تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شب نويسي ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑ شب نویسی ๑۩۞۩๑

او با ما هست یا .....!

 

واکاوی مواضع اوباما نسبت به کشورمان ایران

 

 

چند شب گذشته، باراک اوباما پس از پیروزی در انتخابات درون حزبی حزب دموکرات آمریکا به لفاظی های شدیدی علیه ایران پرداخت.

 

اوباما در اجلاس آیپک (بزرگترین لابی اسرائیل در آمریکا) به تهدید ایران پرداخت و اولویت خود را حفظ اسرائیل خواند و از روی میز بودن حمله نظامی علیه ایران جهت حفظ امنیت اسرائیل خبر داد.

 

این سخنان در حالی بیان می شود که اوباما در یک رقابت سنگین توانست هیلاری کلینتون را شکست دهد و در طول این رقابت نسبت به سایر کاندیداها، شعار های مسالمت آمیز تری نسبت به ایران را سر می داد، اما اکنون که وی نامزد نهایی حزب دموکرات است، می داند که برای کسب کلید کاخ سفید باید به پشتیبانی اعضای آیپک دلخوش کند.

 

لحن نرم اوباما در مورد ایران حتی برخی مسئولان رده بالای ایرانی را در حرکتی عجیب بر آن داشت تا از وی تمجید کنند و تلویحا علاقه ی خود را به وی نشان دهند.

 

این در حالی است که همواره موضوع ایران در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا از مسائل اصلی و موارد مورد بحث بوده است، اوباما نیز باید وارد این گود شود.

 

تفکر برخی از مسئولان مبنی بر آنکه اوباما، با ماست و مک کین علیه ما، تصوری ساده اندیشانه است؛ زیرا در صورت موفقیت هر یک از آنها و ورود به کاخ سفید، این منافع ملی آمریکا و گروه های پشت پرده کاخ سفید (همچون آیپک) هستند که تصمیم اصلی را می گیرند. حال اگر اوباما نیز وارد کاخ سفید شود، قطعا همان اوبامایی وارد کاخ سفید می شود که شب گذشته در آیپک از «به حق بودن تحریم سپاه»، «روی میز بودن احتمال حمله نظامی» و «حفظ امنیت و قدرت اسرائیل» سخن گفت، نه اوبامایی که خواهان مذاکره مستقیم با «رئیس جمهور بعدی» ایران است.

 

البته، مشاهده سیر نرولی لحن نرم اوباما در مورد ایران نیز موید این نکته و تاثیر گذاری لابی اسرائیل است؛ ابتدا وی از «مذاکره بدون پیش شرط با احمدی نژاد» سخن گفت، پس از آن بر «مذاکره با دیگر مقامات و رئیس جمهور بعدی و نه احمدی نژاد» تاکید کرد، اکنون نیز از «مردود نبودن گزینه نظامی» سخن می گوید.

 

در واقع اوباما طی ماه های اخیر، مدام ازمواضع خویش در قبال ایران عقب نشینی کرده است . علت این امر نیز ، فشارهای زیادی است که از سوی لابی های ضد ایرانی در واشنگتن و رقبای جمهوری خواه بر او تحمیل می شود که اوبامای 46 ساله را متهم می کنند که خطر ایران را درک نکرده است و او نیز برای این که از این اتهام خلاصی یابد ، ناگزیر از عقب نشینی ها مداوم و سخت تر کردن مواضع اش علیه ایران شده است .

 

 

نظر یکی از دوستان روزنامه نگار در این بود که :

دموکرات یا جمهوری خواه فرقی نمی کند.
احزاب آمریکا همگی با ما دشمنند و همگی می خواهند سر به تن ایران نباشد. اگر حرف مذاکره می زنند و یا نرمش نشان می‌دهند بخاطر آن است که کار دیگری نمی توانند بکنند. اما به محض این که بتوانند حمله کنند، حتماً زیر تمام قول‌هایشان می‌زنند و به ایران حمله می‌کنند و در این زمینه به مقدسات هم رحم نخواهند کرد. ما باید همواره آنقدر قوی باشیم که فرق نکند کی سر کار باشد. ایران لقمه‌ای است که هیچ جوری از گلوی آمریکا پایین نخواهد رفت

و حال نظر شما چیست؟

او با ما نیست !

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 15:44 |
 
سلام به دوستان گلم
 
همونطور که خبر دارید الان سری مسابقات یورو 2008 بحث داغ محافل ( بخصوص محافل ورزشی )
 
شده و ماهم همونطور که می دانید همواره به روز و آپدیت هستیم
 
 
بنابراین این مسابقات رو با فرهنگ گردشگری خودمان آمیخته کردم و نتیجش شد همین عکسهائی که
 
از استادیوم های این مسابقات تقدیم حضورتان می کنم.
 
این عکسها از استادیوم های کشور سوئیس ( یکی از میزبانان این جام ) است.
 
لذت ببرید و خوش بحال اونهائیکه الان اونجا هستند و جای مارو خالی کردند
 
هیچ ناراحت نباشید و حسرت هم نخورید زیرا می تونم این مژده رو به همتون بدم که
 
.
.
.
 
 با توانائی مالی و اقتصاد ما اگر خدا هم کمکمان کند برای جام یورو 2088
 
می توانیم یک تلویزیون سیاه و سفید چهارده اینچ اجاره می کنیم و این سری مسابقات باهم دنبال کنیم
 
 

 
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 12:39 |

تجدید قوا در روزنامه‌نگاري اجتماعي با وبلاگ ها

مهدی هاشملو-دانشجوی علوم ارتباطات

وقتي كه نيمه شب يك تجربه و خاطره روزمره خود را روي بلاگ شخصي مي‌گذاريد و دكمه «پابليش» را مي‌زنيد، وبلاگ شما به جمع 50 ‌هزار وبلاگي پيوسته است كه در هر ساعت در سراسر دنيا به‌روز مي‌شوند.

بله این چیزی بود که از ابتدا در فکر هر اندیشمند ارتباطی بود که با تصور این پیش می رفتند که روزی به این امر دست پیدا کنند .

چیزی که مارشال مک لوهان وقتی با کلمه دهکده جهانی از آن نام برد مردم کمی با این مسئله مشکل دار برخورد شد.

یا اینکه حتی زمانی تصور نمی شد که بتوان یک شهروند و هر فرد دارای یک روزنامه شخصی باشد ، منظور همان روزنامه های مجازی است که هم اکنون رو به افزایش است .

ولی با این حال وبلاگ نقطه قوتی و نقطه اتکایی برای روزنامه نگاری اجتماعی محسوب می شود.

بلاگ‌ها به مدد بستري كه همگرايي زيرساخت‌هاي رسانه‌اي براي شهروندان عادي فراهم آورده‌ است، به موضوع مورد علاقه طيف وسيعي از كساني تبديل شده‌اند كه سواد حداقلي براي بهره‌گيري از فناوري‌هاي جديد رسانه‌اي به دست‌آورده‌اند.

بلاگ در روند پرشتاب تحولات خود به حوزه كلاسيك و متداول نوشتاري وب محدود نمانده است و انواع بلاگ‌هاي راديويي(پادكست‌ها) و تصويري جاي خود را روي اينترنت باز كرده‌اند.

تا جایی که حتی موسسان این پایگاه های مجازی در نقطه شروع به این فکر نکرده و از این فکر معصوم بودند .

از سوي ديگر با توسعه اينترنت مبتني بر تلفن‌همراه (كه آن را با نام WAP‌ مي‌شناسيم) و امكان مبادله فايل‌هاي چندرسانه‌اي ميان تلفن‌هاي همراه دوربين‌دار و اينترنت وبلاگ‌هاي مبتني بر موبايل يا «موبلاگ»ها نيز ظهور يافته‌اند كه امكان مشاركت طيف گسترده‌تري از شهروندان را فراهم مي‌آورند.

و اینکه در این بین شرکت های مخابراتی در کشور مان از ابتدا به محدودیت هایی مواجه بوده و هشتند که علت آن هنوز هم برای برخی نامعلوم است .

شرکتی همچون ایرانسل که شرایط استفاده از اینترنت را برای دارندگان ایرانسل فراهم آورد از ویژگی های این شرکت به حساب می آید که بسیار در خور توجه بوده و هست.

البته به‌دليل عدم‌دسترسي سراسري در ايران به اينترنت پرسرعت، بسياري از اين مظاهر جديد بلاگ‌نويسي هنوز در ايران فراگير نشده است، اما تجربه رشد قابل‌قبول همين ميزان از فناوري موجود نشان مي‌دهد كه درصورت تامين حداقل‌هاي مورد نياز، اقسام ديگر بلاگ‌نويسي نيز مورد توجه ايرانيان قرارمي‌گيرد.

در مجموع مي‌توان گفت كه وبلاگ و موبايل بيشترين رشد را در جهان داشته‌اند.

چرا که در همین کشورهای جهان سوم هم شاهد رشد بالای این فناوری به روز هستیم .

از کشور مان ایران که از داشتن افرادی با تعداد بیش از چندین سیم کارت و تلفن همراه گرفته تا نفوذ آن در دور افتاده ترین نقاط کشور که جای تامل و توجه به این مناطق را دارد.

ارتباطات سيار از ۱۶ ميليون مشترك در سال ۱۹۹۱به 2 ميليارد مشترك در سال ۲۰۰۶ رسيده است. تعداد وبلاگ‌ها نيز ابتداي سال ۲۰۰۶، ۲۶ ميليون بود و در اكتبر همان سال تعداد آنها به ۵۷ ميليون و 300هزار وبلاگ رسيد. نتیجه اینکه در كل مي‌توان گفت كه هر 6 ماه فضاي وب در جهان دو برابر مي‌شود.

يكي از پرسش‌هايي كه در ميان علاقه‌مندان به اين پديده روبه‌رشد ارتباطي مطرح است و آغازگر بحث‌هاي بسياري نيز بوده است، توانايي وبلاگستان در فراهم آوردن حوزه‌اي عمومي، نزديك به تعريف هابرماس از اين پديده، براي شهروندان است؛ اينكه آيا اينترنت و به‌طور خاص وبلاگ، به‌عنوان يك رسانه و محملي براي انعكاس باورها، مشاهدات و تجربيات فردي و ارتباط با شبكه‌اي از وبلاگ‌ها و سايت‌هاي ديگر مي‌تواند فضايي گفت‌وگويي و مبتني بر كنش تفاهمي را پديد آورد؟

در بعد كلي‌تر اين پرسش مطرح است كه آيا اصولا اينترنت را مي‌توان به‌صورت يك كل، كالايي اجتماعي به حساب آورد و آن را در مجموعه رسانه‌هاي خدمت عمومي طبقه‌بندي كرد يا خير؟ و اگر این چنین است تعریف کلی از این پدیده چگونه است ؟

از حوزه خصوصي تا حوزه عمومي

دكتر هادي خانيكي در نشستي با عنوان «وبلاگستان فارسي؛ حوزه عمومي يا خصوصي؟» كه در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه‌طباطبايي برگزار شد، با اشاره به روند رو به رشد وبلاگ‌نويسي در جهان و اينكه هر 6 ماه محتواي وبلاگ‌ها در جهان دو برابر مي‌شود، به توصيف فضاي وبلاگستان فارسي پرداخت. فضايي كه براساس گزارش‌هاي منتشرشده از سوي پرشين‌بلاگ و بلاگفا بیش از دو ميليون و 200هزار وبلاگ ثبت‌شده در آن وجود دارد و با احتساب ديگر سرويس‌دهندگان مي‌توان حدود بیش از سه ميليون وبلاگ ثبت‌شده فارسي را رصد كرد.

همچنين براساس برآورد صورت‌گرفته حدود 150 هزار وبلاگ فعال فارسي وجود دارند.

خانيكي با اشاره به اين آمار معتقد بود كه نبايد در مورد اين پديده در ايران دچار غلو و اغراق شد و «به نظر نمي‌رسد كه اتفاقي در اينجا افتاده باشدكه در جايي ديگر از جهان نيفتاده باشد». وي يكي از ويژگي‌هاي وبلاگستان ايراني را مخدوش بودن مرزهاي حوزه عمومي و خصوصي در آن دانست و گفت كه در قياس با روند جهاني، وبلاگستان فارسي بيش از آنكه به محملي براي ساماندهي فعاليت‌هاي گروه‌هاي مختلف اجتماعي براي حضور در حوزه عمومي تبديل شود، بيشتر به عمومي‌كردن مسئله خصوصي و انجام كارهاي جمعي با گرايش‌هاي فردي تبديل شده است.

وي همچنين درباره نسبت حوزه عمومي هابرماسي با اينترنت و وبلاگستان، حل شدن مسئله دسترسي برابر «همه» شهروندان به اينترنت را نخستين گامي دانست كه براي حركت در اين مسير مورد نياز است؛ مسئله‌اي كه حتي نظريه حوزه‌ عمومي هابرماس را نيز به‌دليل در نظر نگرفتن نقشي براي زنان يا مردان طبقه كارگر، با چالش‌هاي جدي روبه‌رو كرده بود. وي همچنين در مورد تقويت حوزه عمومي توسط اينترنت و جايگاه اينترنت در فراهم‌ آوردن بستري براي ايجاد حوزه ‌عمومي هابرماسي بر نتايج پژوهش‌هاي انجام‌گرفته در اين حوزه- به‌ويژه نگاه ويژه خانم لي‌سالتر، يكي از نويسندگان كتاب سايبراكتيويسم- تاكيد كرد.

تقويت حوزه عمومي با يك پيش‌شرط

لي‌سالتر در مقاله‌اي با عنوان «دمكراسي، جنبش‌هاي نوين اجتماعي و اينترنت» كه در كتاب سايبراكتيويسم (يا فعاليت سايبري) منتشرشده ‌است، رابطه علت و معلولي ميان اينترنت و جامعه را بستر اصلي پاسخ به اين پرسش مي‌داند. انديشمنداني نظير مارشال مك‌لوهان، آلوين تافلر، مارك پاستر و مارتين هايدگر با نگاه مبتني بر «جبرگرايي فناوريك» همواره بر اين اعتقاد بودند كه فناوري با ورود به يك جامعه، لزوما آثاري را از خود برجاي خواهد گذاشت.

اين نگاه خواسته و ناخواسته در كلام و عمل بسياري از چهره‌هاي آكادميك رسانه و ارتباطات نيز قابل رديابي و مشاهده است. سالتر چنين نگاهي به نتايج ورود فناوري به يك جامعه را با ترديد مورد بررسي قرار مي‌دهد. به عقيده وي، جامعه قبل و بعد از ورود فناوري با آن تعامل برقرار مي‌كند و سعي دارد آن را با اولويت‌ها و علائق موردنظر خود همسو سازد. از سوي ديگر گروه‌ها و طبقات موجود درون يك جامعه واحد نيز علاقه‌مندي‌هاي متنوع و گاه متعارضي دارند كه براساس آن نوع استفاده و بهره‌مندي از يك رسانه را شكل مي‌دهند.

درحقيقت يك تعادل دقيق ميان ظرفيت‌هاي قابل تغيير يك فناوري از يك‌سو و ظرفيت عوامل اجتماعي براي استفاده از فناوري و شكل‌دادن به آن در مسير مطلوب، وجود دارد. به گفته سالتر، آنچه اينترنت براي بازيگران مختلف به ارمغان مي‌آورد، در خود اين فناوري از پيش تعريف نشده است و معني آن توسط كاربران مختلف مشخص مي‌شود. به همين دليل مي‌توان گفت كه فضاي وبلاگستان ايراني به‌دليل ضعف و فقدان فضاي گفت‌وگوي مبتني بر كنش تفاهمي در جامعه هيچ‌گاه نتوانست مانند نمونه‌هاي برجسته اروپايي يا آسيايي به بستري براي تقويت حوزه عمومي و جنبش‌هاي اجتماعي جديد تبديل شود.

در اين مورد شايد اشاره ديگري كه به كار آيد، نظر مانوئل كاستلز است. كاستلز در بحث مربوط به نسبت اينترنت با جنبش‌هاي اجتماعي به مقاله‌اي اشاره مي‌كند كه در يكي از روزنامه‌ها با عنوان «كاربردهاي جديد اينترنت در كلمبيا» خوانده است و وقتي خود مطلب را مي‌خواند، متوجه مي‌شود از پست الكترونيك براي تحويل دادن «باج و خون‌بها» استفاده مي‌شود. كاستلز همچون سالتر معتقد است كه اين مورد نشان مي‌دهد جامعه همانگونه كه هست، فناوري را مطابق با مقاصد و ارزش‌هاي خود به كار مي‌گيرد. وي تاكيد مي‌كند براي جوامع دنياي امروز، فناوري في‌نفسه خوب يا بد نيست، اما خنثي هم نيست و فناوري علاوه بر اينكه ابزار خوبي براي ايجاد شبكه‌هاست، روندهاي موجود در جامعه را تشديد مي‌كند.

تهديدهايي براي همه وبلاگستان

فارغ از مسئله ايران، اينترنت و به‌طور خاص وبلاگ‌ها همواره به‌عنوان بستري براي شكل‌گيري شبكه‌هاي مقاومت در برابر صداهاي جريان اصلي مطرح بوده‌اند. با وجود آنكه اينترنت همواره به‌دليل خاصيت ويژه‌اش در فراهم‌آوردن امكان دسترسي بيشتري به فناوري‌هاي ارتباطي نسبت به گذشته مطرح بوده است، اما از سوي ديگر مي‌توان گفت كه تعامل در اينترنت رو به‌ كاهش است، زيرا وب‌سايت‌هاي سياسي و تجاري رسمي توسعه يافته‌اند و به‌عنوان ساختارهايي يكسويه عمل مي‌كنند. همچنين هر روز صداهاي جريان اصلي (شامل دولت‌ها و بنگاه‌هاي بزرگ تجاري) محتواي بيشتري را نسبت به شهروندان عادي بر روي وب توليد مي‌كنند و نوعي استعمار بيشتر را در اين فضا به ارمغان مي‌آورند. شركت‌هاي بزرگي مانند آمريكاآن‌لاين و مايكروسافت از اين جمله هستند كه فضاهايي كنترل‌شده و مورد استقبال مخاطبان را فراهم مي‌آورند.

با تداوم اين فرآيند، كاربران اينترنت بيش از هر زمان ديگري در قالب چارچوب‌ها يا كانال‌هايي كه بيشتر و بيشتر ترك‌‌كردن آنها دشوار مي‌شود، قرار مي‌گيرند؛ به اين ترتيب، اينترنت به رسانه‌اي توده‌اي و استعمارشده تبديل مي‌شود كه اطلاعات و بحث‌هاي استانداردشده‌اي را فراهم مي‌آورد و تعامل كمتري دارد. از اين‌رو وظيفه شهروندان، نمايندگان و جنبش‌هاي فرهنگي، ‌اجتماعي و سياسي در سرپا نگاه داشتن صداهاي اقليت و خاموش، پررنگ‌تر مي‌شود. مشاهده مي‌كنيم كه اينترنت به‌عنوان يك حوزه عمومي براي بيان عقلاني و انتقادي نظرات و گفت‌وگو به‌دليل روند رو به رشد تبليغات سياسي و تجاري‌شدن با تهديدي در تنوع محتوا و فضاي باز و مبتني بر تفاهم روبه‌روست و اين تهديد بيش از هر چيز ديگري فضاي وبلاگستان را به چالش مي‌كشد.

روزنامه‌نگاري اجتماعي و اميد به حوزه عمومي

در يك نگاه تاريخي سير توجه به مخاطب و جامعه به‌عنوان مسئله‌اي مهم و قابل توجه در فرآيند توليد خبر از انتخابات رياست‌جمهوري ايالات متحده در سال ۱۹۸۸ نشأت گرفته است. در اين سال نياز به نوع جديدي از روزنامه‌نگاري احساس شد و روزنامه‌نگاران و مقالات علمي روزنامه‌نگاري به نوع جديدي از روزنامه‌نگاري پرداختند كه به روزنامه‌نگاري‌عمومي (public‌ journalism) يا روزنامه‌نگاري‌ ‌اجتماعي (civic journalism) شهرت يافت.

اين نوع از روزنامه‌نگاري به اين مسئله مي‌پرداخت كه روزنامه‌نگاران وظيفه دارند تا تعهد و مشاركت شهروندان در فرآيندهاي دمكراتيك و همچنين كيفيت زندگي عموم و شهروندان را ارتقا دهند. حرف اصلي اين جريان، اين بود كه روزنامه‌نگاران بايد اخبار را از منظر و نقطه‌نظر شهروندان عادي و نه مقامات سياسي و نخبگان محلي پوشش دهند. اين جريان كه در حقيقت نوعي رويگرداني از نگاه رسمي و نخبه‌محور به مسئله خبر ناشي مي‌شود، البته با انتقادهاي گوناگوني روبه‌رو شد كه معتقد بودند برخي اصول حرفه‌اي روزنامه‌نگاري با اين رويه آسيب مي‌بيند.

بحث حوزه عمومي هابرماس براي تصور اهداف روزنامه‌نگاري اجتماعي در ايجاد فضايي كه شهروندان در آن مي‌توانند موضوعات عمومي را به بحث بگذارند، كارآمد است. بحث كلي هابرماس بر اين اصل استوار است كه رسانه‌هاي توده‌اي و رسانه‌هاي خبري توده‌اي يك حوزه عمومي مشاركتي و دمكراتيك را كه مورد نظر جنبش روزنامه‌نگاري اجتماعي است، فراهم نمي‌آورد. هابرماس بر اين عقيده است كه براي فراهم آوردن چنين حوزه عمومي‌اي تمام مؤسسات بزرگ درون جامعه بايد بيشتر دمكراتيك شوند. در مورد رسانه‌ها نيز ساختارهاي دمكراتيك بيشتري مورد نياز است، تا دسترسي بيشتر عموم و برچيدن مالكيت متمركز رسانه‌ها و رشد رسانه‌هاي با ماليكت تركيبي فراهم آيد.

روزنامه‌نگاري اجتماعي، رسانه‌هاي توده‌اي را ترغيب مي‌كرد تا مردم را نيز به بازي بگيرند. اين جنبش بر اين باور بود كه مسئوليت رسانه‌ها كمك به اتصال دوباره شهروندان به جامعه، احياي زندگي عموم و تجهيز فعاليت‌هاي اجتماعي است. البته در ميزان موفقيت روزنامه‌نگاري اجتماعي در جلب توجه شهروندان و روزنامه‌نگاران پرسش‌هاي متعددي مطرح شده است و اعتقاد بر اين است كه در حال حاضر جنبش روزنامه‌نگاري اجتماعي تلاش‌هاي خود را از اصلاح اتاق‌هاي خبر، بر روي اينترنت متمركز كرده ‌است. به‌طور خاص، اين اعتقاد وجود داردكه وبلاگ‌ها‌ اميدهاي دوباره را براي فعالان جنبش روزنامه‌نگاري اجتماعي فراهم آورده‌اند تا از اين ابزار جديد براي درگيركردن عموم مردم در خبر استفاده كنند. نشانه‌هاي زيادي در بحث‌هاي مربوط به بلاگ وجود دارد كه اين ابزار جديد اهداف روزنامه‌نگاري اجتماعي را برآورده مي‌سازد.

ويژگي‌هايي نظير نوشتارهاي گفت‌وگويي، غيررسمي و ابراز عقايد شخصي، توانايي به اشتراك گذاردن اخبار به‌طور خاص محلي، قابليت شبكه‌اي‌‌‌شدن و كنش‌هاي بسيج‌گر، بيش از همه بستري متعارف براي بلاگرها و روزنامه‌نگاران اجتماعي است. به نظر مي‌رسد بلاگ بارديگر روزنامه‌نگاري اجتماعي را در دستور كار رسانه‌ها قرار داده است.

معجزه شده است؟

معجزه شده یا نشده را به شما واگذار می نماییم .

بله سر سخن و بحث اینجاست که وبلاگ ‌مرزهاي ميان توليدكننده و استفاده‌كننده خبر را محو كرده است.

دیگر برای جستجو در مورد کمه ای خاص بیش از آنکه دنبال سایت های رسمی باشیم می بایست چشم انتظار وبلاگ های به روز شده ای باشیم که شاید در چند قدمی و یا در چند هزار گیلومتری ما تایپ و بر روی وبلاگش گذاشته است .

وبلاگ‌نويسي به ميليون‌ها نفر اين توانايي را داده است كه معادل يك مطبوعه چاپي را پيش روي خود داشته باشند.‌ وبلاگ‌نويسي روزنامه‌نگاري را مجبور كرده است تا از ساختاري تمركزگرا، بالا به پايين و داراي فرآيند نشر يكطرفه به ساختاري داراي بازيگران بسيار و چرخه بازخورد دائم از ارتباطات آنلاين ‌گسترش يابد.

وبلاگ‌نويسي يك گفت‌وگوي غيررسمي برابر است، زيرا خوانندگان مي‌خواهند جزئي از فرآيند خبر باشند و بلاگ‌ها بسياري از موانع موجود ميان روزنامه‌نگاري وعموم را برمي‌چيند. البته بسياري از اين ادعاها هنوز آزموده نشده‌اند. برخي نشانه‌ها نيز حاكي از اين است كه وبلاگ‌ها ممكن است آن‌قدرها هم تعاملي نشوند، زيرا در وبلاگ‌هايي كه بازديدكنندگان بسياري دارند معمولا بسيار دشوار است كه بتوان به تمام كامنت‌ها پاسخ داد يا آنها را كنترل كرد.

از اين‌رو اين وبلاگ‌ها نظير شبكه‌هاي سراسري پخش دچار مشكل در چندسويگي با مخاطب مي‌شوند. البته ايجاد فروم‌هايي با قوانين خودتنظيم‌كننده كه توسط خردجمعي كاربران اداره شود مي‌تواند به اداره اين فضا كمك كند. وبلاگ‌ها به‌طور بالقوه مشاركت توده‌اي را جلب مي‌كنند و در عين حال باز و رقابتي باقي مي‌مانند؛ بدين‌گونه مي‌توانند حوزه عمومي دمكراتيك‌تري را حتي در قياس با آرزوهاي فعالان جنبش روزنامه‌نگاري اجتماعي فراهم آورند.

فضاي مجازي، آينه فضاي واقعي

مروري دوباره بر فضاي وبلاگستان و رويكردهاي نسبت به آن در ايران و جهان به‌خوبي نشان مي‌دهد كه مطابق آنچه گفته شد، فضاي مجازي بسته به ساخت‌هاي اجتماعي شكل مي‌يابد و رشد فناوري، ‌همگرايي رسانه‌اي و مسائل پيراموني آن در شرايط اجتماعي گوناگون برون‌دادهاي متفاوتي داشته‌اند. در حضور يك سنت روزنامه‌نگاري قوي و پويا، نظير آنچه به‌عنوان روزنامه‌نگاري اجتماعي در دوره‌‌اي مطرح شد و با رشد اينترنت بار ديگر خود را مطرح ساخت، مي‌بينيم كه اينترنت به‌عنوان رسانه‌اي تعاملي و متكثر چنان نقش خود را خوب بازي مي‌كند كه از ظهور دوباره جنبشي به‌فراموشي‌سپرده شده سخن به ميان مي‌آيد.

از سوي ديگر در فضاهايي با سنت گفت‌وگويي و تعاملي ضعيف‌تر فضاي وبلاگستان ايراني مملو مي‌شود از كامنت‌هايي كه مملو از پرخاشگري هستند و تنها به مدد امكان كنترل كامنت‌ها فرصت اين فراهم مي‌شود كه كمي فضا متعادل‌تر شود. به هر حال تجربيات جهاني و نگاهي به ايران نشان مي‌دهد توانايي‌هاي اينترنت و به‌طور خاص وبلاگستان، تابع رفتارهاي عمومي اجتماعي در كوچه و خيابان و مشتي نمونه خروارها رفتار و باور اجتماعي است.

و در پایان به گزارشی از نوع نوشته های وبلاگ ها می پردازیم که از حوزه ادبیات و سیاست روز گرفته شده که در کوچکترین نقاط حوزه خود به عنوان انعکاس دهنده ظاهر می شوند تا از حوزه های وسیعی و عمومی ورزش و اقتصاد و فرهنگ کشور که همه و همه در تلاش و تکاپو برای انعکاس اخبار و گزارشات خود هستند.

در همین راستا از نوشته های وزرا و استانداران و ریس جمهور گرفته تا دختر بچه هفت ساله ای که در روستایی از بخش مرکزی کبودراهنگ استان همدان که مشغول نوشتن توصیف مدرسه خویش است.

از گرایش برخی جوانان گرفته تا تدریس دبیران و اساتید و دانلود جزوات دانشجویان در این فضا همه از ویژگی هایی است که به صورت رایگان در اختیار کاربران اینترنت است .

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 3:8 |

راستی می خواستم از وضعیتی که توی زندگیم دارم بسیار جای تعجب داره همه چی بهم دیگه مرتبط شده مثل زنجیر و یه سری از مشکلات پشت سر همدیگه .

به هر حال می خواستم از وضعیت ارتباطات تو دنیای امروزی بنویسم .

وضعیتی که از نوعی و نگاهی میشه گفت بسیار خوب و ایده آل و از نگاهی نه بر عکس همین ایده آل و خوب بسیار بد و نامتناسب .

توی دنیای امروزی که از همه طریق دارن مدرک می دن تو دانشکده های جور وا جور از پیام نور و آزاد گرفته تا همین دانشکده های غیر دولتی که همه و همه جای بحث دارن نمی دونم هنوز کشور ما به اون جایی رسیده که مدرک هایی که داره میده تو سطح هایی مثل ارشد و حتی برخی مواقع به گوش می رسه دکترا از طریق دانشکده های مجازی که توی این کشور فعال شدن .

نمی خوام بگم مدرک گرفتن خوب نیست و یا مدرک زیاد سطح و ارزش مدرک رو پایین میاره ولی خودتون یه کم فکر کنین و کلاه خودتون رو قاضی قرار بدین ببینین که با این وضعیت به کجا داریم میریم ؟ آخر این ماجرا کجاست ؟

نمی خوام بحث رو زیاد باز کنم چون بد جور کارای شخصی و روزنامه و دانشگاهم عقب مونده ولی یه کمی که دقت کنین تو آمارهای دانشگاه هایی مثل دانشگاه آزادمی بینین که خانم دکتر ضرغامی و هادی ساعی و حسین رضا زاده و علیرضا دبیر چطور دکترا می گیرن؟

از شانس بد ما جماعت ارتباطاتی ها کسایی که تو مجلس میرن و مدرک می خوام تو سطح دکترا بگیرن بدون هیچ گونه دغدغه ای وارد این رشته می شن و بدون هیچ سابقه تحصیلی نسبت به اینکه این رشته مثل بعضی رشته های دیگه زیاد روش گیر و .... ندارن لذا تو 3 تا سوت مدرکشونو می گیرن .

می خواستم نظر شخصی دوستان رو در مورد وزارت علوم و همین دانشگاه ها بپرسم :

دانشگاه سوره / دانشگاه پیام نور / دانشگاه آزاد اسلامی / دانشگاه امام صادق / دانشگاه جامع علمی وکاربردی / و دانشگاه های دیگه

لازم به توضیح هستش که تو همین این تعداد دانشگاه تو کشور ما حتی با افتخاراتی که نسبت به دانشگاه هایی مثل دانشگاه تهران و شریف قائل هستیم حتی این دانشگاه ها تو جهان به اندازه رتبه 100 هم نیستن !!!

حالا سوال اینجاست از شما دوستان می خوام بپرسم هر نوع مطلب در مورد دانشگاه و تحصیل تو دانشگاه ها دارین اعم از نقد و گزارش و .... به ایمیلم با هماهنگی که تو وبلاگ انجام میدین و با خبر می کنین بفرستین تا برای این وضعیت یه نتیجه گیری کلی رو بنده داشته باشم .

ممنون میشم قبل از ارسال ایمیلتون و مطلبتون هر چند کوتاه داخل وبلاگ اعلام بکنین که مطلب رو فرستادین چون حجم میلها زیاده نمی تونم همشونو چک کنم .

راستی از نظر شما دوست گرامی این رو می خواستم جویا بشم که بهترین دانشگاه و بدترین دانشگاه تو ایران کدوم هستش و علت این امر و انتخاب شما چیه ؟

 

 

 

ممنونم که تا آخر مطلب بنده رو دنبال کردین ممنون میشم اگه همکاری داشته باشین

مهدی شب نویس


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 14:34 |

 

شب نویس "

در اینکه وبلاگمو نمی تونم به روز کنم خودمم یه کمکی از خودم ناراحتم .

علتشم مشغله ی کاری هستش که تو روزنامه و خبرگزاری و چند تا جای دیگه دارم همه و همه باعث شدن با این مشکل روبرو باشم .

تا به امروز چنین تصمیمی نگرفته بودم این تصمیم که بتونم حداقل مدرک کارشناسی ارشد رو تو رشته خودمون یعنی ارتباطات بگیرم .

به هر قیمت ممکن .

منظورم به هر قیمت ممکن همون دانشگاه آزاد هستش ، اگه خدا بخواد حتی واسه دکترا هم برنامه ریزی کردم.

از اینکه تو این برهه تو خانواده خودمون با یه سری از مشکلات جوروا جور شاهدم یه کمی تاسف می خورم که تو برهه ای که این مشکلات رو نداشتم قدرشو ندونستم و زود تموم شد.

مطالبی از دانشکده خودمون تو همدان (دانشکده فرهنگ و هنر) دارم که خیلی جالب است.

دانشکده ای که بر عکس دانشکده قبلی تو کرمانشاه تاکید زیادی برای حضور دانشجوها داره و از طرفی بسیار مقرراتی عمل می کنه .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 15:3 |

منابع مطالعاتی رشته علوم ارتباطات اجتماعی

 

 

زبان تخصصی

منابع پیشنهادی

1) كشاورز محمد حسين، ترجمه اسلامي سعيد ، شكاري شيوا، جامعه شناسي. انتشارات سمت ‌ـ انتشارات فروزش.

2) مطالعه متون تخصصي علوم اجتماعي 1 (دانشگاه پيام نور) ترجمه سعيد اسلامي ـ شيوا شكاري ، انتشارات فروزش.

3) مطالعه متون تخصصي علوم اجتماعي 2 (دانشگاه پيام نور) ترجمه سعيد اسلامي ‌ـ شيوا شكاري، انتشارات فروزش.

4) مفاهيم واصطلاحات تخصصي علوم اجتماعي (واژگان آخر كتاب جامعه شناسي گيدنز). ترجمه منوچهر صبوري. نشر ني.

5) مفاهيم و اصطلاحات تخصصي علوم اجتماعي (واژگان و اصطلاحات هورتن).

مبانی کلی ارتباطات جمعی

منابع پیشنهادی

1) وسايل ارتباط جمعی، تالیف دکتر معتمد نژاد، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی

2) حقوق مطبوعات، تالیف دکتر کاظم معتمد نژاد، انتشارات مرکز تحقیقات رسانه ها

3) ارتباط شناسی؛ تالیف دکتر مهدی محسنیان راد، انتشارات سروش

4) جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، تالیف ژان کازنو، ترجمه دکتر باقر ساروخانی و دکتر منوچهر محسنی، انتشارات اطلاعات

5) جامعه شناسی ارتباطات، دکتر باقر ساروخانی _ انتشارات اطلاعات 

6) مبانی ارتباط جمعی، تالیف دکتر سید محمد دادگران، انتشارات فیروزه

7) یک جهان، چند صدا، ویرایش شون مک براید، ترجمه ایرج پاد، انتشارات سروش

8) نظریه رسانه ها، تالیف فرد اینگلس، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، انتشارات مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما

9) ارتباطات اقناعی، تالیف اتولربینگر، ترجمه علی رستمی، انتشارات مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما

10) تلویزیون در زندگی کودکان ما، تالیف شرام، لابل، پارکر، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، انتشارات مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما

11) نظریه های ارتباطات، تالیف ورنر سورین، ترجمه دکتر علیرضا دهقان ، دانشگاه تهران 

12) کاربرد نظریه های ارتباطات ، تالیف سورین ویندال و همکاران، ترجمه دکتر علیرضا دهقان ، دانشگاه تهران

13) ژئوپلتیک اطلاعات ،تالیف آنتونی اسمیت، ترجمه فریدون شیرانی ، سروش 

14) نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی، تالیف دکتر هرمز مهرداد، فاران 

15) گذر از نوگرایی ، تالیف دکتر حمید مولانا ، ترجمه یونس شکرخواه 

16) مطبوعات، تالیف پیر آلبر، ترجمه فضل الله جلوه، انتشارات انقلاب اسلامی 

17) جریان بین المللی اطلاعات ، تالیف دکتر حمید مولانا، ترجمه یونس شکرخواه 

18) اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی،تالیف دکتر کاظم معتمدنژاد، مرکز پژوهش های ارتباطات

19) جامعه اطلاعاتی،اندیشه های بنیادی، دیدگاههای انتقادی و چشم اندازهای جهانی، تالیف دکتر کاظم معتمدنژاد، مرکز پژوهش های ارتباطات

20) نظریه های جامعه اطلاعاتی، تالیف فرانک وبستر، ترجمه اسماعیل قدیمی، انتشارات قصیده سرا

21) درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی، تالیف دنیس مک کوئیل، ترجمه دکتر پرویز اجلالی، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها

22) نظریه های ارتباطات اجتماعی، تالیف افشین رزاقی، نشر پیکان

23) مقالات مربوط در فصلنامه رسانه ها

24) ایران در چهار کهکشان ارتباطی ، دکتر مهدی محسنیان راد

اصول روزنامه نگاری

منابع پیشنهادی

1) روزنامه نگاری با فصلی جدید در بازنگری معاصر، تالیف دکتر کاظم معتمد نژاد با همکاری دکتر ابوالقاسم منصفی، نشر سپهر 

2) روزنامه نگاری نوین، تالیف:دکتر نعیم بدیعی و حسین قندی، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی

3) مقاله نویسی، تالیف حسین قندی، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی

4) شیوه نگارش فارسی در مطبوعات، تالیف شادروان حسین عماد افشار، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی

5) خبر، تالیف دکتر یونس شکرخواه، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها

6) روش های مصاحبه خبری، تالیف دکتر مهدی محسنیان راد، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها

7) مجموعه مقالات روزنامه نگاری حرفه ای، تالیف سید فرید قاسمی 

8) شیوه های مصاحبه در مطبوعات، تالیف سوزان دان، ترجمه علی ایثاری کسمایی، انتشارات موسسه ایران

9) ویراستاری و مدیریت خبر، تالیف علی اکبر قاضی زاده، انتشارات موسسه ایران

10) گرافیک مطبوعاتی، تالیف کامران افشار مهاجر، انتشارات سمت

11) مقالات مربوط در فصلنامه رسانه ( مخصوصا ویژه نامه های آموزشی آن که 2 مجموعه می باشد و مجموعه دوم آن در مرداد ماه جاری منتشر شده است )

تاریخ معاصر ایران و جهان و مسائل بین المللی مهم معاصر

منابع پیشنهادی

1) تحولات روابط بین الملل، تالیف دکتر احمد نقیب زاده 

2) ایران بین دو انقلاب، تالیف یرواند آبراهامیان

3) کتابهای تاریخ دبیرستان رشته علوم انسانی 

4) مطبوعات سیاسی در عصر مشروطیت، تالیف دکتر حسین ذاکر، انتشارات دانشگاه تهران 

5) تاریخ مطبوعات جهان، تالیف آلن پیر 

6) تاریخ سانسور در مطبوعات ایران، تالیف گوئل کوهن 

7) تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، تالیف استاد سید محیط طباطبایی، انتشارات بعثت

8) اندیشه های سیاسی در قرن بیستم، تالیف دکتر حاتم قادری، انتشارات سمت

9) تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران( دو جلد(، تالیف دکتر علیرضا ازغندی، انتشارات سمت

10) تاریخ روزنامه نگاری ایران(دوجلد)، تالیف سید فرید قاسمی ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

11) رویدادهای مطبوعاتی ایران، تالیف سید فرید قاسمی، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها

12) از سید ضیاء تا بختیار، مسعود بهنود 

13) قدرت های جهان مطبوعات، مارتین واکر

14) سیر ارتباطات اجتماعی در ایران، دکتر حمید مولانا

آمار و روش تحقیق

منابع پیشنهادی آمار

1) منصورفر، كريم، آمار در علوم اجتماعي، انتشارات دانشگاه تهران.

2) ساعي، علي، آمار در علوم اجتماعي.

3) چلبي، مسعود، جزوه‌ي آمار در علوم اجتماعي دانشگاه

منابع پیشنهادی روش تحقیق

1) رفيع پورفرامرز. كند و كاوها و پنداشته‌ها، نشر انتشار

2) ساروخاني باقر، روش‌‌هاي تحقيق در علوم اجتماعي جلد(1).

3) ببي، ارل، روش‌‌هاي تحقيق در علوم اجتماعي، ترجمه رضا فاضل جلد اول.

4) ريمون كيوي و لواك كامپنهود. روش‌‌هاي تحقيق در علوم اجتماعي، ترجمه نيك گهر، نشر فرهنگ معاصر.

5) قاضي طباطبايي محمود، تكنيك‌‌هاي خاص تحقيق، انتشارات دانشگاه پيام نور.

6) مقالات رفيع پور فرامرز، در مورد روش و مشاهده و تحليل محتوا در مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد بهشتي.

7) منصورفر كريم، روش‌‌هاي آماري در علوم اجتماعي، انتشارات دانشگاه تهران.

8) سرمد زهره، بازرگان عباس ، حجازي الهه، روش‌‌‌هاي تحقيق در علوم رفتاري.

9) چلبي مسعود، جزوه آمار مقدماتي براي علوم اجتماعي، دانشگاه شهيد بهشتي.

10) دواس، پيمايش در علوم اجتماعي، ترجمه نايبي نشرني (فصل‌هاي 1 تا 3 و 8 تا 11 مهم مي‌باشد).

11) روش‌هاي تحقيق در علوم اجتماعي چاوافرانكفورد و ديويد نچمياس، ترجمه دكتر لاريجاني و رضا فاضلي. انتشارات سروش

برگرفته از وبلاگ استاد ارتباطات ارومیه که در ژیوندها موج.ود است.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 12:54 |

شرمندم از اینکه همزمان با روز ارتباطات نتونستم مطلب خاصی رو وبلاگم جا بدم به روز بشم.

علت این امر واسه من یه کمی هرچند سخت بود ولی دور از دسترس نبود.

علتش هم این بود که دندونم داشت به طور وحشتناکی درد می کرد تا جایی که مجبور شدم یه شب اصلا نخوابم.

تو این مدتم در به در دنبال دکتری بودم که وقت بده و بتونه تو اولین فرصت این مشکل و درد منو حل کنه ولی بامید خدا دیروز حل شد و از درد تا یه مدتی احتمالا خبری نیست چون دادم پرش کنن الانم پانسمان داره.

بحث های کلاسی مون تازه داره شیرین میشه .

بله بچه های روابط عمومی همه چه و همه موضوعی تو کلاس بحث می کنن جز اینکه روابط عمومی !!

حتی تو روز روابط عمومی برنامه ی خاصی رو هم نداشتند و به فکرش نبودن.

راستی هفته پیش هوشمند سفیدی رو تو برنامه سمیناری که روابط عمومی های استان برای روز روابط عمومی بود آۀورده بودن به همدان تو سالن آبفا بود.

واقعا درک عالی از روابط عمومی داره و به تمام معنا روابط عمومی رو درک کرده .

ولی حیف تو این جلسه همه زدن بیرون.

بله بعد سخنان استاندار همدان همه مسئولان روابط عمومی از سالن خارج شدن و یه تعداد محدودی داخل سالن موندن تا صحبت های ایشون رو بشنون.

الانم تو دفتر روزنامه ایرانم مدتی هم هست با عندلیب به طور جد دارم کار میکنم.

احتمالا یه دفتر به نمایندگی تو همدان بزنیم.

راستی جشنواره فیلم کودک و نوجوانم که تو همدان هستش .

واسه من خیلی جالب و دیدنی بود اولین همایش فراخوان داوری جشنواره که تو فرهنگسرای جوان بود یه حس بچه گونه عجیبی همراه با این بچه ها بودم واسه من دست داد.

فردا یا نهایتا پس فردا با مطالبی در مورد روابط عمومی به روز میشم

بازم ممنون از لطفی که دوستان در مورد بنده حقیر تو این مدت داشتند و پیام هایی که فرستاند.

به امید دیدار و نوشتن تو دنیای مجازی

مهدی

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 11:47 |