تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شب نويسي ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑ شب نویسی ๑۩۞۩๑
نمی خواستم بیام کافی نت اما با توجه به سفر معاون و سخنگوی و همه کاره رئیس جمهور الهام اومدم تا خبرشو تنظیم کنم و بفرستم خبرگزاری و روزنامه ها .

بله ایشون اومدن روستای کهنه حصار از توابع بخش گل تپه شهرستان کبودراهنگ (همدان) .

از طرفی امتحانات پشت سرهم که از روز شنبه شروع شده خیلی خسته ام کرده .

راستی همهی بدبختی ها به کنار نداشتن اینترنت تو شهرستان .... تا سکته زدن بابا.

بدبختی بنده اینه که همه ی مشکلات همراه هم عین بسته میاد .

بابام روز جمعه ظهری یه دفعه پشتش درد گرفت و خوابید ما فکر کردیم شوخیه یا عین اوقات قبلی با یه مالش و ماساژ درست میشه .

اما نه سکته کرده بود .

الان تو بیمارستان امام رضا بستری هستش احتمالا چند روز آینده ببریم تهران . نمی دونم دقیق دکتر چیزی نگفته .

اما الان سه روزه که تو ای سی یو هستش .

خیلی گرفته ام تا جایی که می خواستم دانشگاه رو هم ول کنم بچسبم به کار و خانواده .

چه میشه کرد خدا جون امتحانشو داره از ما می گیره .

قسمت اینه و سرنوشت اینه اما نمی دونم چرا این سرنوشت داوری نداره که اگه خطا کرده اخراجش کنه و ...

این مطلب رو خواهرم می گفت .

به هر حال احتمالا چند روز نباشم تا بعد .

 

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 21:41 |

می خواستم بنویسم که خبرنگار روزت مبارک ولی دیدم این روز هم برای خبرنگاران نیست چرا که اگر این روز برای این قشر بود حداقل بعضی از مدیران در جریان بودند اما دل ما خیلی بیشتر از این ها بزرگ است و هر روز را برای خودمان تبریک می گوییم .

باز پس تبریک

تبریکی از نوع تبریک روزانه .

به امید اینکه هر روزتان مبارک باشد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 22:58 |

توجه داشته باشین  دوستان مطالب بنده رو تا آخر بخونن والا یه کمی سردرگم میشن و منتظر .... باید بمونم پس عین قصه تا آخر بخونین .

 

یه سری از سایت و روزنامه ها رو که داشتم دیروز نگاه می کردم یاد این افتادم که چرا مردم بیشتر به سایت ها اعتماد پیدا کردن ؟

 

بله تو حرفهای مردم که امروزها می شنویم این طور فهمیدم که بیشتر رو به سایت ها و خبرگزاری ها دارن تا روزنامه ها .

 

من منکر این نمی شم که روزنامه خوب هست یا بد .

 

ولی می خوام بدونم چرا سایت ها ؟

 

راستی امسال نه تو عید مبعث ، نه تو روز پدر و نه تو روز مادر تبریکی رو رو وبلاگم نزدم خواستم به نوعی تقلید و روزمرگی وبلاگ ها که از هم دیگه تقلید می کنن تفاوت کنه و برخی از این افراد هم مثل من اصلا ننویسن شاید راه دیگه ای پیدا کنیم تا از کپی برداری پرهیز داشته باشیم .

 

اما نه اینها همشون به نوعی توجیه بود .

 

بله امسال که با کار تو روزنامه و خبرگزاری و چند جای دیگه تو همدان و جاهای دیگه شروع کردم سرم شلوغ شده .

 

ولی برعکس وضعیت اقتصادی بنده به جای رشد نزول داشته !!

 

نمی دونم یاد حرف بزرگایی مثل بابام می افتم که می گفت : هر چه بیشتر پول در بیاری بیشتر خرج می کنی و بیشتر اعصابت مشغوله و بیشتر .....

 

اما من نه بیشتر پول در میارم و نه بیشتر خرج ولی با این حال منتظر یه معجزه هستم تا شاید از اون بالا بالاها یه پولی بیاد دستمون تا هم قسط هامو بریزم و هم مسایل دیگه که نمی شه نوشت و ..

 

به هر حال یادم رفته بود بگم که هفته پیش کرمانشاه هم رفتم یاد دوران کاردانی (هر چند دانشکده فرهنگ و هنر کرمانشاه تعریفی نداشت) ولی به قول بازم بزرگا یه صفایی که اون سنتی ها دارن این دیجیتالی ها ندارن .

 

راست می گن این بزرگا که صفا سنتی یه چیز دیگه هست ولی دانشکده ما خیلی سنتی بود تا جایی که شبیه کودکستان شده بود و ما هم خرد سال هر چند نمی شه این دانشکده رو بیشتر توضیح بدم چون هر چی توضیحح بیشتر ..... بیشتر .

 

از دانشگاه و امتحان هم که شنبه آینده داریم خیلی می ترسم اما استرس ندارم نمی دونم خدا منو بی استرس خلق کرده ؟

 

اینم یه نوع از ترک هاست که اصلا استرسی تو وجودشون ندارن حتی اگه بمیرم استرس مردن هم ندارم نمی دونم شاید خیلی بیشتر از اینکه استرس داشته باشم منتظر این هستم که ببینم آخر هر چیزی چی میشه .

 

واین بود قصه من تو این شب تنهایی که اینترنتم وصل نیست و باید تا فردا صبر کنم تا مطالب رو بذارم تو وبلاگ .

 

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 19:2 |

این عکس از روزنامه اعتماد  ۳مرداد ماه سال ۱۳۸۷ یعنی امروز است که در روزنامه های دیگر به شیوه های دیگری چاپ شده است .

به نوعی من از این آقا خیلی خیلی خوشم میاد چرا که خاطراتی دارم که اصلا فراموش نمی کنم .

ایشون رو به عنوان یکی از بزرگای جهان تو حوزه هایی مثل سیاست و حکومت دیدم .

آرزو داشتم و دارم یه روز از ایشون یه گزارش مفصل بگیرم .

امیدوارم بشه .

به یاد روزهای سازندگی عنوان مطلبی بود که اعتماد امروز کار کرده بود .

امید دارم و به این امید زنده ام .

شب نویس

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه سوم مرداد 1387 و ساعت 18:41 |

م ه

شب نویس :

به مسله ای اشاره کردم که روز گذشته در ایمیلی که از دوستان داشتم به آن برخوردم .

یله جمعیت جوان کشور و نسبت آن و مورد ازدواج

شاید بحثی باشد حاشیه ای اما به این تعداد خبر در مورد یک موضوع خاص که درصد جمعیت دختران و پسران و درصد ازدواج است کمی بنگرید تا شاهد مابقی قضیا باشید .

نمی خواهم اغراق و یا بزرگنمایی از این مسئله داشته باشم پس به منابع هم توجه نمایید تا شاهد خوبی باشد برای ادعاهایمان باشد .

 

                                                         *           

 

*افق طلایى جمعیت ایران"


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 18:3 |