تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شب نويسي ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑ شب نویسی ๑۩۞۩๑

به حقوق ديگران احترام بگذاريم...

در همسايگي تو آرامش ندارم

صبح  ها از صداي گوشخراش خروس همسايه كه هر 10دقيقه يك بار آواز صبحگاهي سر مي دهد و تا همه همسايگان را از خواب ناز بيدار نكند ول كن نيست، بيدار مي شوم و براي ادامه خواب حداقل تا ساعت هشت صبح به اتاق ديگر نقل مكان مي كنم.

از آنجا كه شب ها تا ديروقت مشغول كار هستم، حتي خوابيدن براي پنج دقيقه هم برايم لذتبخش و مفيد به نظر مي رسد اما اگر... .

خلاصه هنوز چشمانم به خواب كامل فرو نرفته كه صداي موسيقي همسايه كه مي خواهد سحرخيز باشد و روز خود را با ورزش و موسيقي شروع كند، اركستر سمفونيك بزرگي را در مغزم به پا مي‌كند.

اينجاست كه از بي ملاحظگي همسايگان محترم، دختر يك ساله ام از خواب مي پرد و با بهانه گيري هاي مداومش ديگر اجازه هيچ كاري را به كسي نمي دهد. ظهر وقتي به خانه باز مي گردم، از صداي بچه هاي همسايه كه سر ظهر براي بازي به حياط آپارتمان رفته اند اجازه استراحت ندارم و عصرها از صداي پاي همسايه طبقه بالا كه با پسر كوچك در خانه بسكتبال و فوتبال بازي مي كند، با آرامش خداحافظي مي كنم. چند روزي هم هست كه به دليل پرداخت نكردن هزينه آب توسط يكي از همسايگان، آب ساختمان قطع است و همسايگان را مجبور كرده تا خود براي آسيب نديدن بيشتر هزينه آب را بپردازند. ما در يك ساختمان 12 واحدي كه در هر طبقه از آن، 3 واحد آپارتمان وجود دارد، ساكن هستيم. گاهي شب ها از صداي بدرقه ميهمانان همسايه از خواب مي پريم و مجبور مي شويم تا شنيدن صداي خروس همسايه كناردستي كه حياطش رو به پنجره اتاق خواب ماست، جدول حل كنيم.

شما اگر جاي من بوديد چكار مي كرديد؟!

از يكي از وكلاي پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي- پرسيديم در صورت رعايت نكردن حقوق همسايگان و احترام نگذاشتن به مالكيت مشاع آنها در آپارتمان مانند صداكردن در راه  روها و... آيا اين موضوع جرم محسوب مي شود و به چه مرجع قانوني مي توان مراجعه كرد؟

او گفت: طبقه ماده 30 قانون مدني، هر مالكي نسبت به ملك خود حق هرگونه تصرف و انتفاع را دارد مگر مواردي كه قانون ممنوع كرده باشد.

البته به موجب ماده 132 همان قانون، تصرفات و استفاده اي كه موجب ضرر همسايه بشود، جايز نيست مگر اينكه تصرفات و استفاده مزبور، اولاً به اندازه متعارف باشد و دوم براي رفع حاجت و نياز مادي يا معنوي يا رفع ضرر مادي يا معنوي مالك باشد (ماده 132 قانون مدني- كسي نمي تواند در ملك خود تصرفي كند كه مستلزم تضرر همسايه شود مگر تصرفي كه به قدر متعارف و براي رفع حاجت يا دفع ضرر از خود باشد).

اين وكيل دادگستري ادامه داد در مورد ساكنين يك آپارتمان نيز همين مقررات جاري است. بنابراين اگر سروصدا در حد عرف آپارتمان نشيني باشد، اشكالي ندارد و لازمه زندگي طبيعي است ولي اگر سروصدا به گونه اي است كه نوعاً از ديدگاه و نظر يك شخص (آپارتمان نشين) متعارف (شخصي كه نه پير است نه جوان، نه مريض احوال است و نه خيلي سلامت، نه بداخلاق و خلق تنگ است نه بسيار خوش اخلاق و بلندطبع) قابل پذيرش نباشد، همسايه اي كه مرتكب اين فعل شده، مقررات قانوني را نقض كرده است و مدير ساختمان يا هر يك از همسايه ها حق دارند به شخص خاطي تذكر دهند و اگر اين رفتار را با سوء نيت انجام دهد(يعني تعمداً و با علم به اينكه موجب آزار و اذيت همسايه ها مي شود) اين عمل، جرم و مستوجب تعقيب كيفري است و شخصي كه از اين رفتار متضرر شده، حق شكايت كيفري دارد. ولي در خصوص بچه ها به دليل نداشتن مسئوليت كيفري، والدين آنها تحت شرايطي مسئول هستند.

توضيح اينكه در صورتي كه والدين، فرزندان خود را وادار به ايذاء و اذيت همسايه ها كرده باشند و با علم به عملكرد نادرست فرزندان خود در حد متعارف و نه بيش از آن، از كار نادرست فرزندان خود جلوگيري نكنند به گونه اي كه اين گونه عملكرد فرزندان، عرفاً قابل انتساب به كوتاهي والدين در پيشگيري و اصلاح رفتار آنها باشد والدين، قابل تعقيب هستند. از دكتر دمرچيلي در مورد همسايگاني كه از پرداخت سهم خود در هزينه هاي مشترك امتناع مي كنند پرسيديم تا بدانيم همسايگان چگونه مي توانند حق خود را مطالبه كنند و چه مرجعي جوابگو خواهد بود؟ او پاسخ داد: به موجب ماده 10 مكرر قانون تملك آپارتمان ها، در صورت امتناع مالك يا استفاده كننده از پرداخت سهم خود از هزينه هاي مشترك از طرف مدير مبلغ بدهي از طريق اظهارنامه با ذكر مبلغ بدهي، از او مطالبه مي شود و در صورتي كه اشخاص مزبور ظرف 10 روز از تاريخ اظهارنامه، سهم بدهي خود را نپردازند مدير مي تواند به تشخيص خود و با توجه به امكانات، از دادن خدمات مشترك از قبيل شوفاژ، تهويه مطبوع، آب گرم، برق، گاز و غيره خودداري كند و اگر همچنان امتناع شود، مدير مي تواند از اداره ثبت محل وقوع آپارتمان براي وصول وجه مزبور طبق اظهارنامه ابلاغ شده، اجرائيه صادر كند. همچنين مدير مي تواند به مراجع قضايي(محاكم عمومي حقوقي) مراجعه كند تا دادگاه خارج از نوبت به موضوع رسيدگي كند و مي تواند واحد بدهكار را از دريافت خدمات دولتي كه به مجموعه ارائه مي شود محروم نمايد و تا دو برابر مبلغ بدهي به نفع مجموعه جريمه كند.

گاهي در آپارتمان ها براي برخي از همسايگان مواردي پيش مي آيد كه مالك را مجبور به بنايي مي كند و باعث مزاحمت صوتي و بهداشتي و حتي سلب ايمني براي ديگر همسايگان مي شود. دكتر دمرچيلي در توضيح اينكه چگونه مي توان در اين موارد از لحاظ قانوني عمل كرد، گفت: به عنوان يك قاعده، بنايي در آپارتمان ممنوع نيست و حتي ماده 9 قانون تملك آپارتمان ها مقرر داشته هر يك از مالكين مي توانند در قسمت هاي اختصاصي، هر نوع عمليات ساختماني كه مفيد باشد انجام دهند، جز در مورد محل يا شكل در يا سردر يا نماي خارجي قسمت اختصاصي خود كه داراي چشم انداز است. از طرف ديگر، لازمه و طبيعت كار بنايي نيز ايجاد سروصدا، گرد و خاك و... است و به عبارت ديگر اصولاً بدون سروصدا و گردوخاك نمي توان كار بنايي انجام داد. به همين دليل بنايي در قسمت اختصاصي آپارتمان مجاز است، حتي اگر منجر به سروصدا شود، اما اين سروصدا بايد متعارف باشد و اگر از قسمت هاي مشاع (راهرو و پشت بام و...) براي حمل مصالح ساختماني استفاده مي شود، بايد حتي الامكان از روش هايي استفاده كرد كه مزاحمت كمتري را براي همسايگان ايجاد كند و در اسرع وقت، آثار باقيمانده از عمليات بنايي (گردوخاك و مصالح ريخته شده در قسمت هاي مشاع و...) را برطرف كرد.

البته نبايد در اين راستا عرصه را بر همسايه اي كه كار بنايي دارد تنگ كرد و او را دچار حرج (محروميت) كرد. به طور خلاصه رفتار انسان متعارف را كه در چنين وضعيتي قرار گرفته بايد معيار قرار داد.

در صورت تجاوز از حد متعارف، همسايگان مي توانند مراتب اعتراض خود را به مدير ساختمان منعكس كنند و با توجه به اينكه مدير، مسئول اداره ساختمان است مي تواند به همسايه خاطي تذكر دهد. در صورت عدم توجه، هر يك از همسايگان و مدير ساختمان حق دارند تحت عنوان مزاحمت، شكايتي را به مرجع قضايي مطرح نمايند، به موجب ماده 132 قانون مدني.

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 16:41 |

                  چشمانت می گوید گریسته ای

این نوشته کوتاه را به زبان انگلیسی برای نیمن ریپورت نشریه دانشگاه هاروارد نوشتم که شماره ویژه اش درباره روزنامه نویسی در ایران است. زمانی دارم منتشرش می کنم که ژیلا بنی یعقوب، مهسا امرآبادی و سمیه توحیدلو در زندانند. زینب پیامبرزاده را هم گرفته بودند که آزاد شد. و دیگر بچه ها هم یا در گوشه ای پنهانند و یا در انتظار حکم که همین است سرنوشت آن ها که نه خود را گل می دانند و نه گلاب، نه شاهدبازاری هستند و نه پرده نشین.


با جثه کوچکش می نشست ردیف جلو کلاس، چشم هایش را تنگ می کرد و گوش می داد. هیچ وقت بلند نمی گفت. حتی وقتی در پایان کلاس می آمد و در دفتر چیزی می پرسید. اما یک بار، یک درس را هرگز نتوانست یاد بگیرد یعنی نتوانست بپذیرد، نتوانست باور کند. وقتی می گفتم گزارشگر باید بی طرف باشد فرشته بلند شد و پرسید اگر رفته باشم برای مصاحبه ای با سعید جنائی باز هم بی طرف باشم. گفتم آری. با صدائی بلندتر از همیشه اش گفت چطور. چطوری بی طرف باشد.

و سعید حنائی همان بود که شانزده زن را در شمال ایران خفه کرد. محبوب بنیادگرایان شد چون ادعا کرد که برای پاک کردن زمین این زنان را کشته است. دیو بود سعید جنائی و فرشته در زبان فارسی به معنای آنژل است.

حتم داشتم نپذیرفته است که گزارشگر باید خونسرد و بی طرف باشد. حتی وقتی استدلال آوردم که کار شما تاثیرگذاری است وقتی خونسرد بودی . وقتی گزارشت از همان اول که شروع شد علیه کسی یا وضعیتی نبود. وقتی توانستی خوب وضعیت را طرح کنی یا سئوال کنی در پایان گزارشت خواننده جهت می گیرد. همان می شود که تو می خواهی. برای تاثیرگذاری هم شده باید بی طرف بود. گزارش نمی تواند جهت و طرف داشته باشد. وقتی این ها را می گفتم در نگاهش باور نبود.

دوره بعد رویا همین طور بود. این بار او بلند شد و او انکار کرد. پرسید بی طرفی. و محکم گفت چطور می شود بی طرف بود.

در همان سال ها در کلاس بنفشه دخترکی بود. وقتی گفتم گزارشی بنویسید آزاد، مردی را ترسیم کرده بود که دک و پوزش خوب است، خوب می نویسد و رمانتیک حرف می زند اما دلش سردست، نرم نیست، شاید از آهن باشد. بنفشه مرا می گفت. او هم قبول نکرده بود که شغل ما این است که بی طرف باشیم. انکارش را این طوری بیان کرد.

بی طرفی در جامعه ای که خشونت با زنان در آن نهادینه شده است کار دشواری بود و من بیهوده می خواستم دخترکان نازک دل این را دریابند، آن هائی که درد را بهتر احساس می کنند. من چرا اصرار داشتم درس های کلاسیک روزنامه نگاری را بی رحم برایشان بگویم و دیکته کنم. روزی که فرشته را دستگیر کردند، باورم نمی شد که دخترک نازک را به زندان ببرند. اما بردند و عکسی که در روزنامه بود، او را نشان می داد که با خنده داشت به زندان می رفت به دوربین چشم دوخته بود. به چشم من. انگار داشت می گفت دیدید نمی شود بی طرف بود.

وقتی بنفشه را محاکمه می کردند رفتم و نشستم ته سالن دادگاه. بیهوده خودم را پنهان کرده بود که خجالت نکشد دخترک. خطا کرده بودم او خجالت نمی کشید از این که در جایگاه متهمان ایستاده بود. سرفراز و رشید ایستاد و گفت من نوشتم . من امضا کردم برای آزادی زن، برای جلوگیری از ظلم جامعه زن ستیز، جامعه و قانون زن آزار . هیچ هم تقاضای عفو نکرد. قاضی و دادستان و مامور و دادگاه همه مرد بودند حتی وکیل بنفشه مرد بود و به جز چند تن از تماشاگران و خانواده او زنی در سالن نبود با این همه به نظرم ، حتی آن مجسمه بی روح عدالت با ترازوی خالیش داشت می گریست. اثر کلام دخترک رمانتیک.

دختران ما، شاگردان کلاس های روزنامه نگاری، دختران خبرنگار جوان در جامه ای سنتی مانند ایران، عکس می گیرند، مصاحبه می کنند و گزارش می نویسند. و گاهی مانند آسیه سلامت خود را در راه کمک به دختران پای اعدام از کف می دهند، گاهی مانند مسیح آواره می شوند، چرا که حرفی می زنند که به نظر جامعه مردسالار بزرگ تر از دهان آن هاست. میرغضب ها به آنان می گویند دهان گشاد هستید. زن باید عفیف و پاکدامن باشد بچه بزرگ کند و آشپزی کند و خانه را بروبد. لابد تا آقا از سر کار تشریف بیاورند خسته و طلبکار.

دختران ما دارند کاری در یک نسل انجام می دهند که در جوامع دیگر نسل ها و نسل ها کرده اند. چه باک اگر نمی توانند نسبت به سعید جنائی که شانزده زن را کشت و قاتلان زنجیره ای که ده تا را کشتند بی طرف باشند.

نسل امروز دختران خبرنگار ایرانی دارند کار بزرگی می کنند. نقششان به روزگار خواهد ماند. بگذار استاد ورقه شان را قبول نکند. بگذار استاد بی رحم به آن ها بگوید باید وقت نوشتن گزارش بی طرف باشید. بی طرفی زمانی معنا داشت که فرشته را به زندان می بردند و او به نگهبان لبحند می زد و به او می آموخت که با او دشمن نیست و اگر دشمنی دارد با سنت زن آزارست.

این درس را در زندگی آموخته بود.


فرشته =فرشته قاضي
مسيح=مسيح علي نژاد
آسيه=آسيه اميني
بنفشه=؟
+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 و ساعت 20:13 |

اين پدر موتور سوارم!

 

دختردبيرستاني ,كيفي  بردوش,چادري بر سر,هر روز سوار بر ترك پدرنشسته ودردنيايي از افكار خود غرق است .گويي صداي موتور در فراز ونشيب خيابان افكار پرفراز وفرودش راهمراهي مي كند.

اما هر بار لبخندي كه ازرضايت برلب دارد,نشان افتخار ومباهات به پدر زحمت كش اوست كه انگار او را به سفرهاي رويايي اش مي برد .

با خود فكر مي كند:عجب! پدرم از همه انچه كه دارد به خوبي بهره مي گيرد,از عمرش ,از صفاي منزلش,ازگفتار محبت اميز باهمسرش كه درپايان هر روز در برابرمادرم ,همه خستگي هايش را به كناري مي نهد ,حتي از موتور سيكلتي كه چند سالي همراه اوست.

اما به نظر مي رسد كه به اين وسيله خود بسيار علاقه مند است.

هرگاه با اوسوار موتور مي شوم كه تا سر كوچه مدرسه ام پياده ام كند يا ازانجا سوار شوم اصرار دارد كه از كلاه كاسكت استفاده كنم ومن هنوز عادت نكرده ام كه اين كلاه را روي چادر بگذارم.

موتور پدرم وسيله معيشت او و ماست,نه اين كه با ان مسافر سوار كند ,كه اصلا از اين كار خوشش نمي ايد .بلكه در شركتي با اوقرار دادي بسته اند كه او با وسيله اش نامه رسان انها باشد.بارها گفته است طرف كارم ادم منصفي است ,خدا خيرش بدهد كه خيرش به همه ميرسد,اين چند سال را واقعا هم به من وهم براي موتورم حقوق خوبي داده است.

دختران همكلاسي ام در سال دوم دبيرستان با من شوخي هاي فراواني دارند وگاهي تلخندي ازاين كه چراسوار برترك موتورپدرم مي شوم اما من به اين پدرم وان موتورش افتخار مي كنم كه واقعا بهترين پدر دنياست.ثروتي ندارد ,اما بسيار داراست .

از مال دنيا (غير از خانه ي كوچكمان )همين موتور را دارد اما بسيار سخاوتمند است وبزرگوارانه همين را وسيله خدمت به من و برادروخواهرم ومادرم كرده است وهميشه خوشحال وراضي از رضاي خداست.وچيزي كه برايم بسيار جالب است اين كه هيچ گاه مقررات را زير پا نمي گذارد,هميشه يك نفرمان را ترك موتورش مي نشاند وقبل از خط عابر پياده براي هر چراغ قرمزي در سرچهارراه مي ايستد تا مثل ديگران با سبز شدن ان به راه خود ادامه دهد.

با همين وسيله كوچكش چه خدمت ها كه براي خدا نكرده است.يادم مي ايد زماني كه پسر همسايه ما براي رفتن به جلسه امتحان كنكور ,ماشينشان روشن نمي شد ولحظه ها برايش به سرعت برق مي گذشت وبي تاب امتحانش بود,وپدرش به درو ديواربدوبيراه مي گفت كه سي ميليون تومان دادم ولي نمي دانم چرا بايد اغلب صبحها,اين ماشين مرا قال بگذارد.پدرم با لبخندي به او گفت ,اقاي مهندس,اگر صلاح بدانيد من پسرتان را به مدرسه اش مي رسانم ,گل ازگلش شكفت ولبخند رضايت به چهره اش نشست وهنوز كه هنوز است ان پسر كنكوري براي خود پزشكي شده وپدرش ,مي گويد كه ما مديون شما هستيم.

يك بار ديگر درمسجد محل مان مراسم بزرگي براي عزاداري محرم برقرار بوده ,مردم هم جمع شده بودند ونمازها به پايان رسيده بود وبانيان مجلس ديدند كه هنوز مداح جلسه نرسيده است با تماسي

متوجه شدند كه او در يك راه بندان بزرگي گير كرده وشايد تا يك ساعت  بعد هم نرسد .

پدرم گفت ادرس رابگيريد تا به دنبالش بروم ,ومي رود او را ظرف مدت كمي به مجلس مي رساند ودعاي خير همگان را باعث مي شود .

ان روز خيلي ها براي پدرم ارزوي داشتن وسيله خوبي راكردند,اما پدرم ميگفت:من به هر چه كه خدا روزي كند خوشحال ترم ...!

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 22:3 |

فرشته بیکار

یه مقدارتو این این وضعیت انتخابات از متن انتخاب میرحسین عزیز و دوست داشتنی بیرون بریم و رقبا رو به حال خودشون بذاریم

و اما نکته ای که امروز تو ستاد میرحسین تو تهرن من شنیدم و خوندم همین مطلب بود که الان تو وبلاگم گذاشتم

اینو یکی از دوستان تو روابط عمومی ستاد واسم تو فلشم ریخت که امیدورام خوب تونین از این داستان بهره بگیرید

 

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای  پرسید، شما چکار می‌کنید؟!
فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است وما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟! یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بیکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟! 

 فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟! فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند *خدایا شکر*

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 16:24 |
به مامان بزرگم گفتم موسوی هم کاندید شده

گفت که موسوی کیه ؟

گفتم شما که بهتر می شناسین؟

چرا نه؟

گفت موسوی رو نمی شناسم!

تا اینکه گفتم میر حسین موسوی و نخست وزیر ...

 

 

جواب داد:

بابا میر حسین خودمونو می گی

 

میرحسین موسوی متولد خامنه سال 1320 است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت.و اینک بار دیگر به عالم سیاست باز گشته است. میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از انکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است.


میرحسین موسوی متولد خامنه سال 1320 است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت.و اینک بار دیگر به عالم سیاست باز گشته است. میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از انکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است.

هرچند او به عنوان آخرین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.

او که مدرکش را در بهار سال 48 از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال 1348 نوشت و تا سال 50 آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال 1350 اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از ان مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه ان زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر.

از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بین‌الحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سالهای دهه دوم انقلاب اشاره کرد. موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال 1376 تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. 2فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است.

مسئولیت‌های اجرایی :
1- عضو شورای انقلاب اسلامی 1359-1358

2-عضو شورای مرکز ی حزب جمهوری اسلامی 1361-1357

3- رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی 1360-1358

4- قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی 1360-1358

5- سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی 1360-1358

6- وزیر امور خارجه 1361-1360

7- نخست وزیر 1368-1360

8- رییس ستاد انقلاب فرهنگی 1360

9- رییس شورای اقتصاد 1368-1360

10- رییس بنیاد مستضعفان 1368-1360

11- رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح

12- عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه دارد-1368

13- عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی ادامه دارد-1375

14- مشاور سیاسی رییس جمهور 1376-1368

15- مشاور عالی رییس جمهور 1384-1376

16- رییس شورای هنر - ادامه دارد-1378

17- رییس فرهنگستان هنر - ادامه دارد-1378

فعالیت های دانشگاهی:
موسوی در دانشگاه تربیت مدرس دروسی چون مسائل ایران و ریشه‌های انقلاب را تدریس کرده و در دیگر دانشگاه ها نیز به شکل پراکنده تدریس هایی داشته است. از جمله تدریس تاریخ تمدن و فرهنگ و معماری در دانشگاه ملی در سالهای 1357-1354. او در این سالها رساله های بسیاری را راهنمایی کرده که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:

1-مقایسة آرای سیدقطب و دکتر شریعتی استاد راهنما-کارشناسی ارشد

2- مقایسة آرای امام خمینی(ره) و آیت‌ا… نائینی استاد راهنما-کارشناسی ارشد

3-استراتژی امنیت ملی استـاد مشاور-دوره دکتـری

4-کاریزما در مدیریت استـاد مشاور-دوره دکتـری

5-چالش‌های مردم‌سالاری در ایران استاد راهنما-کارشناسی ارشد

6-نفت و سیاست خارجی در دوران پهلوی2 استاد راهنما-کارشناسی ارشد

7-نفت و سیاست خارجی در دهه اول انقلاب استـاد راهنما-دورة دکتـری

8- چرایی به قدرت رسیدن دولت مطلقه نوگرا در ایران استـاد راهنما-دورة دکتـری

9- امنیت ایران در عصر جهانی شدن،چالش‌ها و سیاستها استـاد مشاور-دورة دکتـری

10- توسعة مرکز شهر اردبیل استاد راهنما-کارشناسی ارشد

11- طرح دانشگاه هنر اسلامی تبریز استاد راهنما-کارشناسی‌ارشد

12- دولت رانتیر و جامعه مدنی در ایران (1376-1357) استاد راهنما-کارشناسی‌ارشد

13-تأثیر ایدئولوژی سیاسی بر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی استـاد مشـاور-دورة دکتـری

14- الگوی مدیریت تکنوکراتیک و تأثیر آن بر موقعیت طبقة متوسط جدید ایران استاد مشاور- کارشناسی ارشد

15- بستـرهای همکـاری و رقابـت روسـیه و ایالات متحده در آسیای مرکزی استاد راهنما-کارشناسی ارشد

کتاب ها و تالیفات:
موسوی که در سالهای 58 تا 60 سرمقاله های روزنامه جمهوری اسلامی را می نوشت، آثار مکتوب بسیاری در حوزه فرهنگ و سیاست دارد، از جمله « فرهنگ و واژگان علوم سیاسی در اسلام » انتشارات قلم 1356، «تحلیلی بر دو مفهوم قرآنی» انتشارات قلم 1356، « پنج گفتار دربارة انقلاب و جامعه» تألیف دفتر نشر فرهنگ اسلامی1377-1375

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:54 |

تجارت الكترونيكي یا تجارت نوین

مهدی هاشملو

Email: mahdi_hashemloo@yahoo.com

در ابتدا این گونه بیان می کنم که تجارت الکترونیک چیست؟

آیا شما تا کنون با این تجارت آشنا شده اید؟

اصلا به این تجارت اعتقاد دارید؟

از چه زمانی با این نوع تجارت آشنا شدین؟

اینها تمامی سوالاتی بود که من در چند روزی که در مورد این مسئله روبرو شدم برایم رخ داد و بر حسب حس کنجکاوی برای دست یافتن به پاسخ و جواب قاطع این سوالات این تحقیق پیش روی را انجام داده ام که هم اکنون در ذیل می خوانید:

تجارت الكترونيكي طي ساليان اخير با استقبال گسترده جوامع بشري روبرو شده است هر چند در این میان در کشور ما ایران استقبال خوب و در حد مطلوب نسبت به سایر کشورهای هم سطح خود صورت نپذیرفته است و بیشتر مردم از این نوع تجارت بی اطلاع هستند و گاها دیده می شود که آن را بی نوعی کلک می دانند.

برای مثال یکی از اقوام ما در سفری که به مشهد مقدس داشت بیان داشت که بلیط رفت و برگشت را در برخی از نقاط بدون داشتن نمایندگی آن شرکتها به ما می دادند به قول وی در کافی نت ها و مراکزی که اصلا شبیه نمایندگی نبوده اند!

حال سوال اینجاست که مردمی که حتی از اینترنت ترس داشته اند و از آن به عنوان یک قول وحشت ناک نام می برند چگونه می توانند این نوع تجارت را قبول دارند؟

تجارت الکترونیکی همانند رسانه های الکترونیکی در حال گسترش است و اگر کشوری و جامعه ای آن را قبول نداشته باشد خواه مورد قبول وی باشد و خواه نباشد تحمیل خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:7 |
عید قربان و غدیر و روز دانشجو و همه و همه اعیاد و مناسبت ها رو به همه دوستان بویژه اونایی که روز مخصوصشون بود تبریک می گم بازم مثل این چند مدت مشکل این رو داشتم که نتونستم پشت میز کامپیوتر بنشینم و با دوستان در ارتباط باشم دلیل اصلیش هم چیزی نبود جز اینکه مشکلات خونه و خونواده و دانشگاه و ... که همگی باعث شدن به این وضعیت بیفتم اینم بگم که وضعیت اینترنت هم جوری هستش که آدمی مثل من رغبت کار با اینترنت رو نداره .

به هر حال معذرت می خوام از این مدتی که نبودم .

به دوستانی هم که قول جزوه دادم ممنون میشم یادآوری کنن تا به آدرس هاشون بفرستم شماره تماس منو اگه نداشتین پیام بدین تا بفرستم.

منتظر  دیدار دوباره مهدی

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 16:26 |

حمد و سپاس خدايى را سزاست كه شكر شاكرين و حمد حامدين و ذكر ذاكرين و سعى خالصين متوجه درگاه اوست. ستايش بيكران مرا و راست كه در خلق خويش هيچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترين شان را به راستى بگذاشت. تسبيح لايتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسير سعادت بر همه موجودات، ولايت و تاج خلافت در سياره زمين بر او كرامت و خلعت «لقد كرّمنا» بر اندامش عنايت و بعد از تكوين، مصداق «فتبارك» بر قامتش مقالت فرمود.

حمد و آفرين بر ذات جهان آفرين كه هستى را آميخته با حكمت و تعاليم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است.

و درود بى پايان بر ختم پيامبران و فص رسولان و اهل بيت و پاكان كه شريعت به دست ايشان پايان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گرديد.

درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طريقت و شاهدان كوى حقيقت كه سر در راه حفظ شريعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند.

با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى مقدار نماز را محمّد ساخته تا شايد از اين فريضه الهى كه بزرگترين و مهمترين فريضه در تمامى اديان الهى تشريع شده، نفوس مستعده بهره گيرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 21:27 |
هميشه و همه جا براى ازدواج جوان توصيه شده و همواره مد نظر همه از جمله مسئولان، رسانه ها، مطبوعات و صدا و سيما قرار داشته است.

بنابراین گزارش اما اين را همه مى دانيم كه اگر از جوانى بپرسيم چرا تا حالا ازدواج نكرده اى چه پاسخى خواهد داد، هميشه و همه جا جوانان با مشكلات مالى مواجهند، هزينه هاى سنگين براى ازدواج ، تهيه مسكن، وجود مهريه هاى سنگين و نظاير آن از جمله مشكلاتى است كه جوانان در پاسخ به فرار از ازدواج مطرح مى كنند و همه اين ها بعد از پيدا كردن يك همسر مناسب مطابق با معيارها و نظرات خانواده به وجود مى آيد.

يكى از مواردى كه هميشه در عروسى ها جلوه نمايى مى كند لباس سفيد عروس است، معمولا عروس خانم ها براى انتخاب لباس سفيد عروسى وقت زيادى بايد صرف كنند. الف. م دختر ۲۷ ساله اى است كه در اين رابطه مى گويد: علاوه بر صرف وقت بايد هزينه زيادى نيز بپردازيم. اگر بخواهيم لباسى كه تازه دوخته شده است را به عنوان نخستين نفر بپوشيم و به صورت كرايه اى نيز باشد نه خريد، بايد مقدار هزينه بيش ترى پرداخت كنيم اما در مجموع قيمت هاى لباس از مزونى تا مزون ديگر متفاوت است. در حوالى خيابان ونك در يكى از فروشگاه هاى لباس عروس پايه قيمت هاى اجاره لباس عروس از ۸۰۰ هزار تومان شروع مى شود، همچنين قيمت خريد همان لباس عروس نيز ۲ برابر است. ضمن اين كه قيمت با مدل انتخابى ارتباط مستقيم دارد به عبارت ديگر قيمت لباس عروسى كه انتخاب مى شود بسته به نوع و مدل و طراحى آن بيش تر نيز مى شود.

به گفته فروشنده مغازه، ابتدا مدل بايد انتخاب شود و با توجه به كار دست انجام شده روى لباس، قيمت ها نيز مختلف است اما پارچه هايى كه اكثرا در اين فروشگاه استفاده مى شوند خارجى هستند. اين خانم فروشنده مى افزايد: براى دوخت لباس عروس بايد حداقل ۲ ماه زودتر از مراسم اقدام كنيد، تمام لباس هاى موجود دوخت خودمان است و تاج عروس نيز سر لباس است ، از ۳۰ هزار تومان تا ۸۰ هزار تومان هزينه كرايه تاج است. اين درحالى است كه قيمت لباس عروس در يكى از ميدان هاى جنوب شرقى حدود ۱۵۰ هزار تومان و خريد آن نيز ۳۰۰ هزار تومان است.اين روزها هر كسى به نوبه خود سعى دارد كه مراسم عروسى خوب و كم هزينه داشته باشد اما معمولا چشم و هم چشمى ها نمى گذارند. خوب مى توانيم به ياد آوريم در طى سال هاى گذشته مراسم عروسى چگونه برگزار مى شد؛ بزرگ تر ها سعى مى كردند مراسم عروسى فرزند خود را در حياط خانه برگزار كنند و با يك برنامه ريزى دقيق هم مراسم خوبى براى فرزندانشان برگزار مى كردند و هم اين كه اسراف نمى كردند و خرج اضافى براى عروس و داماد نمى تراشيدند. ياد سال هايى به خير كه فقط تعداد بخصوصى از مردم مراسم عروسى شان را در هتل ها و سالن هاى مجلل برگزار مى كردند و عده بيش ترى از مردم در منازل خود دور تا دور حوض آب خانه قديمى، صندلى مى چيدند و چراغ هاى رنگارنگ روشن مى كردند و بچه ها نيز دست مى زدند و شادى مى كردند، آن روز ها سعى مى كردند دور و بر عروس و داماد را شلوغ كنند و با زدن حرف هاى قشنگ در شادى آن ها شريك شوند، اما حالا چطور رقابت در مجلل بودن مراسم عروسى باعث شده تا از يك نوع غذا به بى نهايت غذا برسيم و اينقدر بچينيم و هدر دهيم تا تحسين ديگران را بدرقه راه مان كنيم. مسئول تشريفات يكى از هتل هاى بزرگ تهران در رابطه با تعداد منوهاى غذا و هزينه هاى آن ها گفت: ۴ منو غذا داريم كه از ۱۶ هزار تومان شروع مى شود و تا ۳۲ هزار تومان است، ضمن اين كه حق ورود نمى گيريم ولى ۱۷ درصد سرويس و عوارض هتل است كه بايد پرداخت شود. منو شماره يك شامل باقالى پلو ، زرشك پلو، رولت فرانسوى، جوجه كباب، يك نوع خورشت، انواع سالاد و انواع كيك ها؛ اين را مسئول تشريفات هتل مى گويد و من فكر مى كنم در كدام مراسم اين همه غذا يك جا خورده شده و چه اندازه يك نفر مى تواند گرسنه باشد كه فرصت كند در زمان يك ساعت از همه اين غذاها و ژله ها بخورد؟

به گزارش فارس موسوى در پاسخ به اين كه آيا اين منو كباب بره دارد يا خير مى گويد، نفرى ۳۲ هزار تومان مى دهيد توقع داريد كباب بره هم داشته باشد! منو ديگرى داريم كه نفرى ۶۲ هزار تومان است و در آن كباب بره و هر چيزى كه شما بخواهيد روى ميز شما وجود دارد. اين مسئول تشريفات هتل گفت: ماشين قديمى هم داريم كه شبى ۳۰۰ هزار تومان است و هر رنگى را كه بخواهيد مى توانيم تهيه كنيم. موسوى با اطمينان كامل مى گويد: هركارى كه براى برگزارى يك مراسم خوب لازم باشد انجام مى دهيم. مسئول تشريفات هتل ديگرى در شمال شهر در رابطه با وضعيت رزرو اين هتل و قيمت هاى موجود گفت: با منوى ۴۰ هزار تومانى دنيايى از غذاهاى رنگين بر روى ميز شام چيده مى شود از قبيل ۸۰ درصد جوجه كباب ، باقالى پلو با گوشت بره، ژيگو بره، لازانيا، خورش، ته چين، ماهى سفيد، آلبالو پلو و غيره. اين مرد جوان مى گويد: زمانى مشترى هاى ما افراد خاصى بودند و افراد متمول و پولدار تنها براى برگزارى مراسم عروسى فرزندان شان اقدام مى كردند اما در حال حاضر چشم و هم چشمى باعث شده تا افراد معمولى هم چنين مراسمى را انتخاب كنند. با تمام هزينه هاى بالا جالب است كه اگر فردى بخواهد شبى را در اين هتل انتخاب كند تا مراسم عروسى خود را در آن برگزار كند بايد تا آبان ماه صبر كند، مى دانيد چرا؟ چون تا آبان تمام روزها و مناسبت ها رزرو است و اين مسئله جاى تعجب دارد با اين قيمت هاى سنگين بايد اين نوع سالن ها خالى باشند اما ؟!

اين روزها بازار كرايه ماشين هاى قديمى و به موازات آن ماشين هاى مدل ۲۰۰۸ براى برگزارى مراسم عروسى نيز گرفته و طورى است كه عروس خانم و آقا دامادها براى تهيه ماشين عروس شيك و مدرن سعى مى كنند تا يكى از اين ماشين هاى جديد را كرايه كنند. يكى از اين آژانس هاى كرايه ماشين مى گويد: جديدترين بنز مدل ۲۰۰۸ كرايه آن شبى ۷۰۰ هزار تومان است كه براى اجاره اين ماشين يك سند به همراه يك فقره چك براى ضمانت دريافت مى شود. البته اگر با راننده باشد ديگر اين مسائل نيازى نيست. به گفته اين مرد ماشين هاى كمرى و سانتافه و يا ديگر مدل ها نيز وجود دارد و قيمت آن ها نيز فرق مى كند. البته ماشين هاى قديمى نيز در رنگ ها و طرح هاى متنوع نيز وجود دارند كه كرايه آن ها متفاوت است.

سری به جنوب شهر می زنیم. در یکی از مزون های لباس عروس در میدان های جنوب شرقی تهران متوجه شدیم با صرف هزینه کمی به نسبت شمال شهر می توانید لباس عروسی را که هم زیبا باشد و هم به روز انتخاب کنید . خانم فروشنده جوان می گوید: «هر کدام از لباس های عروسی که پسندیده شود، دوخته می شود با توجه به اینکه دیگر لازم نیست شما حتماً این لباس را بخرید و می توانید به صورت اجاره بردارید و معمولاً شیک ترین لباس عروسی که در مغازه وجود دارد نهایتاً 200 هزار تومان تمام می شود و خرید همان لباس نیز حدود 300 هزار تومان است.» 150 هزار تومان کرایه لباس عروس در جنوب شهر کجا و 800 هزار تومان قیمت پایه برای کرایه در مزون های شمال شهر کجا؟

منبع خبر :  ميزان

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 17:18 |

اينكه تو اين مدت بازم يه غيبت تقريبا كبري داشتم چيزي نبود جز مشكلاتي كه تو متن زير مي خونين.

از در رفتن انگشتم تو بازي فوتبال دانشگاه كه هفته پيش بود تا بردن بابا به آن‍ژيوگرافي تو بيمارستان اكباتان همدان كه بيشتر از اينكه شبيه بيمارستان باشه شبيه يه محل تفريح بعضي از افراد از خدا نترسه شده.

راستي خيلي مطالب دارم كه امشب تايپشون مي كنم تا تو اولين فرصت بذارم تو وب كه شما هم استفاده كنين و بخونين.

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت 17:14 |

توجه داشته باشین  دوستان مطالب بنده رو تا آخر بخونن والا یه کمی سردرگم میشن و منتظر .... باید بمونم پس عین قصه تا آخر بخونین .

 

یه سری از سایت و روزنامه ها رو که داشتم دیروز نگاه می کردم یاد این افتادم که چرا مردم بیشتر به سایت ها اعتماد پیدا کردن ؟

 

بله تو حرفهای مردم که امروزها می شنویم این طور فهمیدم که بیشتر رو به سایت ها و خبرگزاری ها دارن تا روزنامه ها .

 

من منکر این نمی شم که روزنامه خوب هست یا بد .

 

ولی می خوام بدونم چرا سایت ها ؟

 

راستی امسال نه تو عید مبعث ، نه تو روز پدر و نه تو روز مادر تبریکی رو رو وبلاگم نزدم خواستم به نوعی تقلید و روزمرگی وبلاگ ها که از هم دیگه تقلید می کنن تفاوت کنه و برخی از این افراد هم مثل من اصلا ننویسن شاید راه دیگه ای پیدا کنیم تا از کپی برداری پرهیز داشته باشیم .

 

اما نه اینها همشون به نوعی توجیه بود .

 

بله امسال که با کار تو روزنامه و خبرگزاری و چند جای دیگه تو همدان و جاهای دیگه شروع کردم سرم شلوغ شده .

 

ولی برعکس وضعیت اقتصادی بنده به جای رشد نزول داشته !!

 

نمی دونم یاد حرف بزرگایی مثل بابام می افتم که می گفت : هر چه بیشتر پول در بیاری بیشتر خرج می کنی و بیشتر اعصابت مشغوله و بیشتر .....

 

اما من نه بیشتر پول در میارم و نه بیشتر خرج ولی با این حال منتظر یه معجزه هستم تا شاید از اون بالا بالاها یه پولی بیاد دستمون تا هم قسط هامو بریزم و هم مسایل دیگه که نمی شه نوشت و ..

 

به هر حال یادم رفته بود بگم که هفته پیش کرمانشاه هم رفتم یاد دوران کاردانی (هر چند دانشکده فرهنگ و هنر کرمانشاه تعریفی نداشت) ولی به قول بازم بزرگا یه صفایی که اون سنتی ها دارن این دیجیتالی ها ندارن .

 

راست می گن این بزرگا که صفا سنتی یه چیز دیگه هست ولی دانشکده ما خیلی سنتی بود تا جایی که شبیه کودکستان شده بود و ما هم خرد سال هر چند نمی شه این دانشکده رو بیشتر توضیح بدم چون هر چی توضیحح بیشتر ..... بیشتر .

 

از دانشگاه و امتحان هم که شنبه آینده داریم خیلی می ترسم اما استرس ندارم نمی دونم خدا منو بی استرس خلق کرده ؟

 

اینم یه نوع از ترک هاست که اصلا استرسی تو وجودشون ندارن حتی اگه بمیرم استرس مردن هم ندارم نمی دونم شاید خیلی بیشتر از اینکه استرس داشته باشم منتظر این هستم که ببینم آخر هر چیزی چی میشه .

 

واین بود قصه من تو این شب تنهایی که اینترنتم وصل نیست و باید تا فردا صبر کنم تا مطالب رو بذارم تو وبلاگ .

 

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 19:2 |

م ه

شب نویس :

به مسله ای اشاره کردم که روز گذشته در ایمیلی که از دوستان داشتم به آن برخوردم .

یله جمعیت جوان کشور و نسبت آن و مورد ازدواج

شاید بحثی باشد حاشیه ای اما به این تعداد خبر در مورد یک موضوع خاص که درصد جمعیت دختران و پسران و درصد ازدواج است کمی بنگرید تا شاهد مابقی قضیا باشید .

نمی خواهم اغراق و یا بزرگنمایی از این مسئله داشته باشم پس به منابع هم توجه نمایید تا شاهد خوبی باشد برای ادعاهایمان باشد .

 

                                                         *           

 

*افق طلایى جمعیت ایران"


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 18:3 |
 


چند روز پیش که روز تعطیلی هم بود تقویم را برداشته و در حال ورق زدن آن بودم که متوجه روز قلم شدم در همین خصوص گزارشی و گفتگوهایی کوتاه از مدیران شهرستان و اهالی فرهنگ و هنر و قلم استان همدان تهیه کردم که در زیر می خوانید :
برگ‌های تقویم را كه ورق می‌زنیم 14 تیر در برابرمان ظاهر می‌شود با دو كلمه توضیحی كه آن را از بقیه‌ی روزها جدا می‌كند: روز قلم؛ شاید اگر با دیدن نام "قلم" خونی در رگی نجوشد و قطره اشكی از چشمی فرونریزد قطعاً حسرت‌هایی تازه می‌شود و آهی از دلی برمی‌آید. این روزها شاید بهترین فرصت باشد تا به این امر مهم جامعه پرداخت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 17:15 |

موتور و موتور سواری و فروش موتور در کبودراهنگ

 

{مهدی هاشملو}

 

موتور سواران شهرمان چند دسته اند از موتور سواران بدون گواهینامه و کلاه ایمنی گرفته تا موتورسواران با کلاه و با بیمه و گواهینامه که همه و همه را اگر جمع کنیم به تعداد افراد موتورسوار و راکبی که وجود دارد تعداد کلاه و بیمه و گواهینامه وجود ندارد .

از انجایی که موتورها توسط شرکتها در این چند ساله به صورت قسطی و نقدی و پیش فروش و بدون پیش پرداخت برای مردم ارائه داده شد و همچون خدمات برای عموم یکسان در نظر گرفته شد تا جایی که حدود سنی خاصی را برای گرفتن موتور نداشت لذا مردم و بویژه جوانان کشور و بخصوص در شهرهای کوچک و روستا ها به این وسیه نقلیه به عنوان یک تفریح و گرفتن وسیله بازی نگاه شد تا جایی که هم اکنون بیش از تعداد افراد ساکن در شهر و یا روستاها موتور را در این نقاط می توان شاهد بود برای تهیه گزارشی پیرامون موتور سواری و مشکلات آن به میان مردم رفتیم و از آنان این سوال را پرسیدیم که آیا تعداد موتور سواران چگونه ارزیابی می کنید ؟و اینکه سخنی که در مورد موتور سیکلت دارید بیان دارید ؟

در ابتدا از اینکه در شهرستان کبودراهنگ پیش از سال 7137 تعداد موتور فروشان در شهرستان کبودراهنگ به بیش از تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسید ولی هم اکنون با توجه به نبود دقت کافی و نظارت دقیق این تعداد به بیش از 50 مورد می رسد تا جایی که سبزی فروش محله و سرکوچه من باب مشغول بودن خود و سرگرمی یکی و دوتا موتور به صورت نسیه و نقد می فروشد.

با این وضعیت همان تعداد اولیه موتورفروشان در شهرستان کم کم با توجه به افت شدید بازار دست به پایان کار و بازی بازار زدندو از این شغل کنارگیری کردند چرا که فایده و سود خوبی را در بهترین شرایط هم نصیب آنان نمی شد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:42 |

کلاس گذاشتن بلای جان ما خانواده ها شده

{مهدی هاشملو}

مشکلات مردم از نان و خوراک هم فراتر رفته تا جایی که دیروز در مسیر برگشت به منزل متوجه یه پدرو مادری شدم که برای راضی کردن فرزند خود از خرید گوشی موبایل به هر دری پناه آورده و قسم های .... می خوردند .

مگر این معضلی که جامعه ما با آن دست برگریبان است در کشورهای غربی هم به این شکل است ؟

مگر همیشه می بایست که برای بزرگی در جمع سیگار کشید و موبایل داشت و .....

بله حرف هایی که میان این والدین برای رضایت فرزند خود ردوبدل می شد نه اینکه من بلکه همه اهل محل از آن با خبر بودند چرا که فرزند صالح این خانواده برای تامین خواسته خود دست به فریاد زدن و گریه هم زده بود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 16:53 |

حضور زنان به عنوان نيمي از جمعيت كشور در انتخابات، چنان حق بديهي و مسلمي است كه شايد پرداختن جداگانه به آن خود ناقض اين امر به‌نظر آيد.
اما واقعيت، فرهنگ حاكم بر جوامع شرقي كه نظير آن را هنوز مي‌توان در برخي كشورهاي عربي مشاهده كرد و اين موهبت كه كشور ما به آن درجه از پيشرفت رسيده كه اين حق مسلم بانوان را محترم بشمارد، انگيزه‌اي براي پرداختن به اين مساله است.
البته اين حق يك امتياز كسب شده از فرهنگ غرب نيست بلكه ريشه در فرهنگ اسلامي و ديدگاه اسلام به زنان و حق آنان دارد.
گرچه ما در كشور تا اجراي كامل فرهنگ اسلامي هنوز فاصله داريم اما يكي از جلوه‌هاي موفق اجراي فرهنگ اسلامي در كشور را مي‌توان حضور بانوان در عرصه‌هاي مختلف زندگي اجتماعي به ويژه انتخابات دانست.
زنان ايراني بر خلاف بسياري از كشورهاي عربي از ابتداي انقلاب اجازه انتخاب كردن داشتند كه بعدها به انتخاب شدن نيز ارتقا يافت. زن ايراني با فرهنگ شرقي حاكم بر خانواده بعد از انقلاب براي حضور در اجتماع، آزادي و امنيت بيشتري يافت و همين امر موجب فعاليت او در زمينه هاي مختلف شد.
امروزه 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 13:1 |

 

کرمانشاه / شب یلدا / ساعت 2:31 / نیمه شب 1/دی/86/ پس از پایان تماس تلفن

 

چندی پیش یکی از دوستان به نوعی از بنده درخواست یک قول مردانه را داشت حال بر این فرض که من این درخواست وی قول می دادم چه عواقبی داشت از نظر اینکه اگر بعدها نتوانم به گونه ای که انتظار دارد عمل نمایم پای کیست ؟

آیا اشتباه از جانب من بوده که بد قولی می کنم یا نه ....

به هر حال از این که پیش از این در اکثر موارد قول می دادم و در بعضی اوقات بنا به دلایلی نمی توانستم بجا آوردم هم برای خودم گونه یخوبی نداشت هم برای طرف که در مقابل قول من حساب ویژهای باز کرده بود .

با خود این قول و قرار را گذاشتم که آری تا آنجایی که در توان دارم قول ندهم و اگر قولی هم دادم به بهترین نحوه ممکن بر آن عمل کنم تا شاید بتوان گذشته را جبران نمایم.

از این دوست عزیز که واقعا هم برای بنده عزیز هست می خواهم روی این مطلب بنده بیشتر فکر کند تا اینکه بداند چرا ما (حداقل خودم) قصد قول دادن نداریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 15:13 |

 

تو این گیر و داری که و وضعیتی که من دارم تازه دیشب تو یکی از پيام هاي گوشيم متوجه شدم بابا سال نو ميلادي هستش .

پس بنا بر رسم و رسوم كه مي بايست تبريك بگيم (تبريك مي گيم)

سال نو ميلادي مبارك

 

راستي يه سري مطلب كوته در مورد اخبار روز و مطالب خوندني رو تو ادامه اين مطلب آوردم كه هر كه خواست مي تونه ازش استفاده كنه.

 
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 9:8 |

عادلانه نيست عادل جان (خان)

اين عادلانه نيست عادل خان

كه اسطوره ما را به تمسخر بگيري يا سوالي بپرسي و بعد گويي كه شكلي نيست

گذشته ها گذشته

از تيمتان بگوييد.

من كه كم كم جوش مي آوردم .

چرا با اسطوره مملكتمان و جهان اين گونه برخورد مي شود ؟

چرا تا وقتي داريم قدرش را نميشناسيم ؟

چرا ؟

و باز هم چرا ؟

اينكه از دايي تعريف كنيم نيست ولي چرا با اين شيوه وي را دعوت مي كنيد ؟

چرا دايي خاكستري نيست و نظرش ميانه نيست ؟

اينها همه و همه سوالي است كه براي من و بينندگان تلويزيون پيش آمده

 

مگر ما در تاريخ فوتبال كشورمان بجز دايي كسي را در جهان اين گونه داشته ايم ؟

مگر همين كريمي نبود كه جادوگر فوتبال بود و ....

الان كجاست ؟

مگر ما بهترين دروازبان ها را نداشتيم ؟

مگر ما برهاني ها و عنايتي ها و .... نداشتيم

كدامين اين گونه بودند و و رفتار بزرگ داشته اند كه به دايي كنايه مي زنيد ؟

 

به برخي گزارشات پس از اين برنامه نود كه كم كم رو به طرفداري مي رود تماشا كنين تا متوجه شويد كه كجاي كاريم .


ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 11:4 |

 

scream

تابلوی جیغ از Edward Munch 

 

عصر حاضر، عصر بی پاسخی هاست. عصری است که انسانها در نیل به پاسخ های بنیادین خود، هرچقدر تکاپو میکنند کمتر نتیجه می بینند. و از آنجاکه انسان بگونه ای آفرید شده است که خود را محتاج به «پاسخ» می بیند، این وضعیت انسان را سرخورده و درمانده میکند. و زندگی و حیات را در دید او منفور می گرداند. و nihilism را به بار می آورد. و این معنای همان سخن پُر مغز A.Camus است که میگوید :

 

پوچی، نتیجه سکوت نامعقول هستی، در برابر پرسش های انسان است.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 12:48 |

به خاطر مشكلاتي كه داشتم تو كرمانشاه و همدان كمي دير اين مطلب رو تو وبلاگم قرار دادم ولي بازم خالي از لطف نيست :

 

 

 

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانکه بايدند
نه بايد ها...

 

هر روز بي تو
روز مبادا است !

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 12:39 |

عید فطر مبارک

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 13:4 |
ریيس سابق بانک مرکزی درآخرین سخنراني خود که به مناسبت هفته بانکداری اسلامي‌ایراد شد، ضمن اشاره به دشواری‌های بانکداری اسلامي‌به نکته مهمي‌اشاره کرد وبه شیوه‌ای استفهامي‌گفت: «هر قرضي که منفعت روي آن باشد، ربا ست اما بايد اين سوال را پرسيد که

اگر اين منفعت به اندازه تورم باشد، آيا واقعا ربا ست؟»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 13:29 |

مناسبتهای ماه رمضان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 12:11 |

برپايي سفره‌هاي مذهبي در ايران كه محفلي زنانه است و سابقه‌اي طولاني در كشورمان دارد و همواره مذين به نام‌هاي ائمه و معصومين " مثل سفره حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت رقيه (س) "بوده است اين روزها بساطی برای خوشگذراني، خريد و فروش، بنگاه ازدواج، فالگيري، سحر و جادو و محفلي براي شوي لباس زنان در بستر جلسه دعاخواني شده است.

در مراسم سفره‌هاي مذهبي


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 12:9 |
 
محمد کاظم کاظمی
**این یادداشت، پیش تر به روزنامه جام جم ارسال شده بوده که تا کنون چاپ نشده است.

بسيار رنجبار است كه كسي لهجه‌ات‌، اين ركن مهم هويتت را به سخره بگيرد. و رنجبارتر اين است كه لهجه‌اي نازيبا و ناخوشايند را به تو نسبت دهند و آن را به نام تو به سخره بگيرند. و اين رنجي است مضاعف‌.

ما مهاجران افغان در ايران‌، هر شب با ديدن مجموعه طنز «چهارخانه‌» چنين رنجي را متحمل مي‌شويم‌. البته ما مردم‌، فرزند رنجيم و با آن بزرگ شده‌ايم‌، ولي اين بار، دشواري در اين است كه زبانمان را به سُخره گرفته‌اند و زبان خانة حقيقت آدمي است‌.

باري‌، من به ديگر جوانب شخصيتي با عنوان «نذير شنبه‌» در اين مجموعه درنمي‌پيچم و از اينها به اختصار مي‌گذرم كه در افغانستان كسي را «شنبه‌» و «يك شنبه‌» نام نمي‌نهند و خود مي‌دانند كه اينها نام روزهاي هفته است‌، نه نام آدميان‌. فقط كلمة «جمعه‌» آن هم به خاطر قداستي كه دارد، وارد بعضي نامهاي ما شده است‌، مثل «جمعه‌گل‌» و امثال اينها. و نيز به اين موضوع نمي‌پيچم كه نحوة حضور اين شخصيت و اين كه به مرور زمان‌، از كارگري به مراتب و شئون ديگر اجتماعي مي‌رسد و حتي جاي را براي ديگران هم تنگ مي‌كند، خود كنايه‌گونه‌اي است بر حضور مردم مهاجر افغانستان در ايران‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 12:14 |
دیشب که برنامه ای تهیه شده بود که توی این برنامه تاکید بر این بود که نام روزنامه ها رو نمیارن ولی با این حال همه با فونت و نوع روزنامه و کاغذش آشنا بودن که کدوم روزنامه هستش .

ولی حالا بگذریم که اسم و عنوان روزنامه رو نیاوردن ولی به جای اون هر اندازه که بگی از این برنامه تو خبرهای صداوسیما کار شد تا جایی که من خودم بیشتر از ۳ بار اینو دیدم .

و اینک چرا رزونامه ها این گونه عمل می کنن ؟؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 12:28 |

سيد جلال يحيي زاده، نماينده ميبد وتفت در مجلس در خصوص توزيع كارت سوخت

 ويژه در بين نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گفت : من هم اين خبر را از ديگران

 شنيدم چون در آن موقع در صحن مجلس حضور نداشتم وليكن بنده چنين كارت

 سوختي نگرفته ام و ماهيانه 30 ليتر بنزين كه كارت سوخت موتورسيكلتم دارد زياد

 است .

 

گفتني است كه نماينده مردم ميبد وتفت در مجلس شوراي اسلامي يك

 

 موتورسيكلت ياماها 80 دارد كه از زمان طلبگي و حضور در حوزه علميه تا كنون از آن

 

 استفاده مي كند و براي سرزدن به حوزه استحفاظيه نيز از تاكسي استفاده

 

مي كند و در سطح شهرستان نيز با موتورسيكلت خود تردد مي كند

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 10:52 |

کم کم به گفته های اون آقایی که تو مینی بوس داشت می گفت : که الاناس که نماینده و کسایی که می خوان نماینده شن میان روستا و شهر ها تا آره ولی من که مخالف حرفاش بودم الان دارم همین حرف مردم رو باور می کنم که بله درسته.

نماینده مردم کرماشاهان تو مجلس رو من که توی ۲ سالی که دانشجوی کرمانشاه بودم ندیده بودم بجز تو این دو سه روز که آقا عبدالله عکسشم از توی مراسمایی که بوده گرفته.

نمی دونم چی بگم بگم که ................؟

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 12:44 |
در جامعه ايران، اينطور جاافتاده كه تا كار و پول و امكانات نباشد، حتي نبايد به ازدواج فكر كرد و اين مسئله اي است كه در برابر قانون طبيعت و فرمان خداوند مانع ايجاد كرده.
در كلانشهري چون تهران كه مشكلات زندگي بيشتر از مناطق ديگر كشور قابل لمس است وقتي با مردم درباره اين مسئله صحبت به ميان مي آيد نظر اكثر مردم در ابتداي امر، همين است اما وقتي، نكاتي را به ياد آنان آوردي، مطلق گرايي را در اين باب، رها مي كنند.
از هيچ به همه چيز
در خيابان فردوسي منتظر خودرويي هستم كه
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 11:12 |

به نام خدای ماه شعبان

 

پیشاپیش هفتم شهریور – نیمه شعبان – سالروز ولادت حضرت

 

 امام زمان (( عج)) را تبریک می گویم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 12:50 |

اعوذب ا... من نفسي

 

 

خدا روزي بعضي از شما را از بعضي ديگر افزون كرده است. پس آنان كه

 

 

فزوني يافته اند از روزي خود به بندگان خويش نمي دهند تا همه در روزي

 

يكسان شوند؟

 

(سوره نحل آيه 71)

 

 

 

تصاوير گويا نيست. عكاس بينوا رويش نشد نزديكتر شود. مادر دخترك هم

 

 

نخواست كه از نزديك از چهره دخترك تصويري تهيه شود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 12:51 |
شب از نيمه گذشته است. بيمار روي برانکار بدحال است. دکتر جوان سخت در کار مداواست. عرق از سر و رويش جاري است و برافروخته است. چند جاي روپوشش با لکه هاي خون و لکه هايي کم رنگ تر رنگين شده است. به سرعت خود را به تلفن مي رساند. از دور صدايش شنيده نمي شود ولي فقط مي شنوي که با صداي بلند و با احترام تمام مي گويد؛ «چشم استاد.»

همراه بيمار زير لب مي گويد؛ «خود ايشون نميان؟»

يکي ديگر مي گويد؛ «نه بابا اينها هم که همه دانشجواند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 10:55 |