيك و گاهى «سانتى مانتاليستى» تبديل مى سازد.
۵- در اشكال حكومتى با دولت بزرگ و قدرتمند ما شاهد عرصه عمومى يا همان جامعه مدنى كم بنيه و ضعيف هستيم كه دولت در آن هرچه بيشتر سعى مى كند با تسلط بر اين عرصه، تنها به قرائت خويش اجازه مجال و تبليغ دهد. در اين وضعيت رسانه هاى جمعى همچون راديو و تلويزيون تماماً در اختيار نظام سلطه حاكم قرار مى گيرند و اجازه تشكيل شبكه هاى تلويزيونى، راديويى خصوصى يا حتى روزنامه هاى مستقل داده نمى شود يا به ندرت داده مى شود. تحت اختيار دولت بودن رسانه هاى جمعى، امكان مراجعه افراد جامعه را به وسايل ارتباطى كه در اختيار دولت نيست افزايش مى دهد. اعضاى فرودست فاقد صحنه اى هستند كه بتوانند در ميان خويش درباره نيازها، نارضايتى ها و برنامه هايشان به بحث و مشورت بپردازند. به تعبير «هابرماس» ميعادگاهى ندارند و نسبت به گروه مسلط شانس كمترى دارند كه صحبت هايشان را براى بيان افكار خويش ارائه نمايند. اين وضعيت را در شرايط پيش از انقلاب ۵۷ ايران مى توان به وضوح ديد و نقش نوارهاى كاست با محتواى سرودهاى اعتراضى و سخنرانى هاى رهبر انقلاب ايران و ديگر سخنرانان و همچنين شبكه هاى راديويى خارج از كشور همچون بى بى سى را در عرصه عمومى سركوب گرايانه و يكدست نظام پهلوى مورد توجه قرار داد. موضوعى كه بسيار مورد توجه محققان ارتباطات و رسانه اى قرار گرفت تا جايى كه انقلاب ايران را برخى از اين پژوهشگران «انقلاب ضبط صوت و كاست» ناميدند.
در مجموع اينكه در فقدان جامعه مدنى و عدم وجود رسانه هاى غيردولتى، فرودستان همواره براى استفاده از پيام هاى مورد نظرشان به دنبال وسايل ارتباطى جايگزين همچون ضبط صوت هستند. در اين شرايط بين بدنه جامعه و دولت نوعى جنگ تبليغاتى و حتى عينى در مورد محتواهاى - از نظر دولت - غيرمجاز آغاز مى شود و بازار براى كاست ها و سى دى هاى صوتى و تصويرى غيردولتى رونق مى گيرد و مقدمات دگرگونى ايجاد مى شود. قابليت حمل تكنولوژى هاى شخصى همچون كاست و ضبط صوت، دولت را با دشوارى هاى بيشتر مواجه مى سازد. بازار سياه تكنولوژى هاى غيرمجاز را نمى توان به سادگى با تدابيرى رديابى كرد. در واقع بسيارى از تكنولوژى ها و نرم افزارهاى غيرمجاز كه تغييرات عمده اى را به همراه داشتند خود زاييده سياست هاى فرهنگى دولت هستند ولى نمى توان به سادگى آنها را شناسايى كرد و يا از ميان بركند. دگرگونى هاى ناشى از تكنولوژى ها و نرم افزارهاى غيرمجاز (همچون انقلاب ۵۷ در ايران) به عنوان جزء مهمى از دگرگونى هاى فرهنگى تلقى مى شود.
به تعبير «هرمان بازينگر» (۱۹۸۴) در تحليل محتواى وسايل ارتباطى بايد اين تحليل را با توجه به وضعيت وسايل ارتباطى ديگر ارائه داد و به شرايط آنها نيز در تحليل يك وسيله ارتباطى خاص توجه كرد. به عبارت نهايى وضعيت رسانه هاى جمعى و دولتى بودن آنها در شكل و كاركرد وسايل ديگر ارتباطى همچون ضبط صوت تاثير مستقيم دارند.
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 23:6 |
نامه چارلی چا پلین به دخترش

دخترم جرالدین

پدرت با تو حرف می زند.

شاید شبی درخشش گرانبها ترین الماس این جهان تو را بفریبد.آن شب است که این الماس،

آن ریسمان نا استوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است.روزی که چهره ی یک اشراف زاده بی بندوبارتو را فریب دهد ، آن زمان بند بازی نا شی خواهی بود، بند بازان ناشی

همیشه سقوط می کنند. از این رو دل به زر و زیور مبند، بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه به گردن همه ی ما می درخشد. اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی با او یکدل باش و به راستی او را دوست بدار. دخترم هیچکس و هیچ چیز را در این جهان نمی توان یافت که شایسته ی آن باشد که دختری ناخن خود را به خاطر آن عریان کند .

برهنگی بیماری عصر ما ست.به گمان من تو باید مال کسی با شی که روحش را برای تو عریان کرده است.

جرالدین دخترم:

با این پیام نامه ام را به پایان می بخشم ، انسان باش زیرا که گرسنه بودن و در فقر مردن هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:57 |
عکاس: جیگر خبرگذاری اکینانیوز! 099057.jpg

زنده باد خاتمی خون گرم ژ(بعضی از سایت هاغ اینا رو با آب و تاب گذاشتن تو لوگوشون متاسف....)


















































فقط حلالت بوس هاش فرق میکنه

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:39 |
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:30 |
168726.jpg
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:29 |

سوم تیر و فتوحات آخرالزمان(۱)

باید مسیر رودخانه را تغییر دهیم 

 

چند هفته مانده به دور اول انتخابات نهم ریاست جمهوری مجری شبکه ماهواره ای «هما» (متعلق به اپوزسیون خارج از کشور) در یک ارتباط تلفنی زنده با محمدرضا خاتمی از او پرسید: "ظاهرا شما از حضور نمایندگان قدرتمند طیف راست سنتی مانند لاریجانی نگرانید." خاتمی با لحنی عصبانی پاسخ داد: "اشتباه می کنید با این طیف اتفاقا می توان وارد گفتگو شد نگرانی ما از ظهور فکر رادیکال جدیدی است که اساسا ما حرفشان را نمی فهمیم و نمی توانیم با آنها وارد گفتگو شویم." سپس محمد رضا خاتمی با نگرانی به توصیف محمود احمدی نژاد پرداخت.

 

      این اظهارنظر شاید اولین ابراز نگرانی جدی واخوردگان دوم خرداد و پس ماندگان سازندگی بود از بروی کار آمدن یک تفکر جدید و البته پیش بینی نشده. پس از آن بود که روزنامه شرق با دستپاچگی بجای تحلیل این وضعیت به فحاشی و جوسازی روی آورد. به هرتقدیر این مساله یک رویداد تاریخی قابل مطالعه است. خاتمی بدرستی دریافته بود که این گفتمان بر مبانی دیگری غیر از أنچه آنها بتوانند با آن وارد گفتگو شوند مبتنی است.

آنچه تا به آنزمان (در طی ۸ سال) در جنگهای سیاسی احزاب درگرفته بود فقط در لفاظی ها و سهم خواهی ها و رقابتهای سطخی خلاصه می شد وگرنه در بطن ماجرا تعارضات ماهوی و ناهمخوانیهای تئوریک وفلسفی دیده نمی شد. لیبرالیسم اقتصادی و سرمایه سالاری سازندگی آنروی سکه ی اباحیگری فرهنگی و سیاسی اصلاحات است. از اینرو بود که ریشه های اقتصادی دوران سازندگی به همان نحو و حتی با خیالی راحتتربه کار خود در دوران اصلاحات ادامه دادند(و اکنون با دلخوری با همان روزنامه ها در تضعیف دولت همراهند).

سوم تیر بغض رها شده از تمام این ظاهر نماییها بود. می خواستیم طرحی نو دراندازیم. سوم تیربا افشای بنیادهای ظلمت زده ای که از آخرالزمان غرب در اذهان سردمداران ۴  دولت متوالی ته نشین شده بود بدنبال گشودن راه تفکر آینده بود. بدنبال فتح جدیدی در مسیر تحقق تمدن اسلامی. هرچند این راه بسیار طولانی تر از این است که با اقدامات یک یا دو دوره ۴ ساله به بار نشیند. دولت نهم تحول خواه و عدالت محور است. رکن اول سلبی است ورکن دوم ایجابی. ظلمتها و انحرافات را باید برطرف کرد تا فرصت تفکر جدید مهیا شود. برای رها شدن از آنچه در ذهن متصلب و غربزده ی مجریان چندین سال اخیر ته نشین شده است نیاز به انقلابهای مکرر داریم انقلابی شبیه به تحول خواهی سوم تیر. و پس از این سالها وقت لازم است تا نسل تحول خواه هدف نهایی انقلاب را که تحقق ارزشهایی مانند عدالت است در شکل تمدن اسلامی به تماشا بنشیند.

                      آنچه مهم است تغییر مسیر رودخانه است رودخانه خود به دریا خواهد ریخت.

 اگر دوباره در مسیرش سنگ نگذارند.

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:25 |

تسلیت

شهادت حضرت زهرا(س) را به شما تسلیت عرض می کنم.

پای شمع گریه هایت سوختیم

گریه را ما بی صدا اموختیم

چرخ ها با چرخ نیلی خورده ایم

با تو در ان کوچه سیلی خورده ایم

 

رحلت مرجع عالیقدر شیعه حضرت ایت الله العظمی فاضل لنکرانی(رضی الله عنه) را به شما تسلیت عرض می کنم. دوستی به نقل از یکی از شاگردان مرحوم ایت الله فاضل  می گفت ایشان در جلسه ای که گویا از حضرت حجت و مسئله ظهور پرسشی شده فرموده بودند:" اقا فرمودند اگر مردم ایران به اندازه بازی ایران و استرالیا برای فرج ما دعا می کردند الان ما در میان شما بودیم..."

 

خاک بر سر ما...

همین...

 

اضافات:

 این روزها خیلی گرفتارم عذر می خوام در اولین فرصت پاسخ کامنت ها داده خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:24 |
چند روزی است که در تبلیغات بلاگفا تبلیغی با عنوان ((سایت هواداران قالیباف)) نمایش داده می شود !!

این سایت که ظاهرا میلیون ها تومان هزینه صرف طراحی و به روز رسانی آن می شود مدت کوتاهی است که راه اندازی شده و با سرعت و کیفیت  بسیار در حال پیشرفت است

حال سوال اینجاست که آیا واقعا این سایت متعلق است به هواداران قالیباف ؟؟

هزینه اجرا و پشتیبانی این سایت از کجا تامین می شود ؟؟

هدف از راه اندازی سایت هواداران قالیباف چیست ؟؟

و سوال هایی از این دست که جوابهای متفاوتی دارند اما !!

این نکته حائز اهمیت است که راه اندازی این سایت تنها جنبه تبلیغاتی داشته و جمله دورخیزهای سردار است برای انتخابات آتی ریاست جمهوری !! اینکه چرا آقای قالیباف تا این حد اصرار به نمایاندن خود در تمامی صحنه های رسانه ای و خبر سازی مثبت جهت تبلیغ شخص خود دارند سوالی است که هنوز پاسخی برایش پیدا نکرده ام ؟!!

آقای شهردار !! راه خوبی را در پیش نگرفته اید ! پیشنهاد می کنم در عمل به فکر مجموعه تحت امرتان باشید نه در شعار !!( مجموعه ای که دچار فساد مالی و دوری از فعالیتهای فرهنگی است )

راه اندازی یک سایت تماما تبلیغاتی که در اکثر خبرهایش از قالیباف به عنوان دکتر قالیباف نام برده و از تصاویری جذاب برای محبوب کردنش استفاده می کند چه نیتی جز تبلیغ او می تواند داشته باشد ؟؟

((بابا این بنده خدا این همه هوادار داره خوب یه سایت هم براش راه انداختن پس فکر می کنین پول شهرداری رو چطوری خرج می کنه ؟؟!! کار عمرانی و کمک به هیئت های مذهبی و فعالیت فرهنگی که کار شهردار نیست !!))

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:22 |
من به نوبه خودم بیشتر نگران شدم

چرایی شو نمی دونم ولی نگران همین شمارش معکوسم

به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاري فارس رئيس ‌جمهور صبح  يكشنبه در جمع مهمانان خارجي شركت ‌كننده در مراسم سالگرد ارتحال امام (ره) گفت: ‌ملت لبنان هيمنه رژيم صهيونيستي‌ را فرو ريخت و كليد شمارش معكوس نابودي اسراييل را زد و انشا‌ءالله در آينده نزديك شاهد نابودي اين رژيم خواهيم بود.
وي تاكيد كرد: اشغالگران مجبورند در مقابل قدرت ملت فلسطين زانو بزنند.

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:19 |

ريشه‌هاي تاريخي امثال و حكم

       لقمه گلوگير

 

 

            سابقاً در ميان اهل طريقت اين اعتقاد وجود داشت كه مال حرام از گلوي مردان خاص خدا پائين نميرود و ايجاد و ايجاد زحمت و دشواري ميكند. امروزه از اين عبارت كه به صورت ضرب‌المثل درآمده است غالباً معاني مجازي و مفاهيم ملي و سياسي آن مورد نظر و استشهاد است چنانكه في‌المثل مي‌گويند: ايران لقمه گلوگيريست كه هيچ هاضمه‌اي نمي‌تواند آنرا هضم و بلع كند. خلاصه اينگونه لقمه‌ها را از باب تمثيل «لقمه گلوگير» گويند كه ريشه تاريخي آن به اين شرح آمده است:

***

            در مورد ريشه و علت تسميه ضرب‌المثل «لقمه گلوگير» حوادث عديده رخ داده كه سه مورد آن قابل ذكر است و از اين سه مورد البته مورد اول را بيشتر قابل اعتناء و توجه ميدانند:

1-   حارث محاسبي «وفات 243 ه ق در بغداد» از بزرگان متصوفه و علماي مشايخ و پيشواي طريقت محاسبيان از صوفيه

 است. در شرح حال و كرامات و رياضتهايش مطالب بسيار نوشته شده است كه از جمله چهل سال روز و شب پشت بديوار و جز بدوزانو ننشست. پرسيدند كه قبول و تحمل اينهمه رنج و تعب براي چيست؟ جواب داد: شرم دارم كه به هنگام مشاهده در پيشگاه حضرت رب‌الارباب بنده‌نواز بنشينم. چون در محاسبه مبالغتي تمام داشت بلقب «محاسبي» ملقب گرديد.

            روزي حارث نزد قطب اعظم و سيدالطايفه جنيد بغدادي رفت. جنيد در ناحيه حارث آثار گرسنگي ديد. تقاضا كرد طعامي برايش حاضر كنند، حارث پذيرفت و جنيد به خانه رفت و غذاي مأكولي كه شبانه از مجلس عروسي يكي از بستگان و نزديكان آورده بودند مختصري پيش حارث نهاد. چون حارث دست به طعام برد رگ انگشت دست راستش كشيده شد و بزحمت لقمه‌اي در دهان نهاد ولي هرچه تلاش كرد لقمه در گلو فرو نمي‌رفت. ناگزير لقمه را از دهان بيرون افكند و خواست از خانه بيرون رود كه جنيد بغدادي جلويش را گرفت و علت را جويا شد. حارث گفت: آن طعام از كجا بود؟ جنيد گفت: از خانه خويشاوندي. حارث گفت: مرا با خداي عز و جل نشاني است كه لقمه مشكوك و شبهه‌آميز در گلويم گير ميكند و پائين نميرود. جنيد گويد: خواهش كردم روز بعد به خانه‌ام آمد پاره‌اي نان خشك آوردم، بخورد و لذت فراوان برد. آنگاه گفت: «چيزيكه پيش درويشان آري چنين آر»(1).

2-   عارف عاليقدر قرن چهارم هجري ابوسعيد ابوالخير در بدايت حال منكران و مخالفان سرسختي داشت كه در صدر آنان

 «ابوبكر اسحق» از بزرگان و منتفذان شهر نيشابور قرار داشتند. قاضي ساعد شنيده بود شيخ گفته اگر تمام جهان را مال حرام فراگيرد وي جز نان حلال نخورد و لقمه حرام از گلويش پائين نرود. قاضي ساعد يكروز از باب امتحان به چند نفراز غلامانش فرمان داد دو رأس بره، هردو يكسان و يك وزن، يكي از مال حرام و ديگري از وجه حلال بريان كردند و پيش شيخ فرستادند. قاضي ساعد خود پيش رفت تا شاهد قضايا باشد و در موقع مناسب سكاكي را بجنابت گيرد. قضا را چند ترك مست در بين راه بر غلامان تاختند و طبقي را كه بره حرام «نه حلال» در آن قرار داشت به زور گرفتند و بخوردند. غلامان آن ديگر بره بريان را كه از وجه حلال تهيه شده بود به خانه شيخ ابوسعيد ابوالخير بدند و شيخ بدون دغدغه خاطر بخوردن طعام و بره بريان مشغول شد. قاضي ساعد با نگاه متجسس در شيخ بنگريست و قصد داشت پس از آنكه شيخ از طعام دست كشيد بر بطلان ادعايش رقم زند كه شيخ در عالم معني به قصد و نيتش پي برد و گفت «ايقاضي؛ فارغ باش كه مردار به سگان رسيد و حلال به حلال‌خوران. قاضي شرم‌زده شده و از انكار برآمد»(2).

3-   شاه نعمت‌الله ولي شاعر معروف و عارف رباني را همه كس مي‌شناسند. مدفن اين صوفي وارسته در ماهان كرمان و

 مزار عاشقان طريقت است. شاه نعمت‌الله معاصر شاهرخ ميرزا دومين امير گوركاني بود ولي در محضر ارباب مال و قدرت كمتر حاضر ميشد. روزي شاهرخ از او پرسيد: سبب چيست كه به ضيافت اغنياء نميروي و از خوان بيدريغ آنان تناول نميكني؟(3)  سيد به مضمون حديث:

لايكون  قوت المؤمنين  الاحلالاً

            ولو  كانت الدنيا دماً  عبيطاً

            اشاره و اضافه كرد كه جز لقمه حلال از گلويش پائين نميرود. شاهرخ را اين سخن خوش نيامد و در نهان به خوانسالار خويش فرمان داد از ممر حرام غذائي براي سيد تدارك نمايد(4). خوانسالار به دروازه شهر هرات رفت و بره پيرزني را بعنف ستاند و از آن طعام مأكولي تدارك ديد. شاهرخ چون مقصود را حاصل ديد شاه نعمت‌الله را بر سر سفره طلبيد و متفقاً به تناول پرداختند. در اثناء صرف غذا شاهرخ پرسيد: اين طعام حلال است يا حرام؟ سيد گفت «بر من حلال است و بر شما حرام». امير در غضب شد و شاه نعمت‌الله همچنانكه به غذا خوردن مشغول بود ادامه داد كه اگر امير باور ندارد بهتر است در اين باره تحقيق كنند تا حقيقت مطلب روشن گردد. مقارن اين احوال پيرزن موصوفه به شكايت و داوري پيش شاهرخ آمد و عرض كرد: پسر من به سرخس رفته بود، مدتها از تاريخ مراجعتش گذشت و خبري از او نداشتم. غمناك و مشوش بودم، شنيدم سيد نعمت‌الله به هرات آمده است. نذر كردم كه اگر فرزندم به سلامت بازگردد بره‌اي هديه سيد كنم. همان روز پسر من باز آمد و من براي اداي نذر خود بره‌اي را به خانه‌اش ميبردم كه غلامان عمال خوانسالار آن را از من به زور بستاندند. شاهرخ را حال ندامت و انفعال دست داد و شاه نعمت‌الله ولي را بيشتر از پيشتر مورد تفقد و نوازش قرار داد.

 

پاورقي‌ها:

     1-    تذكره‌الاولياء صفحه 272.

       2-    تذكره‌الاولياء صفحه 813.

       3-    دولتشاه سمرقندي و رضاقلي هدايت اميرتيمور را بجاي شاهرخ نام ميبرد.

       4-    تخلص شعري شاه نعمت‌الله ولي «سيد» بود و در مكاتبات و محاورات نيز باين نام شهرت داشت.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:12 |
نگاهى به انيميشن «ماشين ها»
 
205146.jpg
چه كسى ممكن است از يك اتومبيل تند و تيز و زبر و زرنگ و خوش تركيب كه رنگش طعمى از آبنبات دارد و بوى نويى از آن به مشام مى رسد، بدش بيايد؟ درست است كه عده اى بوى كهنگى از موتور پيكسار مدل ۲۰۰۶ كه تازه همين چند روز پيش - ۱۹ خرداد- از كارخانه بيرون آمده، استشمام كرده اند و برخى ايراد مى گيرند كه شتاب از صفر تا صد آن كمتر از پيكسارهاى مدل قديمى مانند «داستان اسباب بازى» و «در جستجوى نيمو» است؛ اما «ماشين ها» هر عيبى كه داشته باشد، لااقل اين يك حسن را دارد كه فرصتى است براى سوارى دلچسبى در مناطقى دورافتاده و غريب كه هنوز نسيم ملايم ارزش هاى فراموش شده اى مانند دوستى و محبت و از خود گذشتگى در آنها مى وزد. اتومبيل كورسى آلبالويى رنگى به نام «مك كويين برق آسا» (با صداى اوون ويلسون) كه جوان است و جوياى نام، به موتور هشت سيلندر و قدرت ۷۵۰ اسب بخار و سرعت ۳۲۰ كيلومتر در ساعتش مى نازد و سوداى فتح جهان را در سر (در واقع زير سقف) مى پرورد. در گرماگرم مسابقات جام «پيستون» كاليفرنيا و رقابت تنگاتنگ با حريف اصلى بسيار متكبرش (مايكل كيتون) و يك كهنه كار مهربان (با صداى ريچارد پتى، قهرمان مسابقات NASCAR )، ناگهان از جاده ۶۶ (جاده اى مشهور كه از لس آنجلس تا شيكاگو شرق و غرب ايالات متحده را به هم پيوسته و با حضور مداوم در فيلم ها بعدى اسطوره اى پيدا كرده است) سر در مى آورد و گذارش به شهر كوچك خشك و بيابانى «رادياتور اسپرينگز» در مناطق جنوب غربى مى افتد. ورود اين غريبه تازه به دوران رسيده كه با تندروى هايش در آنجا خرابى به بار مى آورد و از طرف داك هودسن (پل نيومن) - يك هودسن هورنت دنيا ديده مدل ۱۹۵۱- به انجام خدمات شهرى محكوم مى شود، آغاز ماجراهايى است كه به آشنايى او با يك «پورشه كاررا»ى آبى رنگ مدل ۲۰۰۲ به نام سالى (بانى هانت) كه با وجود رفتار تند و رئيس مآبانه اش قلبى از طلا و بدنه اى زيبا دارد، وانت پيكاپ قراضه الاغ مانندى به نام «تاو- ميتر» (لرى «سيمكش») كه به صميمى ترين و بى غل و غش ترين دوستش بدل مى شود، سرژ (پل داولى) جيپى از جنگ جهانى دوم، يك مينى بوس فولكس واگن به نام فيلمور (جورج كارلين) و داك هودسن سرد و گرم روزگار چشيده با گذشته اى مرموز، منجر مى شود و چشمش را به روى ارزش هايى حقيقى تر از جاه طلبى هاى كوته بينانه سابق باز مى كند. اكران انيميشن كامپيوترى «ماشين ها» كه به علت مسائل مربوط به قرارداد هفت و نيم ميليارد دلارى خريد پيكسار توسط شركت ديزنى با تأخيرى هفت ماهه روبه رو شد، با فروش ۶۰ ميليون دلارى در سه روز اول در ۴ هزار سالن سينماى آمريكاى شمالى و قرار گرفتن در صدر فهرست فروش هفتگى موفقيت بزرگى براى پيكسار و ديزنى محسوب مى شود، هرچند آنها ديگر به اين قبيل موفقيت ها عادت كرده اند. كارگردان فيلم، جان لستر (كارگردان «داستان اسباب بازى» ۱ و ۲ و «زندگى يك حشره» كه در جان بخشيدن به اشياى بى جان تبحرى پيدا كرده است) در جريان يك سفر زمينى با همسر و پنج پسرش در سال ۲۰۰۰ به ايده ساختن اين فيلم رسيد و با كمك جو رنفت - سرپرست بخش داستان استوديوى پيكسار كه در ساختن آثارى مانند «داستان اسباب بازى»، «شير شاه» و «عروس مرده» نقشى كليدى داشت و تابستان گذشته در تصادف اتومبيل از دنيا رفت- و تيمى از نويسندگان فيلمنامه را نوشت. كار ۸۰۰ انيماتور روى ۳ هزار دستگاه كامپيوتر در يك كارخانه سابق فرآورى ميوه در امريويل كاليفرنيا كه اكنون به مركز استوديوى پيكسار بدل شده، همگام با تحقيقاتى پيش رفت كه در بخش هاى طراحى كارخانه هاى خودروسازى ديترويت انجام مى شد. لستر بيش از هرچيز با چهره اتومبيل ها مسئله پيدا كرد. در ابتدا قصد داشت كه از چراغ هاى جلو به عنوان چشم و از جلو پنجره اتومبيل به عنوان دهان استفاده كند اما سرانجام به اين نتيجه رسيد كه شيشه جلو براى چشم ها مكان بهترى است چون موجب مى شود كه فقدان راننده هم به چشم نيايد. مسئله ديگر اين بود كه نگذارد تا بدنه اتومبيل ها لاستيك مانند به نظر برسد. مشكل ترين بخش كار گروه انيماتور ها ايجاد بافتى واقع نما براى بدنه تك تك اتومبيل ها- زنگ زده، گل آلود يا براق و متاليك- بود كه براى آن از تكنيكى به نام رديابى اشعه استفاده كردند. در مورد چشم انداز هاى طبيعى نيز سعى شده تا در عين واقع گرايى رنگى از دنياى اتومبيل ها را به خود بگيرند، بنابراين رشته كوه ها مانند تيغه گلگير طراحى شده اند و دشت ها سپر و كاپوت اتومبيل را تداعى مى كنند. اشاره هاى فرامتنى و استفاده از نام هاى اساطير هاليوودى، تلنگرى است به ذهن تماشاگرانى كه سن و سالى به هم زده اند و هنوز بازيگرانى مانند نيومن و مك كويين را در خاطر دارند كه علاوه بر بازيگرى دستى هم در مسابقات اتومبيلرانى داشتند و مهمتر از همه دورانى را به ياد مى آورند كه براى رسيدن به عشق و مهربانى و جوانمردى و كشيدن يك نفس عميق در هوايى كه هنوز آلوده نشده- لااقل در ظاهر- نيازى به بيرون زدن از هاليوود نبود.
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:11 |
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:6 |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 22:4 |
علی شاه حاتمی که در اواخر جلسه  نقد و بررسی فیلم اخراجی ها وارد تالار اندیشه حوزه هنری شده بود، با گرفتن میکروفون، کارگردان این فیلم را با کلمات وقیحانه و و خارج از ادب مورد خطاب قرار داد.

این کارگردان در ابتدای سخنان خود بدون کلمه اضافه ای، خطاب به مسعود ده نمکی گفت: «من هم در گذشته با تو آشنا بودم و هم الان تو را می شناسم، تو همان فاشیست گذشته ای!»

وی سپس با بکار بردن کلمه ای خارج از ادب و نزاکت مجلس، باعث خشم صدها تماشاگری شد که برای نقد فیلمنامه اخراجی ها حضور یافته بودند. سپس شاه حاتمی با اعتراض گسترده مردمی که خواستار خروج او از محل مراسم شدند، با درخواست محمد رضا شریف نیا بازیگر سینما و مجری برنامه در نهایت مجبور به عذرخواهی شد.

ده نمكي هم در دفاع از وجود چنين شخصيت هايي در جبهه ها گفت: من مي توانم از افرادي نام  ببرم كه دقيقا شبيه به شخصيت اخراجي ها  بودند كه داش مسلك بودند و سيگار مي كشيدند .

اما این پایان داستان نبود چرا که پس از آن، جلسه از کنترل خارج شد و به رد و بدل شدن کلماتی میان مردم و شاه حاتمی بدل شد که مجری برنامه جلسه را خاتمه یافته اعلام کرد.

علی شاه حاتمی در خارج از سالن و در میان چند تن از همراهانش با تکرار همان کلمات سخیف، گفت: «اگر من مجبور نبودم، هیچ گاه عذرخواهی نمی کردم!» وی افزود: «آن دو نفر(ده نمکی و شریف نیا) مردم را ابله تصور کرده و جنگ را تحریف کرده اند... » شاه حاتمی اضافه کرد: «من تصمیم داشتم اخراجی ها را نقد کنم که چقدر عامه پسند است اما مردم نگذاشتند!» شاه حاتمي سپس گفت: » معلوم نيست اين آقا در كدام جبهه حضور داشته كه شاهد چنين رفتارهاي احمقانه از رزمندگان و فرماندهان بوده است.

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 21:57 |

پایان تنهایی

از اين تنهايی هزارساله

خسته‌ام

از بس تنهايی غذا خورده‌ام

تا لقمه‌ای نان به دهن می‌گذارم

باران شروع می‌شود

و من چتر ندارم

تو را دارم

                 عباس معروفی

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 19:40 |
                      

 

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 19:39 |

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:59 |
                  

                  

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:58 |
                295473.jpg
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:49 |
علل ركود تولید و فروش نرم‌افزارهای چندرسانه ای : نرم‌افزارهای چند رسانه‌یی به عنوان یكی از جنبه‌های تنوع نرم‌افزاری‌ در حوزه‌ی آموزشی به شدت تاثیرگذار و رو به گسترش‌اند و نقش موثری در ارتقای نظام آموزشی دارند اما به اعتقاد تحلیلگران سرمایه‌گذاری در كشور بروی این بخش به دلیل رعایت نشدن قانون كپی‌رایت برگشت سرمایه ندارد و این بازار در كشور در حالت ركود به سر می‌برد.

عباس فرزین - یك كارشناس - معتقد است كه در صادرات فن‌آوری اطلاعات صرفا بحث نرم‌افزار مطرح نیست و علاوه بر آن به تخصص بالا در طراحی نرم‌افزار نیاز بوده و خدمات مهندسی نیز بخش مهمی ‌از آن است.

به گفته‌ی او در كشور ما نیز نرم‌افزار به عنوان بیست و دومین صنعت در وزارت صنایع قلمداد شده اما چندان جدی گرفته نشده است اما در هر صورت دولت به سمت الكترونیكی شدن پیش می‌رود و مجبور است همه‌ی عملیات‌هایی را كه در گذشته به صورت سنتی انجام می‌داد،‌ دیجیتالی و در بستر رایانه انجام دهد و این حجم زیادی كار را برای متخصصان ایجاد می‌كند و در صورت برون سپاری این كارها در بخش خصوصی نیز توسعه می‌یابد.
این كارشناس همچنین با اشاره به تصویب قانون كپی رایت برای محصولات ایرانی تصریح كرد:‌ ما معضلات زیادی در اجرای این قانون داریم اما اجرای درست این قانون در كشور موجب پیشرفت و اقتصادی شدن طرح‌های نرم افزاری خواهد شد.

● فروش نرم‌افزارهای چندرسانه‌یی در حال ركود به سر می‌برد
مهدی علی‌اكبریان - مدیر یك شركت نرم‌افزاری - معتقد است: هیچ اتفاق خاصی طی دو سال گذشته در عرصه‌ی تولید نرم‌افزار در كشور رخ نداده است. نرم‌افزار ابزاری برای شفاف‌سازی و كمك به سازمان‌های دولتی به شمار می‌رود و بخش اعظم بازار نرم‌افزار در كشور بازار دولتی است و استراتژی دولتی‌ها هم شفاف‌سازی نیست.

او ادامه داد: بنابراین بودجه‌ای به این بخش اختصاص نمی‌دهند و ما با مقدار زیادی پروژه‌های انجام نشده و هزینه‌های بدون نتیجه مواجهیم كه بازار نرم‌افزار را به ركود كشانده است.

علی‌اكبریان گفت: فروش نرم‌افزارهای چندرسانه‌یی در كشور تابع فروش رایانه‌های خانگی بوده و هر دو در حال ركود به سر می‌برند و بخش مهمی از بازار مذكور را نرم‌افزارهای خارجی كه به فارسی ترجمه شده و بدون لیسانس شركت خارجی كپی شده‌اند به خود اختصاص داده‌اند؛ نرم‌افزارهای چند رسانه‌یی تولید داخل با محتوای بومی نیز بازار ثابت خود را دارند.

این كارشناس با اشاره به تغییر نوع تقاضای نرم‌افزار در بازار كشور گفت: در یك دوره‌ای سفارش نرم‌افزار توسط سازمان‌ها، جنبه‌ی نمایشی و رفع تكلیف داشت اما در حال حاضر تقاضا به سمت نرم‌افزارهای استاندارد شده، با سابقه‌ی بیشتر و مفید سوق پیدا كرده است و این امر ناخودآگاه به بازار شكل خوبی داده و تولید نرم‌افزارهای تخصصی را گسترش خواهد داد.

● بخش نرم‌افزار با رعایت نشدن كپی‌رایت برگشت سرمایه نخواهند داشت
الهه عصاری - مدیر یك شركت نرم‌افزاری - افزایش تقاضا برای نرم‌افزار را در جهت رشد آن بسیار مهم ارزیابی كرد و خاطر نشان كرد: شركت‌های خصوصی اگر توانایی تامین نیازهای بازار داخلی و افزایش تقاضا را نداشته باشند، با توجه به رقابت‌های فشرده و نیاز به رعایت استانداردها در بازار خارجی برای تولید و ارایه‌ی نرم‌افزار با دشواری مواجه خواهند بود.

او با توجه به حجم بزرگ دولت در سازمان‌ها و ادارات دولتی نیاز فراوانی به نرم‌افزار وجود دارد افزود: این نیازها هم در بخش دولتی و هم غیردولتی بالقوه بوده و فعال نشده است كه این امر دلایل مختلفی از جمله تغییرات مدیریتی و سیاست‌گذاری در كشور دارد.

عصاری همچنین با اشاره به تقاضای موجود برای نرم‌افزار در حوزه‌های اداری، مالی و تخصصی تصریح كرد: با اجرای طرح تكفا و ارایه‌ی بودجه‌های استانی، تقاضا برای نرم‌افزار در سازمان‌های دولتی شفاف بیان شد و در نتیجه با برگزاری مناقصات و تاسیس شركت‌های جدید، بازار نرم‌افزار تكانی خورد.
او در ادامه با بیان این كه نرم‌افزارهای چندرسانه‌یی نقش موثری در ارتقای نظام آموزشی دارند، اظهار كرد: عده‌ای اعتقاد دارند كه سرمایه‌گذاری در این بخش به دلیل رعایت نشدن قانون كپی‌رایت برگشت سرمایه نخواهند داشت كه ادامه‌ی این وضعیت به زیان فرهنگ كشورمان تمام خواهد شد.

● بازار داخلی به نرم‌افزارهای مدیریتی نیاز مبرم دارد
به گفته‌ی علی اكبر جلالی - استاد IT دانشگاه علم و صنعت ایران - باید در بخش صنعت نرم‌افزار به متخصصان تولید نرم افزار‌ و هم منابع مصرف اعم از بازار داخلی و خارجی و همین طور نرم‌افزار توجه داشت.
او گفت: در حوزه‌ی نیروی انسانی برای توسعه‌ی نرم‌افزار نیروی لازم در سطح ملی و بین‌المللی در كشور وجود دارد اما در حوزه‌ی مصرف نرم‌افزار كشورهای در حال توسعه مانند ایران به نرم‌افزار بیشتری نسبت به كشورهای توسعه یافته نیاز دارند در نتیجه در بازار داخلی نیاز مبرمی‌ به نرم افزار به خصوص نرم‌افزارهای قوی در مدیریت وجود دارد اما در بازارهای خارجی نتوانسته‌ایم مانند كشورهای هندوستان و ایرلند بخشی از بازار را به خود اختصاص دهیم.

جلالی با بیان این كه ما در سه حوزه‌ی نیروی متخصص، منابع مصرف و تنوع نرم افزار با مشكلاتی رو به رو هستیم تصریح كرد: نیروهای متخصص تولید نرم افزار یا به خارج از كشور مهاجرت كرده و یا رغبت چندانی به فعالیت به دلیل رعایت نشدن قانون مالكیت معنوی ندارند.
او ادامه داد: در رابطه با صدور نرم افزارهای خارجی نیز به دلیل این كه معمولا از نرم‌افزارهای غیرقانونی استفاده می‌كنیم موفقیت چشم گیری نداشته‌ایم اما در حوزه‌ی فروش نرم افزار اگر به صورت سازمان دهی شده و در چارچوب مقررات بین‌المللی عمل كنیم قطعا می‌توانیم جایگاه مناسبی به دست آوریم.

● ۹میلیون دلار صادرات نرم‌افزار در هشت ماهه‌ی‌ نخست سال۸۵
محمدرضا طلایی - نایب رییس اتحادیه‌ی صادركنندگان نرم‌افزار ایران - در این باره گفت: ما در سال ۸۴ در حدود ۱۵ میلیون دلار و در هشت ماهه‌ی نخست سال ۸۵،‌ ۹ میلیون دلار صادرات نرم‌افزار داشته‌ایم و امیدواریم آمار صادراتمان را در سال ۸۶ با توجه به بسته‌ی حمایتی كه با همكاری سازمان توسعه و تجارت ایران و اتحادیه‌ی صادركنندگان نرم‌افزار در مرحله‌ی اجرایی است و با كمك‌های دولتی به تولیدكنندگان محصولات IT به ۳۰ میلیون دلار برسانیم.
او ادامه داد: ما در داخل كشور مشكل اجرا نشدن قانون حمایت از پدیدآوردندگان نرم‌افزارهای رایانه‌یی و در نتیجه جذب نشدن سرمایه‌گذارهای داخلی و خارجی برای تولید نرم‌افزار داریم كه كمبود سرمایه‌گذاری در این بخش به كاهش تولید و همچنین پایین بودن كیفیت محصولات تولیدی منجر می‌شود و از طرف دیگر كیفیت پایین محصولات صادرات را نیز دچار مشكل می‌كند.

وی همچنین با اشاره به عضویت تعداد ۲۵۰ شركت در مجمع ناشران الكترونیك و فعالیت آن‌ها در عرصه‌ی نرم‌افزارهای چند رسانه‌یی تاكید كرد: این شركت‌ها می‌توانند انتقال دهنده‌ی فرهنگ و تاریخ كشورمان باشند و یكی از ابزارهای نوین آموزشی و فرهنگی هستند اما این شركت‌ها كه عمدتا كوچك و متوسط هستند مورد تهاجم سارقان نرم‌افزارهای چندرسانه‌یی قرار می‌گیرند و سرمایه‌شان را از دست می‌دهند.
به اعتقاد وی ما هنوز نتوانسته‌ایم بخش دولتی را برای حمایت از این صنعت قانع بكنیم در حالی كه قشر جوان فعال در این بخش مانند دیگر بخش‌های فرهنگی از جمله سینما و موسیقی برای انتقال فرهنگ كشورمان فعالیت می‌كنند اما از حداقل حمایت‌های قانونی و معنوی دولت برخوردار نیستند.

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:47 |
                          295413.jpg
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:46 |
ا نگاهي كلي به تاريخچه مخابرات و گذر از عصرهاي اتصال (1950-1876)، عصر شبكه (1950-1990) و ابتداي عصر دسترسي (1990) در‌مي‌يابيم كه انتقال مكالمات كاربران در قالب صوت و بعضا متن از جمله اصلي‌ترين اهداف طراحان و كارشناسان حوزه مخابرات بوده است.

به اين معنا كه تبادل مكالمات محتواي اصلي ارتباطات را شكل مي‌داده است. اما در دهه آخر قرن 20 پيشرفت‌هاي گسترده‌اي در زمينه‌هاي سخت‌افزاري (كامپيوترها و ديگر ترمينال‌ها) و نرم‌افزاري (سيستم‌هاي عامل، پرتال‌هاي اتصال به شبكه) حاصل شد و محصول اين پيشرفت‌ها به سرعت در اختيار بازار و عموم مردم قرار گرفت و استقبال فوق‌العاده‌اي از اين محصولا‌ت به عمل آمد. اين پيشرفت‌ها در زمينه‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌ا‌فزاري در ترمينال‌هاي ارتباطات سيار نيز به موازات ديگر محصولا‌ت رايانه‌اي اين دهه رخ داد. اين پيشرفت‌ها و از طرفي‌امكان اتصال ترمينال‌هاي سيار به شبكه‌هاي كامپيوتري و بخصوص شبكه جهاني اينترنت در شكل‌گيري تنوع محتوايي اين ارتباطات نقش مهمي را ايفا كرد. اين تنوع محتوايي در اكثر موارد از سرويس‌ها و امكانات عرضه شده در ترمينال‌هاي ثابت متصل به شبكه جهاني اينترنت برگرفته شده بود. به گونه‌اي كه طراحان و كارشناسان حوزه ارتباطات سيار در تلا‌ش بودند كه سرويس‌ها و امكانات كاربردي را در قالب ترمينال‌هاي سيار به كاربران عرضه كنند.

سرويس‌ها و محتواهاي ارائه شده به كاربران شبكه‌هاي سيار در سرفصل‌هاي موبايل و سرگرمي، موبايل و اينترنت، موسيقي و موبايل، بازي و موبايل، تلويزيون و موبايل، موبايل و بازاريابي فروش، موبايل و كسب و كار دسته‌بندي شده‌اند.

در دسته‌بندي‌هاي فوق و مصاديق آنها، نمي‌توان مرزبندي جامع و مانعي را متصور شد چرا كه مصاديق محتوايي مطرح شده در اين دسته‌بندي‌ها مي‌تواند شامل يك يا چند دسته از ديدگاه‌هاي مختلف قرار گيرند.

موبايل و سرگرمي

ارائه خدمات سرگرمي براي مشتركان موبايل يك مقوله بسيار گسترده است و بطوركلي به تمامي خدمات محتوايي كه مشتركان علا‌قه‌مندند از آنها در اوقات فراغت از روزمرگي و به قصد لذت و يا آرامش استفاده كنند، گفته مي‌شود. اما امروزه ارائه كنندگان خدمات مصاديقي را براي اين خدمات برمي‌شمرند كه از آنها مي‌توان به بازي‌هاي موبايل، موسيقي، فيلم، عكس، تلويزيون، زنگ گوشي، تم گوشي و... اشاره كرد.

موبايل و اينترنت

همانطور كه از نام اين سرويس محتوايي مشخص است، با استفاده از اين سرويس كاربران اين امكان را مي‌يابند كه به شبكه جهاني اينترنت از طريق ترمينال سيار خود متصل شوند و از خدماتي چون موتورهاي جست‌وجوگر، پست الكترونيكي، اخبار و اطلا‌عات روز، پرتال‌هاي ويژه خدمات موبايل و بطوركلي ارسال و دريافت اطلا‌عات از شبكه جهاني اينترنت بپردازند.

امروزه باتوجه به پيشرفت تكنولو‌ژي و افزايش سرعت انتقال اطلا‌عات، اين خدمات مورد استقبال گسترده كاربران قرار گرفته است اما از طرفي محدوديت برخي ترمينال‌ها در برقراري ارتباط با سرعت مناسب و عدم نمايش مطلوب صفحات وب و پرتال‌ها، از چالش‌هاي اصلي بهره‌گيري از اين سرويس است و كاربران براي استفاده مناسب و دلپذير از اين خدمات مجبور به تهيه ترمينال‌هاي گران قيمت هستند.

موسيقي و موبايل

درحال‌حاضر در ميان فرمت‌هاي مختلف فايل‌هاي صوتي، فرمت ‌3MP در رتبه نخست علا‌قه و كاربري قرار گرفته است و سازندگان گوشي و ارائه‌دهند‌گان خدمات موسيقي سعي دارند تا با تعيين چند فرمت استاندارد روند ارائه اين سرويس را تسهيل كنند.

بازي و موبايل

درحال حاضر يكي از مهمترين و ارزشمندترين و جذاب‌ترين سرويس‌هاي سرگرمي، بازي‌هاي موبايل هستند. فعاليت در اين زمينه چنان گسترده شده است كه براي آن از واژه صنعت بازي‌هاي موبايل استفاده مي‌كنند. چندين مطالعه نشان مي‌دهد كه اكثريت خريداران اين خدمات خانم‌ها هستند كه 65 درصد درآمد حاصل از اين محصول را تامين مي‌كنند. آمارها نشان مي‌دهد كه بازي‌هايي از دسته حل پازل‌ها و بازي‌هاي استراتژيك بيشترين سهم را در ميزان درآمد اين صنعت به خود اختصاص داده‌اند.

تلويزيون و موبايل

پس از تحولا‌ت تكنولوژيكي در شبكه‌هاي موبايل و ظهور نسل‌هاي ‌G5/2 و ‌G3 مبتني بر سوئيچ‌هاي بسته‌اي (نرم) امكان ارائه سرويس ‌mobile TV فراهم شده است. درحال حاضر سياست ارسال تصاوير تلويزيوني بر ارسال ‌one to many استوار شده است و از تكنولوژي‌هاي ‌DVB-H و ‌DMB و ‌Media FLO استفاده مي‌شود و در برخي توپولوژي‌ها اين امكان وجود دارد كه موبايل به صورت مستقيم و بدون نياز به شبكه ارتباطي سيار از فرستنده‌هاي تلويزيوني، تصاوير را دريافت كند.

از مهمترين چالش‌هاي اين سرويس عدم تعيين استاندارد و توپولوژي مشخص براي ارسال تصوير تاكنون است. طبق برخي گزارش‌ها شركت‌هاي فعال چيني در اين زمينه، در تلا‌شند استاندارد جديدي را براي شكل دادن رقابتي جديد به بازار عرضه كنند.

موبايل و بازاريابي و فروش

باتوجه به افزايش ضرايب نفوذ خدمات شبكه‌هاي ارتباطي سيار و استقبال اقشار مختلف جوامع از اين خدمات، سرمايه‌گذاران و صاحبان صنايع و تيم‌هاي بازاريابي و تبليغاتي آنها به بهره‌گيري از اين خدمات در راستاي منافع خود علا‌قه‌مند شدند و دسته‌بندي جديدي را تحت نام ‌Mobile Marketing در بين ديگر سرويس‌هاي محتوايي سيار خلق كردند. اين سرويس در دسته‌بندي‌هايي چون هدايت بازار، مديريت ارتباط با مشتريان، رقابت در بازار، تبليغا‌ت، پرتال‌هاي اطلا‌ع رساني(‌محصول، سهام، نوع خدمات و...) به مشتركان شبكه‌هاي ارتباط سيار ارائه مي‌شوند.

اغلب ارائه‌كنندگان خدمات در دنيا، ‌SMS را براي ارائه اين محتوا برگزيدند كه استقبال بسيار مطلوبي از آن صورت گرفته است.

موبايل و كسب و كار

اين محتوا از سابقه قديمي‌تري نسبت به ديگر دسته‌بندي‌هاي محتوايي برخوردار است چراكه در گذشته اين محتوا از طريق ترمينال‌هاي ثابت و شبكه‌هاي زيرساختي متناسب با نوع خدمات، در اختيار مشتركان قرار داشته است. ماهيت اين محتوا براساس برقراري ارتباط با يك سيستم سرويس دهنده (سرور) به صورت يك تراكنش اطلا‌عاتي است.

درحال حاضر ارائه‌دهندگان سرويس باتوجه به قابليت‌هاي متنوع سرويس‌هاي سيار امكان ارائه اين محتوا را به صورت سيار براي مشتركان خود فراهم كردند. مشتركان اين خدمات مي‌توانند همانند گذشته (ترمينال‌هاي ثابت) از خدماتي چون تله‌ماتيك، تراكنش‌هاي بانكي، كنترل دستگاه‌ها و ماشين‌آلا‌ت و ديگر تراكنش‌هاي اطلا‌عات از راه دور استفاده كنند.

در بين اين خدمات، تراكنش‌هاي بانكي از بالا‌ترين سطح جذابيت و استقبال برخوردارند چراكه از طرفي بانك‌ها با افزايش خدمات خود در قالب سرويس‌هاي سيار به جذب مشتريان بيشتر مي‌پردازند و از طرفي مشتركان با بهره‌گيري از اين خدمات فعاليت‌هاي بانكي خود را بسيار آسان، سريع و در دسترس ارزيابي مي‌كنند

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:45 |

جـمـع کـثـیری از مـدیران بـرجسـته بـا اتکا به برنامه ریزی و بـرخورداری از مهارت هـای اجـرایی از نـردبـان شـغـلی بـالا آمـده اند. اما برتری آنـهایی کـه هـمـیشه در صـدر هسـتند تـوانـایـی فـوق الـعـاده شـان در بـرقـراری ارتـبـاط با سایرین است.

در هنگام تاسیس یک شرکت موارد مختلفی در نظر گرفته میشود که یکی از آنها مهارتهای اجرایی است. موسسات و ارگان هـا بـرای ایــجاد این توانایی در میان کارمندان خود شعب مختلفی را بـصـورت غیر ضروری به این امر اختصاص مـی دهـنـد و در مـقـابـل هیـچ هــزینه ای را صرف ارتباطات عـمـومی نـمی کنند. البته این بدان معنا نیست که اقشار مـخـتــلف جامعه، رسانه های گروهی و سرمایه گذاریها بر روی ارتباطات امری بلا استفاده و بی مورد به شمار می رود بلکه برعکس اولین رکن اساسی برای دستیابی به موفقیت در هر شرکتی قابلیت انتقال عقاید و اهداف و خدمات آن به مراجعین می باشد و برای توسعه شرکت می بایست بالاجبار بر روی ارتباطات به طور گسترده حساب باز کرد.

همانطور که مشاهده می کنید، در این قسمت دو مولفه اصلی وجود دارد: ارتباطات و زمانبندی. در این مقاله نکاتی پیرامون بهبود مهارت های ارتباطی و روابط عمومی در سطوح مختلف توسعه یک موسسه و یا هر ارگان دیگر فراهم آمده است.

پیش از اینکه دست به اقدام هر گونه کاری بزنید اهداف اصلی خود را مشخص کنید. سپس آنها را به صورت تیتروار و کلاسه شده به دفتر سرپرست بخش ببرید و یا به نشانی آدرس الکترونیکی او بفرستید. لازم است که بدانید چه مطلبی را می خواهید انتقال دهید، اگر مطلبی برای خود شما واضح نباشد چطور می توانید از دیگران انتظار داشته باشید که متوجه آن بشوند.

این امر از اصول اولیه ارتباطات به شمار می رود. اما متاسفانه بسیاری از افراد توانایی رعایت آنرا در امور روزمره شغلی خود ندارند. مپرسید چرا؟ خوب، به ۲ دلیل:

۱- به طور ارادی، اغلب افراد خط پایان را در ذهن خود مجسم می کنند اما از تجسم راه رسیدن به آن عاجز هستند

به صورت ناخودآگاه انسانها به طور قطع تنها با تکیه بر عقاید شخصی خود از مسیر مستقیم منحرف خواهند شد. ما به اعتبار، مقام و منزلت خود اطمینان کامل داریم و تصور می کنیم به هر طریقی که پیام خود را انتقال دهیم، نتیجه مطلوب از آن ماست. چنین تصوری یکی از مخاطره آمیز ترین موانع در مسیر استیلا و ارتقا فرد به درجات بالاتر به شمار می رود. هنگامیکه بر طبق عقاید خود بر روی نتیجه حساب باز می کنید در حالیکه واقعیت چیز دیگری است به ناچار از فتح خط پایان در می مانید. بنابراین داشتن اجحاف کامل نسبت به مطلب مورد نظر امری ضروری در راه مقابله با موانع موجود می باشد.

مفهوم اصلی گفته های خود را بر روی یک تکه کاغذ یادداشت کنید و آنرا به کناری بگذارید، روز بعد دوباره به آن مراجعه کنید و یکبار دیگر آنها را مرور کنید. هدف نهایی با توجه به خواستهای شما شکل می گیرد و مسیرهای مختلف برای رسیدن به آن پدیدار می شود. پس لازم است که زمانی را به مرور نکات کلیدی اختصاص دهید تا با آمادگی کامل به سمت هدف حرکت کرده، با موانع روبرو شوید و آنها را از بین برده و تمام تمرکز خود را بر روی نتیجه نهایی معطوف کنید.

۲- اگرچه این کار مشکلی است اما متاسفانه بسیاری از صاحبان کالا و مشاغل توانایی تمیز دادن خودشان را از افکار و عقاید شخصی شان ندارند. بارها و بارها از خود سوال می کنند که چگونه می توانند بر روی دیگران ( چه اشخاص و چه شرکتها) تاثیر گذار واقع شده و خواست هایشان را بیان کنند.

به خاطر داشته باشید که هر چقد بیشتر بتوانید به داخل ذهن افراد نفوذ کنید، خیلی سریعتر می توانید آنها را در مورد پذیرش شرایط خود متقاعد کنید. البته منظور من این نیست که ذهن و افکار آنها را به بازی بگیرید، بلکه باید بدانید که نیازهای مراجعین چیست و یا به عبارت دیگر طرف مقابل خود را به خوبی بشناسید.

بیشتر افرادی که در یک شرکت و یا کارخانه کار می کنند، اهداف نسبتا مشابهی را دنبال می کنند و پایداری آنها در مواجهه با مشکلات مختلف تقریبا یکسان می باشد. به همین دلیل است که زمانیکه نظری مطرح می شود نتیجه کم وبیش یکسانی را در بر دارد.

قصد و نیت شما چیست؟

شما باید همیشه افکار خوب، زبان خوب و نیات خوب داشته باشید. تنها راه پیروزی و از بین بردن شک و تردید در طرف مقابل از این راه میسر خواهد شد. اهداف پر فضیلت را مد نظر خود قرار دهید و در راه رسیدن به آنها گام هایی از روی درستکاری بردارید. مردم هنگامی نیات شما را قبول دارند که به سخنان شما اعتماد داشته باشند و برای اینکه گفته های شما مورد قبول افراد شکاک قرار گیرد شما در وهله اول باید افکار درستی داشته باشید. بله، البته خیلی طبیعی است که میوه ممنوعه شما را اغوا کند و شما دچار وسوسه های شیطانی شوید، اما سعی کنید تا هیچ گاه مرتکب عملی نشوید که باعث شود صداقت شما زیر سوال رود. هنگامیکه توانایی رسیدن به اهداف را تنها با رعایت اصول اخلاقی پیدا کردید می توانید میوه ها و ثمره های ارزشمندتری را بدست آورید.

باید در زندگی خود پیروی از اصول اخلاقی را به صورت یک قانون در آورید. تنها راه موفقیت در کسب و کار و تجارت، توسعه منابع موجود بدون وجود وسوسه و فریب می باشد. گذشته از همه این ها اگر چنین مواردی را رعایت کنید روزی که نوبت به بررسی پرونده کاری شما می رسد و سرپرست بخش و یا کارفرما قصد تعیین حقوق و مزایای شما را داشته باشند با اعتماد به نفس کامل در جلسه مذکور حاضر خواهید شد. برای اینکه از درستی اعمال خود اطمینان کامل حاصل کنید در تمام مراحل زندگی خود با اتکا به نیروی ایمان و تقوی پیش روید تا در روز حساب در آرامش کامل به سر برید و هیچ گونه ترسی به دل راه ندهید.

شما باید همیشه نسبت به افراد دیگر نقطه نظر مثبت داشته باشید و برای آنها بهترین ها را آرزو کنید. تمام شکست ها و پیروزی ها ارتباط مستقیم با گفته ها و نیات درونی شما دارند. یک مدیر اجرایی اگر از مهارت های ارتباطی پایینی برخوردار باشد بدون شک در شغل خود موفق نخواهد بود، زیرا توانایی های او در انتقال مفاهیم کلیدی محدود است. مطمئن باشید که با زور و اجبار هیچ کاری از پیش نخواهد رفت- حال چه در زندگی شخصی و چه در زندگی شغلی

موقعیت شناس باشید

یکی دیگر از مولفه های حیاتی برای ایجاد موفقیت به هنگام برقراری ارتباط درک مناسب از فضا و محیطی است که در آن به سر می برید. شاید به کار گیری یک روش خاص ارتباطی در مراحل اولیه کار، موفقیت را برای شما به ارمغان آورد اما ممکن است به کار گیری همان روش در مراحل بعدی خسارت های جبران ناپذیری را به کل مجموعه وارد آورد. به عبارت دیگر در نظر گرفتن مراحل رشد یک سازمان از اصول بنیادین موفقیت به شمار می رود.

مدیران اجرایی و مدیران روابط عمومی در ساختار یک شرکت منعکس کننده دو قطب مجزا هستند. شاید به عقیده بسیاری از افراد وظیفه مدیران اجرایی خطیرتر باشد، اما این نظر فاقد هر گونه استدلال علمی است. با رشد و توسعه شرکت، مدیریت در صورتی موفق خواهد شد که روابط عمومی قوی باشد. بدون وجود ارتباطات موثر شرکت وارد بیراهه خواهد شد و متاسفانه در بسیاری از موارد ما شاهد چنین اشتباهاتی هستیم. مشکل زمانی محسوس می شود که شرکت مورد نظر به اندازه کافی بزرگ باشد، زیرا باید زمان و هزینه بیشتری صرف شود تا خسارات وارده جبران گردند و امکان دارد که تا آن زمان کشتی به کلی به گل نشیند.

اگر می خواهید مدیر موفقی باشید – چه در راس یک بخش چه در یک سازمان بزرگ – باید نسبت به تمام نکات اجرایی آگاهی کامل داشته باشید اما در عین حال از مقوله روابط عمومی و ارتباطات نیز غافل نشوید. اگر به خوبی توجه کرده باشید، باید به این نتیجه رسیده باشید که تمام ابزار مورد نیاز برای رسیدن به موفقیت در دستان شما قرار دارد و آن چیزی نیست جز “ارتباطات”. لازم نیست که بر روی یک میز بلند بایستید و مرتب داد و فریاد راه بیندازید. کاری که باید انجام دهید این است که نسبت به همه چیز آکاهی داشته باشید. شما باید بدانید که در حال حاضر هر یک از کارکنانتان کجا هستند و مشغول انجام دادن چه کاری هستند. باید توانایی انتقال پیام خود را به دیگران داشته باشید. با توجه به شرایط محیط پیرامون شما ابزاو وتوانایی ها تغییر پیدا می کنند.

اگر احساس می کنید که شرکت با سرعت خیلی زیادی به جلو پیش می رود و متغیرهای ناپایدار بسیاری در اطراف شما به چشم می خورند بنابراین بهترین کاری که می توانید انجام دهید “دست نگه داشتن” است. حتی ترجیحا می توانید یک گام به سمت عقب نیز بردارید تا اتفاقات پیش روی خود با دید بازتری ببینید. دلیل موفقیت بسیاری از کارفرمایان بزرگ چیزی جز این نیست. آنها تیرهای خود را بیهوده به هدر نمی دهند. اول دامنه دید کامل را بدست می آورند، هدف گیری کرده و در آخر گلوله را شلیک می کنند. این کار زمان بیشتری را برای تفکر در اختیار آنها قرار می دهد.

از همین حالا برقراری ارتباطات را شروع کنید

شاید خیلی ها این توانایی را نداشته باشند که در آن واحد هم از عهده امور اجرایی برایند و هم ارتباطی. پس بهتر است که واقع گرا باشید. این مرحله درست زمانی است که هیئت نمایندگانتان به کمک شما خواهند شتافت. از پاره ای امور دست بکشید و وظیفه انجام آنها را به عهده دیگران بگذارید. این عمل خود نوعی برقراری ارتباط به شمار می رود. هنگامیکه مسئولیت ها کمتر شوند دید شما نسبت به مسائل مختلف بازتر شده و توانایی تحلیل و بررسی دیدگاههای مختلف را بدست می آورید و تصاویر بزرگتری در ذهن شما نقش می بندند

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:45 |
۲۱آوریل سال ۱۸۶۴ تولد ماکس وبر در « ارفوت » ، در « تورنیگه » . پدرش حقوقدان بود ، از خانواده‌ی صاحبان صنایع و تجار نساجی « وستفالی » ، وی در سال ۱۸۶۹ با خانواده اش به برلن آمد و عضو « دیت » شهری ، نماینده‌ی « دیت » پروس و نماینده‌ی « رایشتاک » شد . وی جزو گروه لیبرال های دست راستی تحت رهبری « بنیگس » از اهالی « هانور » بود . مادرش « هلن فالنشاین – وبر» زنی با فرهنگ بسیار بود و بشدت نگران مسائل مذهبی و اجتماعی . وی ، تا لحظه‌ی مرگش در ۱۹۱۹ با پسرش روابط فکری نزدیک داشت و آتش اشتیاق ایمان مذهبی را در نزد وی تیزتر می کرد . ماکس وبر ، در کودکی و نوجوانی اش ، اغلب روشنفکران و مردان سیاست مهم زمانه اش مانند « دیتلهی » « مومسن » ، « زیبل » ، « ترایچکه » ، « کاب » ، را در پذیرایی های پدر و مادرش ملاقات می کرد .
ماکس وبر
۱۸۸۲ -ماکس وبر پس از گذراندن « آبی تور » ، تحصیلات عالی اش را در دانشگاه هیدلبرگ شروع کرد . وی که در دانشکده‌ی حقوق ثبت نام کرده بود . به تحصیل تاریخ ، اقتصاد ، فلسفه و الهیات هم پرداخت ، و ضمناً در تشریفات و دوئل های سازمان صنفی دانشجوئی خویش شرکت می کرد .

۱۸۸۳ -پس از سه نیم سال تحصیلی در هیدلبرگ ، ماکس وبر برای انجام خدمت نظام به مدت یک سال ، نخست به عنوان سرباز ساده و سپس به عنوان افسر به استراسبورگ رفت ، وی بعدهانسبت به دوره‌ی افسری اش در ارتش امپراطوری احساس غرور بسیار می کرد .

۱۸۸۴ -ماکس وبر تحصیلات خود را در دانشگاههای « برلن » و « گوتینگن » از سر می گیرد

۱۸۸۳ - وبر نخستین امتحاتات حقوق را می گذارند .

۱۸۸۷ -۸۸ وبر در چندین مانور نظامی در « آلزاس » و پروش شرقی شرکت می کند . عضو « انجمن سیاست اجتماعی » که در برگیرنده دانشگاهیان با تمایلات اجتماعی گوناگون است می شود . این انجمن در سال ۱۸۷۲ توسط گ . شمولر تأسیس شده بود و زیر نفوذ « سوسیالیست های دانشگاهی » بود .

۱۸۸۹- ماکس وبر رساله‌ی دکترای حقوق اش را درباره‌ی تاریخ بنگاههای تجاری در قرون وسطی در برلن می گذارند . ایتالیائی و اسپانیایی را می آموزد . برای وکالت در دادگاه برلن ثبت نام می کند .

۱۸۹۰ –امتحانات جدید حقوق – وبر بنابه در خواست « انجمن سیاست اجتماعی » پژوهشی را درباره‌ی وضع دهقانان پروس شرقی شروع می کند .

۱۸۹۱- نگارش تاریخ کشاورزی روم و معنای آن از نظر حقوق عمومی و خصوصی . وبر این رساله را برای احراز صلاحیت حقوق نوشته بود و برای دفاع از آن گفت و گویی با « مومس » داشت که منجر به اعطای شغلی به وی در دانشکده‌ی حقوق برلن شد . از این تاریخ وبر حرفه‌ی استادی دانشگاه را شروع می کند.

۱۸۹۲- وبر گزارشی درباره‌ی وضعیت کارگران روستائی در آلمان شرقی تسلیم می کند .

۱۸۹۳- ازدواج وبر با « ماریان شنیتگر » .

۱۸۹۴- وبر استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاه « فریبورک » می شود نگارش : گرایشهای موجود در تحول وضعیت کارگران روستایی آلمان شرقی .

۱۸۹۵- مسافرت به اسکاتلند و ایرلند - شروع تدریس در « فریبورک » با کنفرانسی درباره‌ی « دولت ملی و سیاست اقتصادی» .

۱۸۹۶-پذیرش کرسی استادی در دانشگاه « هیدلبرگ » به دنبال باز نشسته شدن « نی » در انجا نگارش : علل اجتماعی انحطاط تمدن کهن

۱۸۹۷-یک بیماری عصبی شدید وبر را مجبور به ترک کار به مدت چهار سال می کند . وبر به ایتالیا ، « کرس » و « سوئیس » مسافرت می کند تا آرامشی باز یابد .

۱۸۹۹- وبر به میل خود از عضویت در « اتحادیه‌ی پان ژرمنیست » ها کناره می گیرد .

۱۹۰۲- وبر تدریس در هیدلبرگ را از سر می گیرد اما دیگر آن امکان زندگی دانشگاهی فعالی مانند گذشته را ندارد .

۱۹۰۳- بنیاد گذاری « آرشیو علوم اجتماعی و سیاست اجتماعی » با همکاری « ورنر سومبارت » .

۱۹۰۴- مسافرت به ایالات متحده برای شرکت در کنگره علوم اجتماعی در « سنت لوئیس » . زندگی در قاره‌ی جدید تأثیری شگرف بر وبر می نهد . در « سنت لوئیس » وبر کنفرانسی درباره سرمایه داری و جامعه‌ی روستایی در آلمان می دهد . در همین سال وبر بخش نخست اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری و نیز مقاله‌ی درباره‌ی « عینیت شناخت در علوم و سیاست اجتماعی » را منتشر می کند .

۱۹۰۵- انقلاب روسیه سبب جلب توجه وبر به مسائل امپراطوری تزایا می شود و وی برای مطالعه‌ی اسناد دست اول به آموزش زبان روسی می پردازد. انتشار بخش دوم اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری .

۱۹۰۶- انتشار وضعیت موکراسی بورژوائی در روسیه ؛ تحول روسیه به سوی حکومت مشروطه‌ی ظاهری ؛ مطالعاتی انتقادی در منطق علوم فرهنگ ، فرقه‌های پروتستانی و روح سرمایه داری .

۱۹۰۷- ثروتی به ارث وی می رسد و سبب می شود که وبر از کارهای دیگر دست کشیده تمام وقت خود را مصروف کار علمی اش کند .

۱۹۰۸- وبر به روانشناسی اجتماعی صنعت توجه پیدا می کند و دو مقاله در همین زمینه منتشر می کند . در سالن هیدلبرگ بیشتر دانشمندان آلمان معاصر خود را مانند” ویندلباند”،”یلی نک ” ، ” ترولچ” ، “نومان” ، “سومبارت” ، “زیمل”، “میشلز”،”تونیس”، پذیرا می شود و دانشگاهیان جوانی چون “گئورگ لوکاچ” . “لوئن اشتاین” را راهنمایی می کند . وی همچنین به سازمان دادن انجمن آلمانی جامعه شناسی می پردازد و دست به انتشار مجموعه‌ای از آثار علوم اجتماعی می زند .

۱۹۰۹- انتشار روابط تولید در کشاورزی عهد باستان ، شروع نگارش : جامعه و اقتصاد.

۱۹۱۰- در کنگره‌ی انجمن آلمانی جامعه شناسی و بر بر ضد ایدئولوژی نژادگرائی صریحاً موضع می گیرد .

۱۹۱۲- وبر از هیئت مدیره‌ی انجمن آلمانی جامعه شناسی به دلیل اختلاف نظر بر سر مسأله‌ی بیطرفی اخلاقی کنار می گیرد .

۱۹۱۳- انتشار : « مقاله‌ای در باب برخی مقولات جامعه شناسی تفهمی ».

۱۹۱۴- با شروع جنگ ماکس وبر تقاضای اعزام شدن به خدمت می کند . ولی تا پایان ۱۹۱۵ گروهی از بیمارستانهای مستقر در منطقه‌ی هیدلبرگ را اداره می کند .

۱۹۱۵- انتشار اخلاق اقتصادی مذاهب جهان ( « مقدمه » و « کنفوسیوس و تائو » .

۱۹۱۶-۱۷ انجام مأموریت های رسمی گوناگون در بروکسل ، وین و بودابست ؛ دست زدن به اقدامات متعدد به منظور متقاعد کردن رهبران آلمان به پرهیز از گسترش دامنه‌ی جنگ ، ضمن آنکه وبر رسالت آلمان را برای ورود به صحنه‌ی سیاست جهانی تصدیق کرده روسیه را مهمترین تهدید می داند .
انتشار فصولی از جامعه شناسی دین در ۱۹۱۶ شامل مباحث راجع به « هندوئیسم و بودیسم » و ۱۹۱۷ شامل
« یهودیت قدیم »
۱۹۱۸- مسافرت به وین در ماه آوریل برای تدریس در دانشگاه. وبر در این دوره از کار دانشگاهی جامعه شناسی سیاسی و دینی خود را به عنوان « انتقادی مثبت از دریافت مادی تاریخ » عرضه ‌می دارد .
زمستان همین سال دو کنفرانس در دانشگاه مونیخ می دهد : « شغل و مشی دانشمند » ، « شغل و مشی مرد سیاسی » .
پس از تسلیم آلمان ، وبر به عنوان کارشناس در هیأت نمایندگی آلمان در کاخ و ورسای کار می کند . انتشار « مقاله‌ای درباره‌ی بیطرفی اخلاقی در علوم جامعه شناسی و اقتصادی » .
۱۹۱۹ – قبول کرسی تدریس در دانشگاه مونیخ به جای « برنتانو ». درس وی در سال تحصیلی ۲۰-۱۹۱۹ به « تاریخ اقتصادی عمومی » اختصاص می یابد و به همین عنوان در ۱۹۲۴ منتشر می شود . وبر ، که بدون شور و شوق به جمهوری گرائیده ، و در مونیخ شاهد دیکتاتوری انقلابی کورت ایزنر است ، به عضویت کمیسیونی در می آید که می بایست قانون اساسی و یمار را بنویسد . وبر به نگارش اقتصادی و جامعه که نخستین نمونه هایش در ۱۹۱۹ چاپ می شوند همچنان ادامه می دهد . با اینهمه کتاب مذکور نا تمام می ماند .

۱۴ ژوئن ۱۹۲۰ . مرگ و بر در مونیخ

۱۹۲۲- انتشار اقتصاد و جامعه توسط « ماریان وبر » چاپهای کاملتری از این کتاب بعدها در ۱۹۲۵ و ۱۹۵۶ منتشر شد .

نظریات و اندیشه های وبر :
جامعه شناسی وبر
علم طبیعی، علم اجتماعی و ربط ارزشی
نمونة آرمانی « وبر »
علیت
انواع اقتدار
کارکرد افکار
طبقه ، منزلت و قدرت
دیوانسالاری
عقلایی شدن و افسون زدایی

جامعه شناسی وبر :

کنش اجتماعی در جامعه نوین غرب:
فرق وبر و جامعه شناسان دیگر در تحلیل جامعه غرب:

ماکس وبر جامعه شناسی را علم فراگیر کنش اجتماعی می دانست. او به خاطر تأکید تحلیلی بر کنشگران فردی، از بسیاری از پیشینیان متفاوت بود، زیرا که تحلیل جامعه شناختی آن ها بیشتر بر صورت های ساختاری- اجتماعی مبتنی بود. اسپنسر بیشتر به قضیه تکامل هیئت اجتماعی در مقایسه با ارگانیسم فردی پرداخته بود. علاقه اصلی دورکیم معطوف به تنظیم های اجتماعی ای بود که انسجام ساختارهای اجتماعی را حفظ می کنند. مارکس در تحلیل های اجتماعی اش، بیشتر به کشمکش های طبقات اجتماعی در چهارچوب ساختارهای اجتماعی و روابط تولیدی می پرداخت. اما وبر بر خلاف همه این ها، تاکید اصلی اش متوجه معانی ذهنی ای است که انسان ها کنشگر به کنش های شان نسبت می دهند و جهت گیری های متقابل این کنش ها را در چهارچوب زمینه های تاریخی-اجتماعی، مورد بررسی قرار میدهد. وبر می گفت که رفتاری که از یک چنین معنایی بویی نبرده باشد در خارج از پهنه جامعه شناسی جای می گیرد.

انواع کنش اجتماعی
در جامعه شناسی وبر چهار نوع کنش اجتماعی باز شناخته شده اند. انسان ها می توانند به یک کنش غایتمندانه یا هدفداری دست یازند؛ کنش معقولانه آن ها می تواند معطوف به ارزش باشد؛ آن ها ممکن است به انگیزش های عاطفی یا احساسی عمل کنند و سرانجام این که انسان ها ممکن است دست به یک کنش سنتی زنند.
معقولیت غایتمندانه که هم هدف و هم وسایل آن معقولانه برگزیده می شوند، در کار آن مهندسی نمودار است که با کارآترین فن ارتباط وسایل به اهداف، پلی را می سازد.

معقولیت معطوف به ارزش، در تلاش برای تحقق یک هدف ذاتی نمایان می شود، هدفی که به خودی خود معقول نیست- مانند دستیابی به رستگاری- اما می تواند با وسایل معقول پیگیری شود- مانند رفتار کسانی که در خدمت مذهبی یک فرقه بنیادگرا کار می کنند.

سرانجام این که کنش سنتی به راهنمایی عادات مرسوم فکری و با اتکاء بر « گذشته ازلی» انجام می گیرد؛ نمونه این رفتار در هر یک از مجامع کلیمیان درست آیین دیده می شود.

این طبقه بندی از انوع کنش ها از دو جهت به کار وبر می خورد، زیرا که از یک سوی به وبر اجازه می دهد که به تمایزهای سنخ شناختی خویش دست یابد مانند تمایز انواع اقتدار، و از سوی دیگر مبنایی را برای او فراهم می سازد تا مسیر تحول تاریخی غرب را بر آن مبنا مورد بررسی قرار دهد.
ماکس وبر
ریمون آرون حق دارد که کار وبر را بسان « نمونه یک نوع جامعه شناسی هم تاریخی و هم دستگاهمند» می انگارد.
کنش اجتماعی در جامعه نوین غرب:
وبر بیشتر به جامعه نوین غرب پرداخته بود، یعنی همان جامعه ای که به نظر او، رفتار افراد آن هر چه بیشتر تحت سلطه معقولیت هدفدار در آمده است، حال آنکه در دوران پیش از این، رفتار انسان ها برانگیخته سنت، محبت یا معقولیت معطوف به ارزش بود. بررسی هایی که وبر از جوامع غیر غربی کرده بود، بیشتر برای روشن تر ساختن این تحول شاخص غرب طراحی شده بودند.
کارل مانهایم این قضیه را به خوبی مطرح می سازد، زمانی که می گوید « کل کار ماکس وبر بر محور این پرسش دور می زند که کدامیک از عوامل اجتماعی، معقولیت تمدن غرب را پدید آورده اند». وبر استدلال می کرد که در جامعه نوین، چه در پهنه سیاست یا اقتصاد و چه در قلمرو قانون و حتی در روابط متقابل شخصی، روش کارآی کاربرد وسایل متناسب با اهداف، مسلط شده و جانشین محرک های دیگر کنش اجتماعی گشته است.
فرق وبر و جامعه شناسان دیگر در تحلیل جامعه غرب:
نظریه پردازان پیش از وبر می کوشیدند که گرایش های تاریخی یا تکاملی عمده جامعه غربی را بر حسب ساختارهای اجتماعی در نظر گیرند؛ برای مثال، مفهوم مورد نظر تونیس، مستلزم تغییر جهت از اجتماع به تجمع غایتمند بود. مفهوم مین تغییر از جامعه مبتنی بر منزلت به جامعه مبتنی بر قرارداد را پیش کشیده بود و برداشت امیل دورکیم، مبتنی بر حرکت از همبستگی مکانیکی به همبستگی ارگانیک بود. اما وبر در همین مورد پیشنهاد کرده بود که نشانه های بازر و اساسی انسان نوین غربی را باید بر حسب دگرگونی های چشمگیر در موقعیت تاریخی و اجتماعی. وبر که نمی خواست خود را به هرگونه تفسیر « مادی اندیشانه» یا « ایدآلیستی» تاریخ پایبند سازد، واحد نهایی تحلیل خود را همان شخص کنشگر عینی می دانست.

جامعه شناسی تفسیری، فرد و کنش او را به عنوان واحد اساسی و اتم خود در نظر می گیرد… فرد بالاترین حد و تنها حامل رفتار معنی دار است…….. مفاهیمی چون دولت، « تجمع، فئودالیسم و نظایر آن، مقولات خاصی از کنش متقابل انسانی را مشخص می سازند. از همین روی، وظیفه جامعه شناسی، تقلیل این مفاهیم به کنش « قابل فهم» است که بدون استثناء در مورد کنش های یکایک افراد بشر صادق است.
تأکید وبر بر جهتگیری های متقابل کنشگران اجتماعی و انگیزه های « قابل فهم» کنش های آن ها، از ملاحظات روش شناختی ای مایه می گیرد که رهیافت او را از آن دیگران متمایز می سازند.
نمونة آرمانی وبر :
فایده نمونه آرمانی
نمونه آرمانی چیست؟
مثال:
نمونه آرمانی از پروتستان و کاتولیک

انواع نمونه آرمانی وبر

فایده نمونه آرمانی
وبر برای گریز از رهیافت منفرد کننده و جزیی بینانه Geristeswissenschaft آلمانی و تاریخ گرایی، یک ابزار مفهومی کلیدی را با عنوان نمونه آرمانی ساخته و پرداخته کرد. در اینجا باید یادآور شویم که وبر بر این باور بود که هیچ نظام علمی ای نیست که بتواند تمامی واقعیت های عینی را بازتولید کند و نیز هیچ دستگاه مفهومی ای نیست که بتواند دباره تنوع بی پایان پدیده های جزیی جان کلام را بگوید. همه علوم به گزینش و تجرید نیاز دارند. با این همه، یک دانشمند ممکن است در هنگام گزینش دستگاه مفهومی اش نیاز دارند. با این همه یک دانشمند ممکن است در هنگام گزینش دستگاه مفهومی اش دجار سردرگمی شود؛ زیرا زمانی که با مفاهیمی بسیار کلی اقتصاد یا دین می پردازد- احتمالاً باید اختصاصی ترین جنبه های پدیده های پدیده های مورد بررسی‌اش را ندیده گیرد؛ از سوی دیگر، زمانی که به مفهوم پردازی های مرسوم یک تاریخ نگار متوسل می شود و پدیده مورد بحث را در جزئیت آن می بیند، دیگر مجالی برای مقایسه پدیده های مرتبط برایش باقی نمی ماند. مفهوم نمونه آرمانی برای رهایی از این سردرگمی ساخته شده است .

نمونه آرمانی چیست؟
نمونه آرمانی یک ساختار تحلیلی است که کار یک گز زمین پیمایی را برای یک محقق انجام میدهد. او با این وسیله می تواند همانندی ها و انحراف ها را در موارد عینی تشخیص دهد. این مفهوم برای بررسی مقایسه ای یک روش بنیادی فراهم می سازد. « یک نمونه آرمانی را با تشدید یکجانبه یک یا چند دیدگاه و با ترکیب پدیده های عینی و منفردی ساخته می شود که در واقع بسیار پراکنده و جدا از هم اند و کم و بیش حضور دارند و گهگاه غایب اند و بر حسب همان دیدگاه های یکجانبه تشدید شده، به صورت یک ساختار تحلیلی یکپارچه سامان می گیرند». نمونه آرمانی به آرمان های اخلاقی راجع نیست، چرا که می توان یک نمونه آرمانی هم از یک عشرتکده و هم از یک نمازخانه به دست داد. مراد وبر از این مفهوم، میانگین های آماری نیز نبود .

مثال:
پروتستان های معمولی در یک ناحیه معین یا در یک زمان مشخص ،ممکن است با پروتستان های آرمانی نمونه یکسره متفاوت باشند . نمونه آرمانی مستلزم تشدید روش های نوعی رفتار است . بسیاری از نمونه های آرمانی وبر به جمعیت ها بیشتر راجع اند تا کنش های اجتماعی افراد ، اما روابط اجتماعی در درون این جمعیت ها بر این احتمال مبتنی اند که کنشگران ترکیب کننده این جمعیت ها به کنش های اجتماعی مورد انتظار مبادرت خواهند ورزید . یک نمونة آرمانی با واقعیت عینی هرگز مطابقت ندارد ، بلکه همیشه دست کم یک گام از آن دور است .این نمونه بر پایة برخی از عناصر واقعیت ساخته می شود و یک کل منطقاً دقیق ومنسجمی را می سازد که هرگز نمی توان آن را در واقعیت پیدا کرد . تجسم تجربی و تمام عیار اخلاق پروتستانی یا « رهبری فرهنمند » و یا « پیامبر نمونه » هرگز رخ نداده است .

نمونه آرمانی از پروتستان و کاتولیک
با یک نمونه آرمانی می توان فرضیاتی را بر ساخت و سپس آن ها را به شریطی مرتبط نمود که پدیده یا رویداد مورد بحث را برجستگی بخشیده اند و یا به پیامدهایی متصل ساخت که به دنبال این پدیده ظاهر می شوند . برای مثال ، اگر خواسته باشیم که ریشه های مذهبی سرمایه داری نوین را بررسی کنیم ،بهتر است نمونه آرمانی یک پروتستان را بر مبنای ویژگی های شاخص پروتستان های مستقل و متعصبی بسازیم که در دوره اصلاحات مذهبی اروپا پدیدار شده بودند . با ساختن این نمونه در موقعیتی خواهیم بود که به گونه ای تجربی تعیین کنیم که رفتار عینی پروتستان ها در انگلستان سدة هفدهم چقدر به آن نمونه نزدیک بود و از چه جنبه هایی از آن دور افتاده بود .
این نمونه همچنین به ما اجازه می دهد که میان رفتار کسانی که از هیئت های مذهبی کاتولیک هواداری می کردند و رفتار آن هایی که از مجامع پروتستان پیروی می کردند تفاوت قایل شویم؛ و سرانجام می توانیم در مورد ربط های پروتستانتیسم با پیدایش سرمایه داری نوین ( البته بر جسب نمونة آرمانی آن ها ) ،‌همبستگی ها و نسبت های علی برقرار کنیم . به گفته ژولین فروند ، _ نمونة‌آرمانی با وجود غیر واقعی بودن این خاصیت را دارد که ما را به یک ابزار مفهومی مجهز می سازد . همان ابزاری که با آن می توانیم تحول واقعی را اندازه گیری کنیم و مهمترین عناصر واقعیت تجربی را روشن سازیم_ .
انواع نمونه آرمانی وبر
سه نوع نمونه آرمانی وبر ، با سطح تجریدشان از یکدیگر بازشناخته می شوند .
_نخستین نمونة آرمانی ریشه در ویژگی های تاریخی_ دارد ،مانند نمونه های « شهر غربی » ، « اخلاق پروتستانی » یا « سرمایه داری نوین » . این ویژگی ها به پدیده هایی راجع اند که تنها در دوران تاریخی خاص و حوزه های مشخص فرهنگی نمایان می شوند.
نمونة نوع دوم ، عناصر انتزاعی واقعیت اجتماعی را در بر می گیرد – مانند مفاهیمی چون دیوانسالاری » و فئودالیسم - که ممکن است در انواع زمینه های تاریخی و فرهنگی پیدا شوند.
سرانجام ، سومین نوع نمونة آرمانی همان است که ریمون آرون آن را « بازسازی عقلایی یک نوع رفتار خاص » خوانده است . به نظر وبر ، همه قضایای نظریة اقتصادی در این مقوله جای می گیرند ؛ زیرا این قضایا به شیوه هایی راجع اند که انسان ها به انگیزه های صرفاً اقتصادی و به عنوان انسان های اقتصادی محض ، در رفتارشان به آن شیوه ها عمل می کنند .
علیت :

علیت بر حسب احتمال
احتمال
جهت تاریخی و جهت جامعه شناختی علیت وبر
مثال
نتیجه مثال

علیت بر حسب احتمال
گهگاه چنین اظهار نظر می شود که وبر در همسازی با سنت اید آلیستی آلمان ،مفهوم علیت را در امور انسانی رد کرده بود این نظریه به هیچ روی درست نیست. وبر هم به علیت تاریخی و هم به علیت جامعه شناختی سخت باور داشت ، اما علیت را بر حسب احتمال در نظر می گرفت وهمین امر بود که کژ فهمی هایی را در مورد او به بار آورده است .
به هر روی ، تأکید او بر تصادف یا احتمال ،هیچ ربطی به پشتیبانی از ارادة آزاد یا پیش بینی ناپذیری رفتار بشری ندارد . برای مثال وبر چنین برهان می آورد که کنش انسانی تنها در مورد دیوانگان به راستی پیش بینی ناپذیر است ،حال آن که ما برای آن کنش های معقولانه ای که آگاهانه انجام می دهیم ، بالاترین درجة‌احساس آزادی تجربی را قایلیم این حس آزادی ذهنی بی آن که ریشه در پیش بینی ناپذیری و نابخردانگی داشته باشد،دقیقاً از موقعیت هایی سرچشمه می گیرد که می توان آن ها را معقولانه پیش بینی کرد و تحت تسلط در آورد.

از این روی ،مفهوم احتمال یا تصادف وبر بر پایة یک نوع فلسفه مابعدطبیعی مبتنی بر ارادة آزاد استوار نیست ، بلکه از شناخت او از دشواری های استقرار روابط علی تام و همه جانبه مایه می گیرد . به نظر وبر ،یقین تجربی عینی در تحقیق اجتماعی ، بس دست نیافتنی است . او چنین نتیجه می گیرد که بهترین کاری که یک محقق می تواند انجام دهد ، این است که انواع زنجیره های علی ای را که می توانند به تعیین ماهیت موضوع مورد بررسی کمک کنند ،دنبال نماید .
احتمال
زمانی که وبر مفهوم احتمال را در عبارات توضیحی اش به کار می برد – برای مثال در توضیح این که یک رابطه موجود تا زمانی خواهد بود که احتمال آن وجود داشته باشد که از یک هنجار رفتاری همچنان پیروی خواهد شد – یک چنین ملاحظاتی را در نظر دارد در اینجا احتمال به این معنی در نظر گرفته می شود که انسان ها در یک زمینة اجتماعی مشخص ،به احتمال زیاد رفتارشان را بر حسب چشمداشت های هنجارهای اجتماعی جهت خواهند داد . اما این امر همیشه محتمل است و هرگز قطعی نیست ،زیرا باید این نکته را نیز در نظر داشت که در مورد برخی از کنشگران ،زنجیرههای علیتی که به روابط منحصر به فرد آن ها اختصاص دارند ،ممکن است آن ها را از احتمال مورد انتظار دور سازند .

جهت تاریخی و جهت جامعه شناختی علیت وبر
بهتر است میان دو جهتی که نظر علیت وبر به خود می گیرد – جهت تاریخی و جهت جامعه شناختی – تمایز قایل شویم . _علیت تاریخی_ شرایط منحصر به فردی را تعیین می کند که پدیدآورنده یک رویداد تاریخی اند . علیت جامعه شناختی میان دو پدیده رابطة منظمی برقرار می کند ،رابطه ای که لازم نیست شکل قضیة « الف ، ب را ناگزیر ناپذیر می سازد » را به خود گیرد . بلکه می تواند صورت « الف برای ب خوشایند تر است » را داشته باشد . علیت تاریخی در صدد پاسخ به این پرسش است : علت های انقلاب بلشویکی چیستند؟
علیت جامعه شناختی در جستجوی علت های اقتصادی ،جمعیت شناسی و بویژه علل اجتماعی همة انقلاب ها است و می خواهد علل نمونه های آرمانی خاص انقلاب ها را پیدا کند .وبر یادآور شده بود که کار جستجوی علل تاریخی ،بر اثر آنچه که تجارب ذهنی اش می خوانند ،آسانتر شده است .
مثال
وقتی می شنویم که شلیک دو گلوله در برلین به سال ۱۸۴۸ ، انقلاب ۱۸۴۸ آلمان را آغاز کرد ، باید بپرسیم که اگر این گلوله ها شلیک نمی شدند ،آیا باز هم این انقلاب رخ می داد؟ اگر به این نتیجه برسیم که این انقلاب بدون شلیک این گلوله ها نیز به هر صورت رخ می داد ، پس باید این گلوله ها را به عنوان علل انقلابی که پس از شلیک این گلوله ها رخ داد ، حذف کنیم .

اگر در ذهن ما این پرسش مطرح شود که شاید نبردماراتون علت عمده تحول بعدی تمدن هلنی بوده باشد ، در همان زمان ،تجربة ذهنی تسلط ایرانیان بر یونانیان نیز باید برای ما مطرح شده باشد . یک چنین تجربه ای به ما چنین حکم خواهد کرد که اگر آتنی ها نبرد ماراتون را می باختند ، یونان تحت تسلط ایران می بایست جامعه ای اساساً متفاوت با یونان پیش از این نبرد بوده باشد . پس ما می توانیم بر پایة احتمال به این نتیجه رسیم که نبرد ماراتون با تضمین استقلال دولتشهرهای پونان ، در واقع عامل عمده ای در تحول بعدی تمدن یونانی بود.
نتیجه مثال
ارزیابی اهمیت یک واقعیت تاریخی با طرح این پرسش آغاز می شود که اگر این واقعیت از مجموعة عوامل تعیین کننده در موضوع مورد بررسی حذف می شد و یا در صورت تغییر مسیر این واقعیت ،آیا بر حسب قواعد کلی تجربی ، مسیر رویدادها می توانست از نظر خصوصیات تعیین کننده جهت متفاوتی به خود گیرد .
وبر استدلال می کند که علیت جامعه شناختی مستلزم عملکرد در یک چهار چوب احتمالی است . برای مثال ،این نوع تعمیم می کوشد تا اثبات کند که پیدایش سرمایه داری به یک نوع شخصیت خاصی نیاز دارد که با مواعظ روحانیون کالونیست شکل گرفته باشد .
دلیل این قضیه زمانی به دست می آید که از طریق تجربة ذهنی یا بررسی تطبیقی در فرهنگ های دیگر اثبات شده باشد که سرمایه داری نوین نمی توانست بدون وجود چنین شخصیت هایی تحول یافته باشد . پس کالونیسم را باید گر چه نه به عنوان تنها علت ، دست کم به عنوان یکی از علت های پیدایش سرمایه داری در نظر گرفت .
این مثال ما را متوجه این واقعیت می سازد که بازاندیشی های روش شناختی وبر همچون ابزاری در بررسی های اساسی اش به کار آمدند با این همه ،او روش شناسی را برای نفس روش شناختی نمی خواست ، بلکه مانند بسیاری از دانشمندان دیگر ، همیشه از اصول روش شناختی خودش پیروی نمی کرد . او با وجود تأکید نومینالیستی اش بر شخص کنشگر به عنوان واحد تحلیل ، نظریه ای درباره قشر بندی اجتماعی به پیش کشید که بیشتر بر پایة تبیین های ساختاری استوار است تا نظریة ذهنی تمایزهای طبقاتی .


 

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:43 |
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي ضمن تسليت مصيبت بزرگ هتك حرمت مرقد مطهر حضرات عسگريين سلام‌الله عليهما، سرويس‌هاي جاسوسي اشغالگران و صهيونيست‌ها را طراحان اصلي اين جنايت بزرگ دانستند و تصريح كردند: علما و بزرگان جهان اسلام و عموم مسلمانان به ويژه مردم عراق شيعه و سني بايد ضمن هوشياري در قبال سياست خطرناك تفرقه‌افكني دشمنان، خويشتن‌داري خود را حفظ و همدلي با برادران مسلمان را بيش از پيش رعايت كنند.

متن پيام رهبرانقلاب به اين شرح است:

"بسم‌الله الرحمن الرحيم

انالله و انااليه راجعون

دست تبهكار فتنه‌انگيزان بار ديگر خنجر زهرآلود خود را به پيكره امت اسلامي فرود آورد و مرتكب جنايتي فجيع شد. حادثه‌ انفجار در حرم سامرا و هتك حرمت مرقد مطهر امامين همامين عسگريين سلام‌الله عليهما نه فقط دل شيعيان جهان را خونين و عموم مسلمانان را كه به خاندان مكرم پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله عشق واردات مي‌ورزند،غمگين و جريحه‌دار كرد، بلكه دنياي اسلام را در برابر توطئه‌هاي هولناكي قرار داد كه هدفش ايجاد جنگ داخلي در عراق و مشغول كردن ملت‌هاي مسلمان به حوادث خونين مذهبي و فرقه‌يي است.

عاملان كوردل و سيه روي اين جنايت بزرگ چه بازماندگان كافركيش رژيم بعث صدامي باشند و چه متحجران فريب‌خورده وهابي و سلفي، ترديد نمي‌توان كرد كه سرويس‌هاي جاسوسي اشغالگران و صهيونيست‌ها طراحان اصلي اين نقشه‌ پليدند.

اشغالگران براي سست‌كردن پايه‌هاي دولت مردمي عراق و توجيه حضور نامشروع خود در آن كشور، ميدان را براي تروريست‌ها و وحشت‌آفرين‌ها باز گزارده و ميان برادران مسلمان آتش‌افروزي مي‌كنند. حرم مطهر عسگريين قرن‌ها در شهر سامرا و در ميان مردم اهل تسنن محترم بود و هرگز كسي در هيچ دوره به ساحت مقدس آن اهانت روا نداشته بود.

اكنون در دوران سلطه اشغالگران اين دومين بار است كه چنين بي‌شرمانه جنايتكارانه به آن جايگاه رفيع و قدسي تعرض مي‌شود. اشغالگران عراق نمي‌توانند از مسووليت اين جنايت بزرگ شانه خالي كنند.

برادران شيعه و سني عراق به هوش باشند كه در دام توطئه دشمن نيفتند. مسلمانان در همه جاي جهان بيش از گذشته بايد مراقب سياست تفرقه‌افكني و جنگ‌افروزي دشمنان اسلام باشند. امروز دشمنان در عراق، در فلسطين، در لبنان و در هر نقطه از جهان اسلام كه بتوانند آتش‌افروزي مي‌كنند و با بهانه‌هاي گوناگون مذهبي و قومي و حزبي و غيره مسلمانان را به صف‌آرايي در برابر يكديگر و برادركشي تحريك مي‌نمايند. مسلمانان نبايد به آن‌ها در اين هدف ننگين و خطرناك كمك كنند. علماي محترم اهل تسنن فاجعه‌ سامرا را محكوم كنند و صريحا بيزاري خود را از مرتكبان آن ابرز نمايند و علماي محترم شيعه‌، پيروان اهل بيت عليهم السلام را به خويشتنداري دعوت كنند و همه علما و بزرگان روحاني جهان اسلام پيروان خود را به همدلي با برادران خود و رعايت احساسات مذهبي هر فرقه سفارش نمايند. اينجانب اين مصيبت بزرگ و ساير مصايب مسلمين را به حضرت بقيه‌الله ارواحناه فداه تسليت عرض مي‌كنم.

خداوند شر مستكبران ظالم و كافر را از سر ملت‌هاي مسلمان برطرف نمايد.

والسلام علي عبادالله الصالحين

سيدعلي خامنه‌اي

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:39 |

 

تبليغات در ايران اونقدر بزرگ شده، درست يا غلط، كسي بخواهد بداند بيلبرد هاي بزرگراه همت و مدرس مربوط به كدام شركتهاست و تعرفه اش چند است، يحتمل بايد دو سه روز وقت بگذارد، شركتها را پيدا كند و ازشان در خواست تعرفه كند و چقدر بايد بعدا جواب پيگيري ها بايد بدهد خدا مي داند.
در ساير رسانه ها هم همينطور است. دسترسي به هزينه هاي آگهي در روزنامه ها و مجلات خصوصا از نوع تخصصي (كم تيرا‍ژ ولي مفيد در گروه مخاطبان تخصصي) هم به همين ترتيب است. حساب سايتها و رسانه هاي منطقه اي هم ديگر بدتر است. آگهي دهنده در تهران است يا رشت و بخواهد در فرودگاه مشهد و اتوبان زنجان قزوين آگهي دهد، كار سختي هست دست يافتن به صاحب رسانه.
advern.jpgبراي سهولت اين امر كتابي در راه است. نرخنامه آگهي در ايران
از اين هفته كار شروع شده و اميد است در شهريور ماه كتاب توزيع شود.
اطلاعات بيشتر را در سايت از راه نرسيده و رونمائي نشده "اخبار تبليغات و بازاريابي" ملاحظه كنيد.
در مورد سايت فوق هم بعدا ميگم ماجراش چي هست.

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:38 |

روزنامه نگاران بلاگر یا بلاگرهای روزنامه نگار

این روزها بیشتر روزنامه نگاران وبلاگ دارند. این خودش خیلی امیدوار کننده است. یک موقعی توی ایران از میان روزنامه نگاران من وبلاگ نویس بودم و دوست صمیمی ام و پنج شش نفر دیگر.صحبت 4 سال پیش است.
آن موقع ها توی روزنامه ها کمتر کسی پیدا می شد بداند وبلاگ چی است و به چه کاری می آید. یادم است وقتی همکارانم می فهمیدند وبلاگ می نویسم می پرسیدند برای چی؟یا اصلا وبلاگ چی هست.
حالا بیشتر روزنامه نگار های ایرانی مخصوصا بچه هایی که در چند سال اخیر -منظورم زیر چهار پنج سال است- به مطبوعات آمده اند وبلاگ می نویسند و وقتی بعضی هاشون را می خوانم می بینم که چقدر خوب است که می نویسند و چه خوب هم می نویسند. مخصوصا درباره زنان بیشتر نوشته می شود. وبلاگ های زنان این روزها خواندنی تر است.
حتی بسیاری از استادان و روزنامه نگاران با سابقه هم شروع به وبلاگ نویسی کرده اند. این خودش یک پیشرفت خیلی بزرگ است در روزنامه نگاری آن لاین. من معتقدم تجربه های این استادان و روزنامه نگاران بزرگ باید در دسترس همه باشد .
درست است که هنوز راه زیادی را باید طی کنیم تا به پای روزنامه نگاران وبلاگ نویس خارجی برسیم، ولی باز خودش خیلی خوب است.
از این جهت می گویم باید راه زیادی طی کنیم که روزنامه نگاران خارجی که بلاگر هم هستند دسترسی راحت و نامحدودی به اینترنت دارند و برای بیان عقاید و تفکراتشان به زندان نمی افتند.
جدا از بحث فیلترینگ و محدودیت های این چنینی،بحث ارزان بودن و در دسترس بودن اینترنت هم هست.
اما مشکل اینجاست که همه بلاگرها روزنامه نگارند یا نه. گاه بعضی از بلاگرها دچار هیجانات آنی شده و حس انسان دوستی و فعال حقوق بشر بودنشان کار دستشان می دهد.که در اینجا نمی خواهم به آن بپردازم.
راستی یک مساله دیگر هم که خیلی خوشحال کننده است، زیاد شدن تعداد روزنامه نگارانی است که وبلاگ های انگلیسی هم دارند و یا در وبلاگ فارسی شان به انگلیسی هم می نویسند.
متاسفانه چه بخواهیم قبول کنیم و چه نه بسیاری از روزنامه نگاران ما مشکل زبان انگلیسی دارند.
در این باره بیشتر خواهم نوشت
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:36 |
 

پدر پدر بزرگ علي، ملاقربانعلي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار (حاج ملاهادي سبزواري) محسوب مي شد. پدرش استاد محمد تقي شريعتي (موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود) و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود. علي حساسيتهاي لطيف انساني و اقتدار روحي و صلاحيت عقيده اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن يمين، ثبت نام مي كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضا شاه و اشغال كشور توسط متفقين ـ  خانواده اش را به ده مي فرستد و پس از برقراري آرامش نسبي در مشهد علي و خانواده اش به مشهد باز مي گردند. پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان (كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه او از حكومت ملي بود، واقع  شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحميد جوده السحار) مي كند. در اواسط سال 1331 تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد. و همزمان به فعاليتهاي سياسيش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالهاست كه آثاري از اخوان ثالث مانند كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسيد و او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در نهضت (جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده كه علي شريعتي يكي از اعضا آن جمعيت بود). آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 مي گردد. و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد ماه 1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي شود. در طول دوران نحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضتهاي ملي افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد و به دنبال افشاي شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوي سياهپوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله دكتر علي شريعتي شد. دولت فرانسه كه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وي گرفت اما با حمايت قاضي سوسياليست دادگاه، مجبور مي شود اجراي حكم را معوق گذارد. وي در سال 1963 با درجه دكتري يونيورسيته فارغ التحصيل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد. 

  

پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضاي راكد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود، سال بعد (وي) پس از قبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل مي شود و با آقايان برقعی و باهنر و دكتر بهشتي كه از مسئولين بررسي كتب ديني بودند، همكاري مي كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام مي شود. موضوعات اساسی تدرس او را مي توان به چند بخش تقسيم كرد: تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنرانيهاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند اين سخنرانيها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه  ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاسهاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكشها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطيل شد. از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهرماه سال 1352 خود را به ساواك معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند؛ كه نهايتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد. در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري كند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاك سپرده شد

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:30 |
بر اساس کتابی که به تازگی از سوی انتشارات "دار النهر و دارالعربیه للعوم" در بیروت به چاپ رسیده، 150 شاعر در جهان در قرن بیستم خودکشی کرده اند.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روزنامه الحیات چاپ لندن، این تعداد شامل شاعران 48 کشور جهان می شود که به بیست زبان زنده دنیا شعر سروده اند که در این میان 15 شاعر از کشورهای عربی هستند. 

در این کتاب که با نام "یک صد و پنجاه شاعر در قرن بیستم خودکشی کردند" به چاپ رسیده، همچنین قید شده است که این شاعران از دوازده راه اقدام به خودکشی کرده اند که شامل استفاده از اسلحه گرم، غرق شدن، استفاده از قرص های خواب آور، خوابیدن بر روی ریل قطار، دار زدن و غیره می شود. 

همچنین از این تعداد 122 شاعر مرد و 28 شاعر نیز زن بوده اند. زبان مادری بیشتر این شاعران که آثارشان به زبان های دیگر ترجمه شده نیز به ترتیب زبان های فرانسه، انگلیسی، اسپانیایی، ایتالیایی، پرتغالی، آلمانی، روسی، ژاپنی، چینی و یونانی بوده است.
شاعران زبان های دیگر پس از این شعرا قرار می گیرند. در این میان تنها یک شاعر به زبان نادر و کم یاب شعر می گفته است.
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:27 |
رييس سازمان هواپيمايي كشور از تغيير قيمت بليت هواپيماها بعد از كار كارشناسي كارشناسان خبر داده بود.

فكر مي كنم بنده خدا روش نشده بگه بليت هواپيما گران مي شود.دليل آن هم گراني بنزين است.چطور مسافر كش ها كرايه رو گرون مي كنند .ماهم بليت هامون را گران مي كنيم.به همين راحتي.

خوب منطقي هم هست .

در روزگاري كه هر روز خبر از گراني سيب زميني و گوشت و مرغ و گوشي تلفن همراه و بنزين و گازوييل و ...مي شنويم ،خبر گراني هواپيما خيلي هم غير قابل پيش بيني نيست.

منتهي در اين خبر نكته اي وجود دارد و اون قول رييس سازمان هواپيمايي كشور مبني بر افزايش خدمات و تسهيلات  براي مسافران است.كه با اين جمله دوم خودش رو تو هچل انداخته.

چراكه بقيه اي كه گران شدند قول بهتر شدن نداند .مثلا قرار نيست سيب زميني با كيلويي ۸۰۰ تومان شدن به سوي سيب هوايي شدن ارتقا پيداكند و...

ولي از حق هم كه نگذريم بليت هواپيما نسبت به ساير سيستم هاي  حمل و نقل ارزان است.

روز گذشته كه براي رساندن يكي از دوستانم به فرودگاه مهرآباد رفته بوديم ،شلوغي پروازهاي داخلي من را به حيرت انداخت.

مسافران از اقشار مختلف براي پروازهاي داخلي از هواپيما استفاده مي كنند.اين امر دو دليل داره

۱.ارزان بودن بليت هواپيما

۲.بي تفاوت شدن مردم نسبت به ادامه زندگي

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:25 |

شاهدان عینی و حاضران در مراسم سخنرانی «محمود احمدی‌نژاد» در اصفهان می‌گویند که استقبال مردم این شهر از رئیس جمهور آنچنان کمرنگ بوده که به محملی برای گفت‌وگو‌های درگوشی مردم حاضر در میدان امام (نقش جهان) و حتی همراهان رئیس جمهور تبدیل شده ‌بود. 

به گفته شاهدان عینی حاضر در میدان نقش جهان اصفهان، حضور مردم اصفهان در محل سخنرانی احمدی‌نژاد آنقدر غیرقابل انتظار بود که ازدحام جمعیت تنها از روبروی مسجد امام تا قبل از کاخ عالی‌قاپو ادامه داشته است. 

این استقبال از رئیس جمهور در حالی صورت گرفت که در جریان سفر گذشته مقام رهبری به اصفهان، میدان نقش جهان این شهر بیش از ظرفیت خود، کاملا پر شده بود. اتفاقی که در جریان سفر «سیدمحمد خاتمی» رئیس جمهور پیشین به اصفهان هم رخ داد. گفته می‌شود استقبال از سخنرانی رئیس جمهور در جریان سفر اخیر هیات دولت به اصفهان حتی از استقبالی که مردم این شهر در جریان تبلیغات انتخاباتی احمدی‌نژاد از او در مسجد «سید‌ها»ی این شهر به عمل آوردند، کمتر بوده ‌است.
 

گفته می‌شود وجود نداشتن هیچ عکس یا تصویر هوایی از میدان نقش جهان اصفهان در حین مراسم سخنرانی احمدی‌نژاد در سایت‌های خبری و صدا و سیما هم به علت همین مسئله بوده ‌است.

منبع:افتاب
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:24 |
                  TinyPic image

                 TinyPic image

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:17 |
                  TinyPic image

                 TinyPic image

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:16 |

گزارش از مهدی هاشملو

 

جمعیت شهرستان کبودراهنگ 152813 نفر است که از این تعداد 99/11 درصد در نقاط شهری و 01/88  درصد در نقاط روستایی سکونت دارند .

شهرستان کبودراهنگ به لحاظ جمعیتی چهارمین شهرستان استان می باشد .

از کل جمعیت این شهرستان 50/44 درصد گروه سنی کمتر از 15 سال ،60/51درصد گروه سنی 64-15 سال و 89/3درصد در گروه سنی 65 سال و بیشتر قرار دارند .

درصد بیکاری در شهرستان کبودراهنگ 1/11درصد می باشد که از میانگین کشوری پایین است.

کبودراهنگ از جمله شهرستان هایی است که از توانمندی بالایی جذب توریست و گردشگر برخوردار است .

یکی از زیباترین و شگفت انگیزترین جاذبه های توریستی این شهرستان غار علیصدر می باشد .

این غار در روستای علیصدر واقع شده است . شواهد بدست آمده از درون غار حاکی از آن است که این غار پناهگاه انسانهای اولیه بوده است . این غار در پنجم مهر ماه سال 1342 مورد کاوش و کشف واقع شد و از سال 1354 مورد استفاده و بازدید عموم قرار گرفت .

غار علیصدر در نوع خود در دنیا به لحاظ وجود گذرگاه های متعدد آبی و دریاچه های وسیع قایقرانی بی نظیر و تک است .

این غار زیبا با توجه به این نقل قول هایی مبنی بر گسترش فضای سبز ایجاد مراکز تفریحی در حد بین المللی و نیز ارایه خدمات دیگر در این منطقه و ایجاد  یک منطقه گردشگری بین المللی که در سال گذشته در سفر ریس جمهور  به همراه هیات دولت به استان همدان در مصوبات این هیات دولت بود  ولی تا کنون اقدامات چشم گیری  در این خصوص دیده نمی شود .

فرماندار کبودراهنگ که از جمله کسانی است که در سطح کشور از دولت قبلی در سمت خود به عنوان فرماندار پابرجاست  و در سطح استان تنها فرماندار است که در دولت هشتم و نهم به عنوان مدیر اول شهرستان فرماندار  می باشد .

عیسی جعفری فرماندار کبودراهنگ ضمن تسلیت به حتک حرمت به حرمین عسگرین در گفتگو با خبرنگار ما نشست.

در گفتگو با خبرنگار ما گفت : اقدامات دولت نهم در جهت رشد و توسعه کشور ، آن هم در قالب برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت برکسی پوشیده نیست .

عیسی جعفری با اشاره به اینکه در شهرستان کبودراهنگ مدیران و مسئولان شهرستان به تبعیت از شتاب دولت نهم برای پرکردن خلاء های موجود شهرستان در عرصه عمران و رشد اقتصادی و اجتماعی تلاش زیادی داشته اند که در این مصاحبه درصدد ارائه گوشه ای از آن از نظر آمار و ارقام در سه بخش های مختلف از جمله عمران ، اشتغالزایی ومواردی دیگر هستیم .

در ابتدای مصاحبه عیسی جعفری در پاسخ به سوال اینکه محورهای توسعه شما برای  شهرستان چیست ؟

 گفت : توجه ویژه به وضیعت صنعت که یکی از مهمترین بخش های قابل پیشرفت که در شهرستان با  ایجاد کارخانجات رنگ ، فولاد ، سیمان ، فولاد سازی ،لوله نورد و شهرک صنعتی اورقین که از دید ایشان به اندازه خوبی پیشرفت داشته اند  ، ارتقاء سطح امور زیربنایی شهرستان و توسعه متوازن  امکانات و خدمات ارائه شده همچون آب شرب ، راه ، خدمات ارتباطی از جمله تلفن ، اعتبارات عمرانی می باشد .

وی ازموارد دیگری که نام بردند : توجه ویژه  به بخش کشاورزی و توسعه همه جانبه آن ، اشتغال و اشتغال زایی در سطح شهرستان با میزان اعتبارات اشتغالزایی و تشکیل تعاونی ها ، توجه ویژه به بخش آموزش و پرورش درصد افزایش  قبولی کنکور و آموزش عالی ، تاسیس دانشگاه آزاد و دانشکده فنی و افزایش ظرفیت دانشگاه پیام نور را از موارد دیگر  در راستای محورهای توسعه شهرستان می باشد .

در خصوص معضل بیکاری وی از اینکه شهرستان کبودراهنگ تمام توان خود را در جهت جذب تسهیلات اشتغالزایی بکار گرفته و تا کنون 70% جذب داشته اند گفت : در تلاش جهت استقرار صنایع بزرگ همچون فولاد ، سیمان ، ناحیه صنعتی اورقین ، تاسیس شهرک صنعتی توسط بخش خصوصی  ، گلخانه های بزرگ ، تاسیس صنایع تبدیلی ، تشکیل تعاونی های تولیدی و برگزاری کلاس های آموزشی در سطح شهرستان توسط فنی و حرفه ای که همه و همه در راستای ریشه شکنی بیکاری در شهرستان می باشد نام برد .

وی در سوال اینکه مدیریت مجموعه غار علیصدر به نظر شما چیست ؟ و آیا نیاز به تغییر و تحول در این مجموعه دارد یاخیر ؟ که با توجه به مشکلات اخیر کارگران این مجموعه در چند روز اخیر شاهد آن بودیم جوابی را ندادند و صرف نظر از اینکه عواید این مجموعه سیاحتی به کجا می رود در حالی که از امکاناتی همانند راه ، سوخت و موارد دیگر استفاده می شود چه فایده خاصی برای این شهرستان دارند ؟

پاسخ نداده و پاسخ این سوالها را به نوعی به مدیران استان که در رأس آن استانداری است سپردند .

فرماندار کبودراهنگ با اشاره به اینکه شهر های گل تپه و شیرین سو به عنوان مراکز بخش  رونق بسیار خوبی در طی چند سال گذشته بخود گرفته اند که همچون بالا بردن امکانات شهری در این دو بخش شامل فضای سبز فضاهای تفریحی و ایجاد تاسیسات ورزشی و تفریحی و توجه به بافت آنها می باشد که هم اکنون در حدود 90% اعتبارات این دو بخش توسط فرمانداری در دولت تامین می شود.

وی از وضیعت جاده ای شهرستان به خبرنگار ما گفت :

شهرستان در سال 81 فقط دارای 96 کیلومتر جاده آسفالت بوده که در سال 85 با افزایش قابل توجهی به 186 کیلومتر که به نوعی دو برابر شدن در طی کمتر از 4 سال را شاهد بودیم  وی از اختصاص  بالغ بر 5/2 میلیارد تومان اعتبار برای آسفالت راههای روستایی و ترمیم جاده ها خبر داد گفت : ظرف 2 سال آینده اکثر قریب به اتفاق جادها آسفالت خواهند شد .

فرماندار کبودراهنگ در خصوص سوال خبرنگار ما که آیا از اعتبارات بانک جهانی استفاده شده است گفت : ایجاد شهرک دامپروری که در سطح استان بی سابقه است ،احداث انبار سرد سیب زمینی ، احداث ساختمان اداری شبکه بهداشت شهرستان ، احداث مدارس شبانه روزی در سه مرکز دهستان (شیرین سو ، کوهین، قهورد) که موارد فوق از جمله فعالیت هایی است که از اعتبارات بانک جهانی در شهرستان مورد استفاده قرار گرفته است .

جعفری فرماندار کبودراهنگ از انتخابات سال گذشته که خود به عنوان ریئس هیت اجرایی انتخابات بود گفت :برگزاری دو انتخابات به صورت همزمان یکی از تجربه های موفق دولت نهم بود ، که با وجود گستردگی در فعالیتهای این دو انتخابات یکی از سالمترین انتخابات را شاهد بودیم که در نوع خود کم نظیر بود .

وی از اینکه حضور خوبی را در این انتخابات شاهد بودند  از مردم شهرستان تقدیر کرد و گفت :با حضور مردم در پای صندوق های رای بار دیگر اتحاد و همدلی خود را به رخ جهانیان کشیدندو این بهترین هدیه ای بود که می شد از مردم در این برهه از زمان داشت  .

وی از ارایه تسهیلات برای طرح ها یی همچون گل خانه ای خبر داد و با بیان اینکه احداث و گسترش گلخانه ها در شهرستان کبودراهنگ از جمله بخش های مهم در این شهرستان در جهت اشتغال زایی و درآمد است که با اشاره به رقم سال 1380 که 1440 متر بود گفت : سال گذشته این مقدار به 000/50 رسیده که با پیگیری های به عمل آمده احداث 200 هزار متر مربع صادر گردیده است .

وی خاطر نشان کردن اینکه اگر توجیه اقتصادی بالا  و اشتغالزایی خوبی را به همراه داشته باشد از تسهیلات فوق می توان استفاده کرد .

وی در خصوص ورزش و شهرستان یادآور شد در روستای قباق تپه و ویان از توابع بخش مرکزی شهرستان کبودراهنگ و شهر شیرین سو سه سالن ورزشی در حال ساخت می باشد که با وجود این در ایجاد سالن های دیگر ورزشی هستیم که با این وجود در شهر کبودراهنگ 2 سالن بزرگ با امکانات مجهزو به روز و یک سالن استخر  در حال ساخت می باشد ،همچنین برای 30 روستا زمین فوتبال اختصاص داده شده که در گام های بعدی در صدد تجهیز همین زمین ها هستیم.

عیسی جعفری از اینکه در سطح شهرستان به هیچ عنوان بد حجابی و یا ارازل و اوباش نداشته اند گفت: با توجه به اینکه این شهرستان به دارالمومنین شهرت دارد و قالب سنتی را به نوعی با آداب و رسوم خود دارد در اجرای طرح امنیت اجتماعی هیچ مورد گزارش داده نشده که به هماهنگی سیاسی امنیتی فرمانداری هم اکنون هم این طرح در شهرستان در حال اجراست ولی موردی را نداشته ایم .

کارخانه خودرو سازی سینا در شهرستان کبودراهنگ پس از سال ها قوت گرفت وی در این خصوص متذکر شد : این کارخانه دو مرحله دارد ودر سال 88 به اتمام می رسد و در حدود 600 نفر اشتغالزایی را دارد که با سرمایه 4 میلیارد تومان انجام می شود .

وی تولیدات این کارخانه را آمبولانس فولکس ون نام برد و افزود : این کارخانه در مابین روستاهای خلعت آباد ، رامیشان روعان توسط بخش خصوصی احداث می شود .

فرماندار کبودراهنگ خود در مورد مواردی که در شهرستان برای اولین بار  به صورت ویژه و خودجوش عمل شده گفت : اتاق فکر با عضویت 25 نفر از نخبگان علمی ،ورزشی ،و صاحبان فکر بوده که در تاریخ  سوم دی ماه 84 عضوگیری و اولین جلسه شروع بکار کرده که شامل 5 کمیته از جمله کشاورزی ، علمی ، اقتصادی ، ورزشی ، فرهنگی را نام برد که در حال حاضر این اتاق فکر هر دو ماه یکبار تشکیل جلسه می دهد و بیشتر با هدف ایجاد یک بستر مناسب برای تفکرات نخبگان و عملی کردن و ارائه به مراجع بالاتر و به نوعی هم فکری برای مشکلات در سطح شهرستان را نام برد که به اعضاء عنوان نماینده هر صنف می باشند .

وی در پاسخ به سوال اینکه چرا موزه مردم شناسی بعد از گذشت چند ماه فقط نامی از آن در خبرهاست و آیا پیگیر این موزه هستید ؟

جعفری از مراحل نهایی اجرای موزه مردم شناسی در شهر کبودراهنگ خبر داد و گفت : با توجه به اینکه دیرینه ی هر مردم وابسته  به تاریخ  مردم آن  است و از انجایی که شهرستان کبودراهنگ موزه ای را در خود نمی بیند لذا بر آن شدیم تا با همکاری با میراث فرهنگی استان نسبت به ایجاد این موزه در داخل شهر در وسط شهر در خیابان دستغیب مکان قبلی حمام قدیمی این شهر اقدام نماییم که مراحل اداری خود را سیر می کند .

جعفری در پایان از  اینکه شهرستان دارای پتانسیل بالاست گفت :

امیدوارم با کمک مسئولان و همشهریان به جایگاه واقعی شهرستان برسیم .

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 21:15 |
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 21:23 |
به بهانه برگزاري جشنواره‌هاي متعدد تئاتر
آب نداده، جشن محصول مي‌گيريم
 

_سرمايه سمابابايي: جشنواره‌زدگي از مهم‌ترين مشكلات تئاتر ايران در سال‌هاي اخير است، در حالي كه هنوز تركش‌هاي انتقاد به برگزاري جشنوارهء بي‌رونق فجر گذشته به مسوولان برگزار‌كنندهء آن مي‌خورد، مديران مركز هنرهاي نمايشي براي برگزاري جشنواره تئاتر امسال جلسهء مطبوعاتي مي‌گذارند و خود را براي برگزاري چند جشنواره قبل و بعد از آن آماده مي‌كنند.

در اين ميان برگزاري جشنوارهء تئاتر بانوان و آييني - سنتي نزديك ترين جشنواره‌اي است كه برگزار مي‌شود، جشنواره‌هايي كه تا كنون خاطره‌اي چون سالن‌هاي خالي و بي رونق در ذهن‌ها بر جاي نگذاشته است.

مسوولان اين جشنواره اما درسال جاري نويد برگزاري مراسمي ‌پر رونق‌تر داده‌اند‌، اتفاقي كه معمولا قبل از آغاز جشنواره رخ مي‌دهد و بعد از برگزاري هنگامي‌كه سيل انتقادها به سوي مديران سرازير مي‌شود، انواع و اقسام بهانه‌ها و دلايل را ابراز مي‌كنند كه نهايت همهء آن‌ها به نبود بودجهء كافي منجر مي‌شود.

البته امسال حضور حرفه‌اي‌هايي چون سينا رازاني‌، محبوبه بيات‌، مريم معترف‌، رحيم نوروزي‌، شهره سلطاني‌ و سوسن مقصودلو  در اين جشنواره نويد‌هاي برگزار‌كنندگان را قوت مي‌بخشد.

«كمبود بودجه و در‌گيري‌هاي اقتصادي و جشنواره‌زدگي  از مهم‌ترين مشكلاتي است كه هم اكنون در جريان تئاتر كشور وجود دارد و در بسياري از موارد مانع فعاليت‌هاي كارسازي مي‌شود كه توسط افراد شكل مي‌گيرد

اين‌ها را مهدي مكاري مي‌گويد كه تاكنون به عنوان دبير يكي - دو دوره از جشنوارهء تئاتر دانشگاهي فعاليت كرده است. او در عين حال ادامه مي‌دهد: «مديران بايد به پژوهش‌، تحقيق و آسيب‌شناسي تئاتر توجه داشته باشند و اين ميزان بودجه‌اي كه براي برگزاري انواع جشنواره‌هاي كوچك و بزرگ هزينه مي‌شود‌، صرف اعتلاي هنر شود

تئاتر، بدون انديشيدن به مخاطب نه هويتي خواهد داشت و نه اصولا مي‌تواند به اهدافي كه براي خود تعيين كرده، دست پيدا كند‌، اين مساله اما در تئاتر ايران به شدت به فراموشي سپرده شده است و كمبود بودجه‌، كمبود سالن‌هاي نمايشي‌، كناره‌گيري اعضاي حرفه‌اي تئاتر و ... مانع از توجه به مسايلي از اين دست شده و علاوه بر اين، در حال حاضر كم‌تر مي‌توان مخاطبي يافت كه با فرهنگ‌، پيشينه و آرمان‌ها و دغدغه‌هاي خود پا به سالن تئاتر بگذارد و در اين ميان اين سوال پيش مي‌آيد كه اين جشنواره‌هاي كوچك و بزرگ تا كنون چه نقشي در حل اين مشكلات داشته‌اند‌، جز آن‌كه خود به آن‌ها دامن زده‌اند؟

پيام فروتن‌، كارگردان و طراح صحنه‌ نيز به اين مساله تاكيد مي‌كند كه جشنواره‌زدگي در ايران هيچ نتيجه‌اي جز خسران تئاتر كشور ندارد:  «سال‌هاست كه تب جشنواره و جشنواره‌زدگي در ميان مسوولان و اهالي تئاتر رسوخ كرده و بسياري از توليدات تئاتري را تحت تاثير خود قرار داده است. اما به نظر مي‌رسد كه بايد اين موج رنگ خود را عوض كرده و جاي خود را به مولفه‌ها و رويكردهاي ديگري دهد، چرا كه ادامهء اين روند آفت بزرگي براي تئاتر كشور خواهد بود

فضاي تئاتر كشور مدت‌هاست كه در التهاب به سر مي‌برد. تعميرات تئاتر شهر، شوراي سياستگذاري تئاتر، توسعهء تئاتر، قراردادهاي تئاتري، جشنوارهء تئاتر فجر، و... باعث شده است كه جامعهء تئاتري كشور دچار رخوت شوند. در اين ميان مديران بر اين تصورند كه برگزاري جشنواره‌ها مي‌تواند راهگشايي براي اين مساله باشد‌، در حالي كه تجربهء ناموفق برگزاري جشنوارهء تئاتر فجر در سال گذشته كه فاقد هرگونه شور و هيجان بود، نشان داد كه اين ترفند به هيچ عنوان راه حل مناسبي نيست، البته نحوهء برگزاري اين جشنواره‌ها تاثير بسيار عميقي بر اين مساله دارد‌، در حالي كه  هر جشنواره‌اي اگر درست برگزار شود و سياستگذاري تعريف شده‌اي داشته باشد، مي‌تواند به عنوان يك عامل مهم در معرفي تئاتر ايران باشد.عليرضا خمسه بازيگر نام‌آشناي تئاتر و سينما هم از جمله افرادي است كه مشكل امروز تئاتر ايران را جشنواره‌زدگي مي‌داند:  «مسوولان هنر تئاتر بايد دلمشغولي‌هاي بيش‌تري از برگزاري جشنواره‌هاي تئاتري داشته باشند‌، نبود آموزش در درجهء اول و فقر و‌ بي‌توجهي مسوولان را بايد  از عوامل عقب افتادگي تئاتر در هنر امروز دانست و با توجه به افزايش بودجهء تئاتر از چهار ميليارد به بيش از هفت ميليارد ريال لزوم استفاده از اين بودجه براي رشد تئاتر در شهرستان‌ها احساس مي‌شود . اما در حال حاضر مثل اين است كه ما هيچ محصولي نكاشته‌ايم و هيچ آب به آن نداده‌ايم و در آخر جشن محصول را مي‌گيريم

البته گذشته از تمام آسيب‌هاي جشنواره‌زدگي‌، نمي‌توان اتفاق‌هاي مثبت همين جشنواره‌ها را  منكر شد، اما اين وقايع خوشايند معمولا با اتمام جشنواره‌ها تمام مي‌شوند و فقط خاطره‌هايي از آن‌ها به جاي مي‌ماند.بعد از اتمام جشنواره‌ها هم خيلي كم اتفاق مي‌افتد كه گروه‌هاي هنري به فكر اجراي عمومي آثار خود باشند و معمولا بلافاصله دنبال فراخوان جشنواره‌هاي ديگر مي‌گردند تا فرصت ديگري براي اجرا پيدا كنند‌، چرا كه اجراي عمومي نمايش هزينه بر است و در صورتي كه نتوان چاره‌اي براي تامين اعتبار مالي اجرا انديشيد، بعيد است گروه‌هاي حرفه‌اي حاضر شوند وقت و انرژي خود را صرف كاري كنند كه بازده اقتصادي نداشته باشد.

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 21:15 |