تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شب نويسي ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑ شب نویسی ๑۩۞۩๑

جشن مهرگان آیین قدیمی ایران

مهدی هاشملو    

 

مژده یارا كه مهرگان آمد...    

جشن پیوند عاشقان آمد

فصل احساس‌های آبی شد...

عید دل‌های مهربان آمد

 

در آغاز با ارج گزاری و سپاس از استاد و پژوهنده ارزنده ادبیات کشورمان، دکتر کزازی که در درازای دوران زندگيشان دمی را به دور از پژوهش در راه فـرهنگ پربار ميهن نمی گزاراند، يادآور می شويم که ايشان مهرگان را یکی از جشن های مهم بعداز عید نوروز دانسته و همچون نوشته و گفتگوهای قبلی خود نوروز را درفش آیین ها خوانده و می گوید: جشن و آیین عید نوروز یکی از فراگیرترین و مهمترین جشن ها و آیین های ما بوده و هست و در این بین به جشن هایی همانند مهرگان هم می بایست اهمیت و ارزش خاصی قائل بود چرا که این آیین ها و جشن ها از دیر باز در ایران عزیزمان بوده است.

ماه مدرسه, ماه مهربان, ماه مهرگان,‌ماه برداشت محصول, همه اینها با ماه مهر عجین شده است

دکتر میرجلال الدین کزازی در خصوص تاریخچه و پیدایش این جشن گفت: مهرگان پس از جشن نوروز که جشن فراگیر و نخستین و بنیادین ایرانیان است دومین جشن بزرگ و باشکوه شمرده می شود که در ایران باستان به همان سان در سده های نخستین هجری برگزار می شده است.

دکتر کزازی در ادامه افزود:  این جشن با ارجمندی و بتنایی بسیار بوده و این جشن مانند جشن و آیین نوروز در چندین روز برگزار می شده است .

وی در ادامه از تقسیم شدن این جشن به دو بخش خبر داد و گفت: مهرگان در دو بخش مهرگان خرد و مهرگان بزرگ برگزار می شده است .

وی گفت: جشن مهرگان 6 روز به طول می‌انجامید. از روز شانزدهم مهر شروع می‌شد و روز بیست‌و‌یكم كه روز«رام» نام دارد پایان می‌یافت.

وی از به جای ماندن این جشن کهن در ایران اظهار داشت: اما آنچه امروز از جشن مهر بر جای مانده است جشن یک روزه است در مهر روز از مهر ماه این جشن برپای داشته می شود.

وی خاطر نشان شد: مهر روز، شانزدهمین روز مهرماه است که مهر روز نامیده می شود.

وی گفت: اما در پی دگرگونی های اختر شناختی و گاهشمارانه گاهی این هماهنگی روز و ماه به هم می ریزد و امسال این جشن را در دهم مهر برگزار می کنند.

ایشان از کهن بودن این جشن خبر داده و افزود: مهرگان آن چنان که از نام آن آشکار است جشن بزرگداشت مهر است، مهر از کهن ترین و والاترین ایزدان ایرانی است.

وی در پاسخ به این سوال که آیا اهمیت این روز در بین سایر کشورها همانند دیگر جشن ها بوده و آیا این جشن در کشورهای دیگر هم برگزار می شود گفت: جشن با آن شکوه دیرینه امروز برگزار نمی شود.

وی در ادامه از پیوند فرهنگ ایرانی با برخی کشورها خبر داده و عنوان کرد که در ایران جشن نوروز جشن میهنی و فراگیر است دردیگر کشورهای جهان هم که با فرهنگ ایرانی پیوندی دارند، جشن نوروز همچنان روایی دارد ولی جشن مهرگان آن فراگیری و گستردگی را که داشته است امروز ندارد.

وی خاطر نشان ساخت: یک نکته که در نشان دادن ارج و ارزش جشن مهر نکته ی بسنده و بنیادین است این است که ریخت تازی شده مهرگان، مهرجان در زبان تازی نامی شده است برای هر جشن تازیان همه ی جشن ها را مهرجان می گویند.

وی گفت: گان به مانند بازخوانی است و بدین سان مهر گان جشن مهر، جشن بازخوانده به مهر است.

دکتر کزازی در خصوص این که آخرین سالهایی که ما این جشن را به صورت مستمر در کشورمان داشتیم پاسخ داد: جشن مهرگان در سده های نخستین هجری تاپیش از تازش مغولان در ایران برگزار می شده است.

وی افزود: در حوزه های سخنوران و کتابهای تاریخی، گزارش برگزاری این جشن آمده است، اما از آن پس، اندک اندک به فراموشی سپرده می شود و چندی است که دیگر در ایران این جشن  به گونه هایی گرامی داشته می شود ایرانیان آن را برگزار می کنند.

وی در مورد سفره مهرگان تصریح کرد: هر کدام از جشن های ایران خوان یا سفره ای ویژه ی خود داشته است که پرآوازه ترین آن خوان ها، خوان و یا سفره آیینی نوروز یا سفره هفت سین است و در همین رابطه مهرگان هم سفره ای خاص را برای خود داراست.

وی گفت: اندک زمانی است جشن مهر دوباره در ایران برگزار می شود اما جشن فراگیر نیست و یا همانند جشن شب یلدا و جشن نوروز و همانند این ها برگزار نمی شود.

وی در ادامه اظهار داشت: جشن مهرگان، جشن تیرگان، جشن بهمن گان و همانند این جشن ها گاهی است در کشور رونق یافته و برگزار می شود.

وی از دیدگاه خود نسبت به این جشن تشریح کرد که جشن های ایرانی رشته پیوندی است که ایرانیان را به تاریخ خود متصل ساخته و آشنا می سازد ولذا این جشن ها در تقویت فرهنگ ایرانی بسیار مهم و موثر بوده ولی با توجه به این که هم اکنون این جشن فراگیر نبوده و اطلاعاتی از آن در حد جشن هایی همانند جشن نوروز و جشن شب یلدا در بین مردم نیست.

دکتر کزازی تقویت این جشن ها را بسیار حیاتی و مهم دانست و افزود: تقویت اسن جشن ها در کشورمان بسیار تاثیرگذار بوده چرا که جشن های کشورمان بسیار ارزشمند می باشند.

این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به کتب و نوشته های خود گفت: در کتب و نوشته های خود در چندین بخش به این جشن پرداخته ام ولی با این حال کتاب خاصی با موضوع و محوریت تنها این جشن نداشته ام ولی با این حال کتابهایی را در با موضوع جشن ها و آیین های ایرانی داشته ام که در فصل ها و بخش هایی از آن می توان آن را مطالعه کرد.

وی گفت: در این خصوص کتب فراوانی در دست نبوده ولی با این حال کتبی برای مطالعه و پرداختن به این موضوع وجود دارد که مردم ایران زمین برای اطلاع از آیین و جشن ها می توانند به آن رجوع داشته باشند.

وی کتاب آيين‌ها و جشن‌هاي كهن در ايران امروز را به عنوان یکی از همین کتابها نام برد که نوشته محمود روح‌الاميني است.

دکتر کزازی فرهیخته ادبیات کشور افزود: خوان یا سفره ی مهرگانی نیز همچون سفره ی  هفت سین نوروز و دیگر سفره های جشن های ایرانی، هفت چینی از میوه ها و خوراکی هاست.

وی افزود: منسوب دانستن جشن مهرگان به نخستین روز ماه مهر در آثار دیگر ادبیات فارسی نیز دیده شده است.

وی گفت: جشن مهرگان تا روزگار ابوریحان بیرونی و حتی بعد از آن به طور مفصل در سراسر ایران و همپای نوروز برگزار می‌شد و از آنچنان اهمیتی برخوردار بود كه طبق فرهنگ‌ها, نام دو مقام موسیقی ایرانی«مهرگان بزرگ» و «مهرگان خرد» بوده است. در این جشن به نظر می‌رسد كه از دوره ساسانی به بعد چهره اخلاقی مهر نیز ستایش می‌شده است.

یكی از خصوصیات بارز این ایزد نگهداری از همه گونه عهد و پیمان بوده است و از این رو, معنای دیگر محبت و مهربانی را نیز یافته است. اما رفته رفته از گسترش این جشن كاسته شد و امروزه از این مراسم و آیین اندک شده و رو به فراموشی است.

وی با تاکید بر این که اندک اندک این آیین دوباره در کشور در برخی نقاط برگزار می شود گفت: چند سالی است که باز هم این آیین در کشورمان برگزار می شود ولی به مانند آیین نوروز نبوده است.

وی در پایان خاطر نشان ساخت: مهردر آیین‌های دینی نقش مهمی داشته است كه بازمانده آن را تنها در جشن مهرگان می‌بینیم.

 

 

 

 

سفره مهرگان:

به نوشته نشریات و مطبوعات زمانهای دور این گونه است که این سفره ها همراه با شاخه هایی از درختان «سرو»، «مورد» و «گز» و شربتی از عصاره ی «هوم»(هَئومَه) که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لورگ» که روی پارچه‌ای ارغوانی گرد ِیک آتش دان چیده می شوند.

هفت میوه­ همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...

آجیل ویژه ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...

آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.

کاسه ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه دان، شیرینی و بوی های خوش همچون اسفند و عود و کُندر.

************                           ********************                        **********

دکتر محمدرضا بسامی محقق و پژوهشگر ایرانی می گوید: برگزاری مهرگان همانند نوروز از شايسته ها و بايسته ها به شمار می آمده است.

وی گفت: برای اينکه نمادی از ارزش گـزاری به اين روز را از ديد دانشمندان دوران اسلام پذيرانندگی ايرانيان برايتان شرح دهم، نیم نگاهی می اندازيم به کوتاه نوشته هايی همانند شهـروزی که در باره ی بيرونی آورده و يا مری بويس و ...ديگران که برای نشان دادن ارزش مهرگان در ميان مردمان نوشته اند:


«دست و چشم و فکر او هيچگاه از عمل باز نماند، مگـر به روز نوروز و مهرگان و يا برای تهيه احتياجات معاش».



"مری بويس" به نقل از کتزياس پزشک و درباره ارزش اين جشن نزد شاهان هخامنشی می نويسد:


 "اين تنها موقع سال است که شاهان پارس مي توانند و حق دارند تا می توانند شراب بنوشند".


 «مسعود سعد سلمان»، می‌نويسد:


تا دايم است جنبش گردون و آفتاب

تا واجب است گردش نوروز و مهرگان


 جای پای مهرگان در ميان مردمان کشورهای ديگر

تازی يا عرب زبانان مهرجان يا مهرگان به چم فستيوال و جشن به کار می برند.

دکتر بسامی مدرس و محقق ایرانی در ادامه از برگزاری این جشن در زمان حاضر تشریح می کند که امروز، جشن مهرگان، به شيوه اي که در کتاب هاي تاريخي سده هاي چهارم و پنجم و ششم آمده، نه در دستگاه دولتي و حکومتي برگزار مي شود و نه در گردهمايي هاي غير رسمي، نزد عامهً مردم. دست کم، در دو سده اخير نيز از برگزاري آن آگاهي در دست نيست. وی افزود: جشن و آيين مهرگان، از نظر زماني نيز، با تغيير تقويم، در سال 1304 هجري شمسي، تغيير کرد. بدين معني که 5 روز "پنجه = خمسه" (که پس از 12 ماه سي روزه براي رسيدن به 365 مي آمد) حذف و شش ماه اول سال 31 روز گرديده است.

دکتر بسامی مدرس دانشگاه های کشور در ادامه گفت: از آن پس، در بسي از تقويم ها، مهرگان، به جاي 16 مهر در دهم مهر آمده، يعني در صد و نود و ششمين روز سال براساس تقويم پيشين. در ماهنامه ها و هفته نامه هاي ادبي و اجتماعي سدهً اخير، مهرگان حضور دارد. بدين معني که مقاله، پژوهش، شعر به مناسبت مهر و مهرگان  به ويژه در نشريه هايي که در ماه مهر منتشر مي شود  کم نيست.

این دکتر ایرانی در ادامه با تشریح اهمیت و ارزش این جشن گفت: ماه مهر و مهرگان، در جامعه کشاورزي، فصل و زمان برداشت، انباشتن فراورده ها، پرداختن خراج و ماليات، اندوختن نيازمنديهاي زمستاني و گرمي بازارهاي موسمي بوده که هنوز هر چند نه به نام مهرگان برگزار مي شود. و نيز با تحول و دگرگوني اي که با گذشت سده ها و هزاره ها در برگزاري جشن ها و آيين ها  مانند همهً پد يده ها و زمينه هاي فرهنگي روي داده و مي دهد، جشن مهرگان تنها به اين عنوان که نام روز با نام ماه يکي است برگزار نمي شود، بلکه بيشتر داستان و اسطورهً قيام کاوه آهنگر در برابر بيدادگري هاي ضحاک است که يادمان اين جشن نمادين مي باشد. بي گمان، باور و اعتقاد به ايزد مهر و آيين هاي مهري ( ميترايي ) که پيش از زرتشت، در هند و ايران وجود داشته، به ماه مهر و جشن مهرگان سيماي ديني بيشتري افزوده بود.

وی از چگونگی برگزاری کنونی جشن مهرگان این چنین سخن می گوید که مهرگان امروزه هم چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان می روند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانه ها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاه ها و گردهم آمدن با تهیه ی خوراک های سنتی از یکدیگر پذیرایی می کنند و با سخنرانی، خواندن سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می کنند.

وی می افزاید: در برخی روستاهای کشورمان، این جشن همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان، گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می دهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم می آیند و «گروه ساز» را تشکیل می دهند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی می کنند، آن ها با هم حرکت کرده و از یک سوی ِروستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز می کنند و با شادی وارد خانه ها می شوند؛ کدبانوی هر خانه مانند همه ی جشن های ایرانی نخست آینه وگلاب می آورد و اندکی گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهره ی آن ها نگه می دارد و سپس «لــُرَک» را که فراهم نموده میان همه ی گروه پخش می کند، این آجیل مخصوص، مخلوطی است از تخم کدو، آفتابگردان، و نخودچی کشمش که همراه با شربت و چای پذیرایی می شود.

وی در ادامه گفت: آنگاه یکی از افراد گروه ِساز که صدایی رسا دارد نام های کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشته اند باز می گوید و برای همه ی آن ها آمرزش و شادی روان آرزو می کند.

استاد بسامی افزود: پس از آن بشقابی از لرک از این خانه دریافت می کنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بسته اند می ریزند و از خانه بیرون می آیند و به خانه پسین می روند. چنان که در خانه ای بسته باشد برای لحظه ای بیرون خانه می ایستند و با بیان نام های درگذشتگان آن خانه، بر روان و فروهر آن ها درود می فرستند.

دکتر بسامی در ادامه اظهار داشت: برخی از خانواده ها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه می دهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لورگ» درست می کنند و گوشت های بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است همراه با سبزی داخل آن قرار داده به گروه می دهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی گردآوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش می کند.

وی خاطر نشان کرد: مردم تا آنجا که امکان دارد با لباس های ارغوانی یا سرخ گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی می پردازند و هر یک چند نبشته ی شادباش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند.

*************                             *****************                      ***********

مهدی هاشملو   

استاد محمدرضا نعیمی مدرس دانشگاه های تهران در ادامه این گفتگو به خبرنگار ما گفت: جشن مهرگان پس از نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی و بازمانده‌ای از دین مهر است.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر همدانی در ادامه افزود: این جشن در شانزدهم مهرماه و در زمان برابری پاییزی برگزار می‌شود و «جشن مهرگان»، بزرگترین جشن پیروان دین مترا یا مهر بوده است که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا»(Metrakana) می نامیدند.

این استاد دانشگاه که به عنوان فرهیخته استان در سال 84 معرفی شده است و تحصیلات دکترای خود را در رشته علوم ارتباطات ادامه می دهد تصریح کرد: این جشن در زمان هخامنشیان در نخستین روز مهرماه برگزار می شد.

وی تاکید کرد: این جشن پس از نوروز یکی از بزرگ ترین جشن ایرانی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه ی شش روز ادامه دارد.

این مدرس دانشگاه و پژوهشگر همدانی اظهار داشت: مهر در اصل با خورشید تفاوت داشته است اما بعدها به معنای خورشید دانسته شد.

وی گفت: شمار جشن‌های ايرانی را بيش از ۷۳ جشن در سال برآورد کرده‌اند.

استاد نعیمی در ادامه با اشاره به چندین جشن در سال افزود: اين تعداد جشن که بیش از هفتاد جشن است خود می رساند که مردمان پُشته ‌ايران در هـر روزشان جشن داشته‌اند، يا روز پيشش به جشن نشسته و يا چشم به راه برگزاریِ جشن روز آينده‌شان بوده‌اند.

وی افزود: 
از ميان اين جشن ها می‌توان از جشن های ماهانه نام برد، جشن هايی که با هم زمان شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند و اگر چه شماری از اين جشن ها می‌رفتند که به بوته‌ی فراموشی سپرده شوند، که با کوشش ايرانيان فرهنگ‌ دوست از فراموش شدن رهايی بخشيدند، جانی تازه يافته و دوباره برگزار می شوند.



وی گفت: 
واژه مهر 
واژه مهـر را می‌توان: 
۱. مهر و عشق و محبت و دوستی دانست، چنانکه حافظ گويد:


کمتر از ذره نيی «مهر بورز»

تا به خلوت‌گه خورشيد رسی چرخ زنان


۲. آنرا نامِ مهـر پاسدار پيمان ميان مردمان برشمرد.

این مدرس دانشگاه در تشریح این روز افزود: مهـرگان همانند نوروز دارای خوان يا سفره‌ای است که آنرا به نامِ خوان يا سفره مهرگانی می‌شناسيم.

وی اظهار داشت: اگر‌چه مهرگان را با برابر و همزمان شدن نام روز مهـر با نام ماه هفتم ايرانيان يعنی مهر ماه به جشن می‌نشيند و خود از جشن های ماهيانه اشت، ولی انگيزه ها ی ديگری را نيز برای برگزاری آن بر می‌شمارند.


وی با اشاره به این که درميان جشن های ايرانيان دو جشن مهر، يا مهرگان و نوروز از ارزش ويژه‌ای برخوردارند تصریح کرد: يکی از مهمترین اين ويژگي ها، آغاز شدن سال نو با هـر يک از آن ها بسته به دوران مختلف تاريخ بوده‌، چرای که شماری باور دارند در روزگاران رفته ساليانی نيز مهرگان سرِ سال نو بوده است و سال نو با مهرگان آغاز می‌شده‌است. ولی پس از آن آغار سال نو دوباره به آغازِ فـروردين ماه باز گشت که جای درست آن می باشد.

وی با عنوان این که در فرهنگ جهانگيری در باره ی مهرگان آمده است که: 
« جشنی از اين بزرگتر بعد نوروز نباشد.» به بزرگی این جشن اشاره داشت.

ابوريحان بيروني در التفهيم مي نويسد :

مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرين روز، افريدون ظفر يافت بر بيورسب جادو، انک معروف است به ضحاک، و به کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود....

و نيز در آثار الباقيه آورده است که :

سلمان فارسي مي گويد، ما در عهد زرتشتي بودن مي گفتيم، خداوند براي زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد. و فضل اين دو روز بر روزهاي ديگر مانند فضل ياقوت و زبرجد است بر جواهرهاي ديگر. و بيورسب هزار سال عمر کرد. اين که ايرانيان به يکديگر دعا ميکنند که : " هزار سال بزي " از آن روز رسم شده است، چون ديدند که ضحاک توانست هزار سال عمر کند واين کار در حد امکان است، هزار سال زندگي را دعا و آرزو کردند.

وی در ادامه گفت: مورخان، نويسندگان و شاعران، از برگزاري جشن مهرگان نيز مانند جشن هاي کهن ديگر  در دستگاه پادشاهان و حاکمان خبر ميدهند. از جمله در برگزاري اين جشن در پيش از اسلام آمده که : اين عيد مانند ديگر اعياد براي عموم مردم است. از آيين ساسانيان در اين روز اين بود که تاجي را که به صورت آفتاب بود به سر مي گذاشتند و در اين روز براي ايرانيان بازاري بر پا مي شد. و در ملوک خراسان رسم است که در روز مهرگان به سپاهيان و ارتش رخت پائيزي و زمستاني ميدهند.

وی افزود: از برگزاري جشن مهرگان، در دورهً غزنويان، آگاهي بيشتري در دست است، در شعر فردوس، عنصري، فرخي و منوچهري وصف اين جشن آمده، ابوالفضل بيهقي از برگزاري جشن مهرگان در زمان سلطان محمود غزنوي، در سالهاي 428، 429 و 430 هجري قمري که خود شاهد بوده، خبر مي دهد. وي مي نويسد : روز يکشنبه چهارم ذي الحجه سال 428 به جشن مهرگان نشست و از آفاق مملکت هديه ها که ساخته بودند پيشکش را، در آن وقت بياوردند و اولياء و حشم نيز بسيار چيز آوردند. و شعرا شعر خواندند وصلت يافتند. پس از شعر به سر نشاط و شراب رفت و روزي خرم بپايان آمد.

وی ادامه داد: در سال 429، ابوالفضل بيهقي، شيوهً برگزاري جشن مهرگان را در روز عرفه بيان مي کند : ... و روز چهارشنبه نهم ذي الحجه به جشن مهرگان به نشست و هديه هاي بسيار آوردند. و روز عرفه بود. امير روزه داشت و کس را زهر نبود که پنهان و آشکارا نشاط کردي و ديگر روز عيد اضحي کردند.

وي همچنين از مهرگان سال 430 و شرح برگزاري آن سخن مي گويد. مهرماه و فروردين ماه که به ترتيب آغاز اعتدال پاييزي و اعتدال بهاري و در آن روز و شب برابرند، زماني هر دو را، به عنوان آغاز سال جشن مي گرفتند :

وی از نظرات برخی افراد این گونه بیان کرد که برخي مهرگان را بر نوروز برتري داده اند. چنان که پاييز را بر بهار برتري داده اند. و تکيه گاه ايشان اين است که اسکندر از ارسطو پرسيد که کدام يک از اين دو فصل بهتر است؟ ارسطو گفت : پادشاها! در بهار حشرات و هوام آغاز ميکند که نشو يابند و در پاييز آغاز ذهاب آنهاست، پس پاييز از بهار بهتر است. 

وی خاطر نشان کرد: از دوران کهن، همراه با جشن ها و آيين ها، واژگان فارسي نوروز و مهرگان به صورت معرب نيروز و مهرجان وارد زبان و قلمرو فرهنگي کشورهاي مسلمان عرب زبان گرديد. امروز در بسياري از کشورهاي آسيايي و آفريقايي واژهً مهرجان به معني و مفهوم جشن و فستيوال به کار مي رود.

استاد محمدرضا نعیمی می افزاید: با نگاهی با آثار بجا مانده از بزرگان و دانشمندان و مورخانی چون فردوسی، بیرونی، اسدی توسی، کتزیاس، دوریس، استرابون، و همچنین آثار شاعرانی چون رودکی، فرخی، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو، سعد سلمان و ... می توان به راحتی شیوه ی برگزاری جشن مهرگان در دوران پیشین را دریافت.

وی می گوید: کتزیاس (Katesias) یونانی، پزشک ویژه ی اردشیر دوم هخامنشی می نویسد :

 «... پادشاهان هخامنشی به هیچ گونه نباید مست شوند، مگر در روز جشن مهرگان که لباس های ارغوانی گرانبهایی می پوشند و همراه با مردم و دسته‌های نوازندگان و خنیاگران در باده پیمایی همگانی شرکت می­جویند ... »

وی در ادامه یادآور می شود که این تنها روز در ایران هخامنشی بوده که مردم می‌توانستند در حضور پادشاهان به صورت همگانی باده گساری کنند.

تاریخ نگار دیگری به نام دوریس(Duris) می نویسد :

«...پادشاهان در این جشن پایکوبی و دست افشانی می کردند ...»

استاد نعیمی می گوید: بنا به گفته ی  استرابون (Strabon) خشتره پاون (ساتراپ) ارمنستان، در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم پیشکشی به دربار شاهنشاه هخامنشی گسیل می داشت.

وی می افزاید: اردشیر پاپکان (بابکان) و خسرو انوشیروان در این روز تن پوش نو به مردم می بخشیدند.

وی گفت: در این روز موبد موبدان خوانچه ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار، و یک خوشه ی انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود، واج گویان (زمزمه کنان) نزد شاه می آورد. هفت مورد و هفت چیز دیگر که در خوانچه می­گذاشتند، همان هفت چین بود که جز تشریفات جشن نوروز و مهرگان به حساب می آید.

**************                            *************                        ***************

وی پیدایش مهرگان را این گونه شرح داد که پیشینه ی جشن مهرگان به اندازه ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن جا كه بن نوشت های موجود نشان می‌دهند، اين جشن دست كم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره كرده است:

فریدون چو شد بر جهان كامکار              ندانست جز خویشتن شهریار

به رســم کیان تاج و تخت مهی                  بیاراست با کاخ شاهنشهی

به روز خجسته ســر مهر ماه                  به سر برنهاد آن كیانی كلاه

زمانه بی اندوه گشـت از بدی                   گرفتند هر کــس ره بـخردی

دل  از  داوری­هـا بپرداخـتـنـد                  به آیین یکی جشن نو ساختند

نـشـسـتـنـد  فرزانگان  شادكام                  گـرفتند هـر یک ز ياقوت جام

می روشن و چهره ی شاه نو                جهان نو ز داد از سرِ ماه نو

بـفـرمـود  تا  آتش  افـروخـتـنـد               همه عنبر و زعفران سوختند

پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت              تن‌آسانی و خوردن آیین اوست

كنون  یادگارست  ازو  ماه  مهر          به كوش و به رنج ایچ منمای چهر

ابوریحان بیرونی نیز می‌آورد:

«... در روز مهرگان فرشتگان به یاری كاوه­ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاك را در كوه دماوند زندانی كرد و مردمان را از گزند او برهانید ...»

وی در ادامه به تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زین­الاخبار» را نگاشته از جشن های ایران باستان بخشی را آورده است و درباره ی مهرگان دارد اشاره داشته و میگوید:

«این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آن­جا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را».

وی گفت: گویا تاریخ‌نویسان، شاعران و نویسندگان هم‌پیمان گشته‌اند تا از پیدایش مهرگان گزارش‌های یكسانی ارائه دهند.

«اسدی توسی» نیز در گرشاسب‌نامه از چرایی پیدایش مهرگان گزارش می‌دهد:

فریدون فرخ به گرز نبرد                      ز ضحاك تازی برآورد گرد

چو در برج شاهین شد از خوشه مهر             نشست او به شاهی سر ماه مهر

و باز هم «بیرونی» در التفهیم می‌نویسد:

«...مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنك معروف است به ضحاك و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس مهرگان است همه جشنند، بر كردار آن­چه از پس نوروز بُوَد...»

وی در ادامه گفت: گزارش خلف تبریزی درباره ی پیدایش مهرگان نیز این­چنین است:

«... و دراین روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز برتخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»

دكتر «محمود روح‌الامینی» به نقل از آثارالباقیه ی بیرونی می‌نویسد:

«... و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده‌اند چنان‌كه پاییز را بر بهار برتری داده‌اند و تكیه‌گاه ایشان اینست كه «اسكندر» از «ارسطو» پرسید كه كدام­یك از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز می‌كند كه نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آن­هاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»

و حتی بیرونی كه به سخت‌كوشی و پركاری نامدار است گویا بایسته‌ی خویش می‌داند كه در مهرگان و نوروز بیاساید، آن­گونه كه «شهروزی» در مورد وی می‌گوید:

«… دست و چشم و فكر او هیچ‌گاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»

**************                              *****************                      ************

فلسفه مهرگان با توجه به گزارشات و نوشته های و روایانی که نقل کرده اند:

 

فلسفه این جشن مهم ایرانی به دوران ضحاک تازی باز میگردد . ضحاک و اقوام او مدتهای مدیدی بر ایران حکومت میکردند و عده کثیری از جوانان ایران زمین را به قتل رسانده بودند و مردم از ظلم و جنایات آنان به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از میان مردم بر خواست و با برافراشتن چرم آهنگری خود که بعدها درفش کاویانی نام گرفت رهبری براندازی ضحاک تازی را بر عهده میگیرد و او را با یاری مردم در کوه دماوند زندانی میکنند و به ظلم او پایان میدهند . به گفته های زیادی در تاریخ پرچم ایران نیز پس از کاوه آهنگر پدید آمد و درفش کاویانی به پرچم ملی ایرانیان مبدل گردید . سپس با آرا و پشتوانه مردم و کاوه آهنگر فریدون را بر تخت شاهی ایران نشانند و ایرانیان زندگی را با آرامش سپری نمودند . گفته شده است که تاجگذاری اردشیر بابکان موئسس شاهنشاهی ساسانیان مقارن بوده است با جشن مهرگان . زیرا هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان این جشن را از بزرگترین جشنهای ملی میدانستند . بعد ها آغاز فصل مهر و آغاز مدارس را به احترام جشن مهرگان شروع نمودند و آنرا جشن فرهنگی مهرگان نامیدند.

********************                 *********                     *********************

دکتر بهرام فره وشي از برگزاري مهرگان به عنوان جشني خانوادگي، در بين زرتشتيان يزد و کرمان و نيز " از آيين قرباني کردن گوسفند، در برخي از روستاهاي زردشتي نشين يزد، براي ايزد مهر " خبر مي دهد. تا سي سال پيش، زردشتيان کرمان، در اين روز، به ياد مردگان، مرغي را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ويژه، يادمان مردگان مي پختند.

وی می گوید: جشن آغاز سال تحصيلي دانشگاه تهران، که در نيمه اول مهرماه است، در برخي از سال ها در دهم يا شانزدهم مهر ( مهرگان ) برگزار مي شد.

همچنین زمان برگزاري آيين قالي شويان در مشهد اردهال را جلال ال احمد، با مهرگان هم پيوند مي داند. صدرالدين عيني در يادداشت ها، از جشني در تاجيکستان و سمرقند ياد مي کند که هر سال در ماه ميزان (مهر ماه) برگزار مي شد. جشني که مي تواند، با همهً دگرگوني ها، بازماندهً جشن مهرگان باشد. از زبان او بشنويم، که فارسي تاجيکي است : ... حکايت اين سير (جشن) به کساني که وي را نديده اند، مانند حکايه هاي " هزار و يک شب " دلکش و عجيب مي نمود. حکايه هايي درباره طرفبازي (آتش بازي)، موشک بازي، خر تازي، تگل جنگ اندازي (به جنگ انداختن قوچ هاي جنگي ) آن جا مي کردند. در ريان (منطقه) غجدوان کم کس يافت مي شد، که هيچ نباشد، سالي يک بار رفته، آن را سير تماشا نکند. دهقان بچگان کم بغل (تنگدست) هم، که پدرشان براي سير خرجي داده نمي توانستند، کوشش مي کردند، که کاري کرده، دو سه تنگه (واحد پول) پول يابند تا که به آن سير رفته، تماشا کرده توانند. کساني نيز پخته (پنبه) و خوره چيني مي کردند، به خربزه کشاني و دهقانان باي (ارباب) به مرد کاري مي در آمدند. و اگر هيچ کار نيابند از کشتزارها دزدي مي کردند. و مانند اين ها.

********                                         *************                                       ********

 

با اینکه این جشن به باورمندان دین و آیین کهن «میترا/ مهر» تعلق دارد و با جشن‌های کشاورزی در میان روستانشینان و کشاورزان ایرانی پیوند فروانی داشته و دارد، اما جای خرسندی است كه در ساليان اخير، بسیاری از ایرانیان و از جمله زرتشتيان كوشش مي‌كنند تا مراسمی به یاد اين جشن باستانی که جزئیات آن فراموش شده است را برگزار كنند.

**

اساتید و محققین بر اين باور است كه يكی از مهمترين لازمه‌های پاسداشت آيين‌های كهن، همانا خودداري از دگرگونی و واژگونه‌نمايی‌های شخصی و دلبخواهی است. كوشش در انتساب آن به ادیان دیگر و از جمله دین زرتشتی، برهم‌زدنِ شيوه برگزاری مراسم و زمان اجرای آن به دلخواه هر كس، و همچنين افزودن برخي عناصر ساختگی و بدون پيشينه تاريخی، تحريفِ فرهنگ و بزرگترين عامل آسيب به آيين‌های كهن است. باشد تا با برگزاری جشن‌های ملیِ باستانی با پاسداشت شيوه اصلی و كهن آن، آيين نياكان را گرامی بداريم و از پيشگاه «مهـر ايزد» پايندگی آنرا آرزو كنيم.

**

مهر يا ميترا (در اوستا و پارسي باستان «ميـثْـرَه»، در سانسكريت «ميـتْـرَه»)، ايزد نام‌آورِ روشنايي، پيمان، دوستی و محبت، و ایزد بزرگ دين و آيين مهری است.

**

جشن مهرگان قدمتی به اندازه ايزد منسوب به خود دارد. تا آنجا كه منابع مكتوبِ موجود نشان می‌دهد، ديرينگیِ اين جشن دستكم تا دوران فريدون باز می‌گردد.

**

دليل برگزاری جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولاً نامگذاری نخستين ماه فصل پاييز به نام مهر، در اين است كه در دوره‌‌هايی از دوران باستان و از جمله در عصر هخامنشی، آغاز پاييز، آغاز سال نو بوده است و از همين روی نخستين ماه سال را به نام مهر منسوب كرده‌اند.

**

تثبيتِ آغاز سال نو در هنگام اعتدال پاييزی با نظام زندگیِ مبتنی بر كشاورزیِ ايرانيان بستگيِ كامل دارد. می‌دانيم كه سال زراعی از اول پاييز آغاز و در پايان تابستان ديگر خاتمه می‌پذيرد. قاعده‌ای كه هنوز هم در ميان كشاورزان متداول است و در بسیاری از نواحی ایران جشن‌های فراوان و گوناگونی به مناسبت فرارسیدن مهرگان و پایان فصل زراعی برگزار می‌شود. در این جشن‌ها گاه ترانه‌هایی نیز خوانده می‌شود که در آنها به مهر و مهرگان اشاره می‌رود. شايد بتوان شيوه سال تحصيلیِ امروزي را باقي‌مانده گاهشماری كهن ميترايی/ مهری دانست.

**

زمان برگزاری مهرگان: اما این زمان در میان اقوام گوناگونی که از تقویم‌های محلی نیز بهره می‌برند، متفاوت است. برای نمونه زمان این جشن در گاهشماری طبری/ تبری و نیز در گاهشماری سنتی یزدگردی زرتشتیان، فعلاً برابر با حدود نیمه بهمن‌ماه، و در گاهشماری دیلمی برابر با سی‌ام بهمن‌ماه است. همه این شیوه‌ها برگرفته از گاهشماری‌های کهن و گوناگون ایرانی است که پاسداشت آنها در کنار گاهشماری ملی ایرانی، لازم و شایسته است.

**

در متون ايراني از مهرگان ديگری به نام مهرگان بزرگ در بيست و يكمين روز مهرماه نام برده شده است كه احتمالاً تاثير تقويم خوارزمی باستان بوده است. از آنجا كه در تقويم خوارزمی، آغاز سال نو از ششم فروردين‌ماه محاسبه می‌شده است؛ زمان برگزاری همه مراسم سال، پنج روز ديرتر بوده و در نتيجه جشن مهرگان بجاي شانزدهم مهر در بيست و يكم مهر (رام روز) برگزار می‌شده است.

**

موسیقی مهرگانی

 

از آنجا كه در «برهان قاطع» نام مهرگان براي يكی از مقام‌ها و لحن‌های موسيقی سنتی ايران آمده است؛ و همچنين در ميان دوازده مقام نامبرده شده در كتاب «موسيقي كبيرِ» ابونصر فارابی نيز مقام يازدهم با نام مهرگان ثبت شده است؛ و نيز نظامي گنجوي در منظومه «خسرو و شيرين» نام بيست و يكمين لحن از سي لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است؛ گمان می‌رود كه در دوران گذشته در جشن مهرگان موسيقی ويژه‌ای اجرا می‌شده است كه ما از جزئيات آن بی‌اطلاعيم.

**

يكی اينكه امروزه نيز زرتشتيان، آتشكده‌های خود را با نام «درِ مهر» می‌شناسند و ديگر اينكه در بسیاری از كشورهای عرب‌زبان،از جشن‌ها و فستيوال‌ها با نام عمومی «مهرجان» و «مهرجانات» نام می‌برند.

**

از آنجا كه نشانه‌های بسياری، همچون تنديس‌ها، کتیبه‌ها و سنگ‌نگاره‌ها (از جمله نگاره‌های میترا در نمرود داغ و کوماژن)، از رواج آيين مهر در آسياي كوچك (آناتولی) حكايت می‌كند؛ بعيد نيست كه «سماع»‌های عارفانه پيروان طريقه «مولويه» در شهر قونيه امروزی، ادامه ديگرگون شده همان ارغشت‌های ميترايي باشد.

**

آن‌ گاه كه سالنماي زرتشتيان روز مهر از ماه مهر را نشان مي‌دهد ، مهرگاني ديگر از راه مي‌رسد. مهرگاني از راه مي‌رسد كه اگرچه امروز تنها يكي از جشن‌هاي ماهيانه زرتشتيان به شمار مي‌رود اما ديروز شكوهش با نوروز برابري مي‌كرد و گستره‌ي آن به سبب پيوندش با آيين مهر و ميترا از خاور تا باختر اين كره‌ي خاك را درنورديده بود و صد افسوس كه با تمام اين فر و شكوه در هزار توي تاريخ پرفراز و نشيب اين سرزمين، گرد فراموشي بر رخسار گرفت و امروز تنها اقليتي ديني در داخل و اقليتي قومي در خارج از كشور اين ميراث كهن را نگاهبانند.

**

دو جشن تيرگان و مهرگان مناسبتي حماسي و ملي دارند و هر دو يادآور نجات و رهايي مردمانند.

**

 

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه دهم مهر 1387 و ساعت 16:35 |

مصاحبه با دختر مبتلا به ايدز

مصاحبه: مهدی هاشملو

ممنون میشم تا آخر مصاحبه بخونین

اینکه بخوام این مطلب رو تو وبلاگم بذارم کمی دردآور هستش ولی چیکار میشه کرد که باید نوشت و .....

قبل از همه واسه همین مصاحبه از پدر و مادر خواستم اجازه بگیرم تا برم یکی از شهرستانهای دور تو استان کرمانشاه ولی این اجازه رو نگرفتم چون می دونستم که والدینم و بچه ها و دوستان اجازه معاشرت رو نمی دن .

از طريق يكي از دوستانم با ترانه آشنا شدم. ترانه دختري است 23 ساله كه اكنون چند ماهي است كه متوجه شده به بيماري ايدز مبتلا است. تا قبل از آشنايي با ترانه هميشه با خودم فكر مي‌كردم كه زندگي كساني كه بيماري‌هايي نظير ايدز دارند چگونه است. وقتي بداني مدت زيادي زنده نخواهي ماند زندگي برايت چه معنايي پيدا مي‌كند؟ آشنايي با ترانه به بخشي از سؤالات من پاسخ داد و در عين حال زنگ خطري را در ذهنم به صدا در آورد، زنگي كه پيامش خبر از اتفاقي تلخ مي‌داد كه در كمين همه ما قرار دارد. اتفاقي كه دست كم گرفتن آن به معناي پايان همه روياها است.

اول سلامی کردم تا بتوانم شروعی دوستانم را داشته باشم و بعد هم ضبط موبایلم را روشن کردم

خودت شروع كن :

ترانه: شما سؤال بپرسيد تا من جواب بدم. فكر مي‌كنم بايد اين مدلي باشه.

·         آره معمولاً اين‌طوريه كه من سؤال مي‌پرسم و طرف مقابل جواب مي‌ده. اما اين بار مي‌خوام تو شروع كني.

 

ترانه: اسمم كه ترانه است. 23 سالمه. دانشجوی کارشناسی ترم آخر رشسته جامعه شناسي هستم و ارشدم امسال قبول شدم .

 

·          یعنی شما  مدرك ليسانس دارين ؟ اون هم جامعه شناسي !

 

ترانه: چيه حتماً فكر مي‌كنيد ايدز فقط سراغ آدم‌هاي بي‌سواد مي‌ره ، بله من دانشجوی ترم آخر جامعه شناسی هستم و ترم بعد میرم دانشگاه فرهنگ تهران .

 

·          کمی عجیب بود . یک دختر با تحصیلات عالیه به اين بيماري مبتلا بشه . از بین این همه بیماری اونم با اين همه تبليغي كه براي اين بيماري و خطراتش مي‌شه ، جای تامل هستش .

 

ترانه: اول فرصت بدین يه مطلبی  رو بگم. به عقیده بنده با اين‌كه از طرف ارگان‌ها و نهادهای مختلف در مورد خطرات ايدز تبليغ مي‌شه اما اين اندازه آگاهي نيست و خيلي بايد بيشتر باشه.

دوم اين‌كه مشكل همه ما اينه كه فكر مي‌كنيم كه مثلاً ايدز براي ديگرانه و اصلاً سراغ ما آدمای تحصیل کرده و شهری و هزار ویژگی که خودمون به خودمون می بندیم نمياد.

يعني ایدز رو جدي نمي‌گيريم. مثلاً خود شما الان داريد در مورد ايدز با من حرف مي‌زنيد ولي اصلاً به اين فكر نمي‌كنيد كه يه روز ايدز سراغ شما بياد، درست هست حرف من یا نه ؟

شما آخرین باری که آزمایش دادین کی بوده ؟

دیدید که کمی آشفته شدین پس دقت بیشتری تو صحبت هاتون داشته باشید چرا که همه ی ما از این بیماری ها معصوم نیستیم .

 

·          آره درسته، تا حالا بهش فكر نكردم.

 

ترانه: نكته همين جاست. من هميشه فكر مي‌كردم كه فاصله من و بيماري ايدز فرسنگ‌ها از هم دوره ولي همه چيز ساده‌تر از اون چيزي كه فكرش رو مي‌كردم اتفاق افتاد و الان دارم در موردش صحبت می کنم .

 

·          امکان داره بپرسم تو از چه طريقي به ايدز مبتلا شدي ؟

 

ترانه: از طريق ارتباطي كه با يك پسر به نام سروش داشتم.

 

·         الان اين سروش كجاست؟ ازش خبر داري؟

 

ترانه: چند ماه پيش فوت كرد. اون مدتي بود كه مريض بود و به همين خاطر فوت كرد.

 

·         بعد از اين‌كه فهميدي كه از طريق اون ايدز گرفتي چيكار كردي؟

 

ترانه: چی کار می تونستم بکنم ؟

اولش اون رو مقصر اصلي مي‌دونستم ، ولي بعد از مدتي متوجه شدم كه مقصر اصلي خودم بودم.

 

·         شعار مي‌دي نکنه مهربون شدی ؟ يا واقعاً معتقدي كه خودت اشتباه كردي؟

 

ترانه: من دليلي براي شعار دادن ندارم و واقعاً به اين رسيدم كه اشتباه از طرف من بود كه با يك پسر ارتباط نامشروع داشتم. حتي اگر ايدز هم نمي‌گرفتم باز هم كار من اشتباه بود.

 

·         اگه ايدز نمي‌گرفتي آيا متوجه اشتباهت مي‌شدي؟

 

ترانه: شايد حق با شماست. شايد اگه ايدز نمي‌گرفتم هنوز با اين پسر ارتباط داشتم. اما چرا هميشه بايد سرمون به سنگ بخوره تا متوجه اشتباهمون بشيم.

اگه من الان دارم با شما صحبت مي‌كنم فقط به همين خاطره كه آدم‌هاي ديگه مثل من سرشون به سنگ نخوره و بعد متوجه اشتباهشون بشن.

اینو  بگم که البته اون‌وقت ديگه خيلي ديره و کار از کار گذشته .

 

·         چي شد اصلاً با سروش آشنا شدي؟

 

ترانه: خيلي اتفاقي تو مسير دانشگاه با اون آشنا شدم یعنی تو خود دانشگاه اول ترم آخری و منم ترم اولی خود به خود من باب دوستی برام یه سری کار تو دانشکده انجام داد منم خوب به دليل كمبودهاي عاطفي كه داشتم كم‌كم ارتباط مون رو بیشتر کردم تا جایی که بدون هم تصمیم خانوادگی هم نمی گرفتیم این طوری بگم که ارتباط ما صميمي‌تر شد.

 

·         سروش مي‌دونست كه بيماري داره و اگه مي‌دونست چرا كاري كرد كه تو هم به ايدز مبتلا بشي؟

 

ترانه: آره اون اصلاً با همين نيت با من دوست شده بود. اون تصميم گرفته بود كه از ديگران انتقام بگيره و خوب منم يكي از قرباني‌هاي این آقا بودم.

 

·         چرا از تو؟ چرا اصلاً انتقام؟

 

ترانه: چون خودسروش توسط يك دختر به بيماري ايدز مبتلا شده بود و وقتي متوجه شده كه ايدز گرفته تصميم گرفته بود كه از دخترها انتقام بگيره. اما در مورد اين‌كه چرا انتقام، بايد بگم كه زماني كه آدم متوجه مي‌شه كه به اين بيماري مبتلا شده انگار تمام دنيا روي سرش خراب شده و اين‌قدر اين فشار زياده كه بعضي‌ها تصميم مي‌گيرند كه از ديگران انتقام بگيرند.

اصلا شما خودتون رو بذارین جای اون ، چه شکلی به دخترا نگاه می کنین ؟

 

·         تو چي؟ تو هيچ‌وقت به انتقام فكر نكردي؟

 

ترانه: انتقام از كي، چه سودي داره كه يه نفر ديگه هم به ايدز مبتلا بشه. من گفتم كه تقصير هيچ‌كس نبود و مقصر خود من بودم. اگر من با این آقا ارتباط برقرار نمي‌كردم هيچ‌وقت به ايدز مبتلا نمي‌شدم. درسته كه سروش در بيمار شدن من نقش داشت. اما همه چيز از تصميم من براي داشتن ارتباط با اون شروع شد.

 

·         حالا زندگيت چطوره؟

 

ترانه: اوايل خيلي سخت بود. ايدز يه بيماريه كه خيلي به مراقبت نياز داره. ايدز باعث مي‌شه كه سيستم دفاعي بدن ضعيف بشه و تو اين حالت يه سرماخوردگي مي‌تونه  خطرناك باشه. اين مراقبت‌ها و معالجات پزشكي يك طرف و نگاه اطرافيان به تو قسمت سخت‌تر ماجرا است.

هر چی بگم کم گفتم .

نگاه خوب و بد تو نظر تو همه بد هستن و تو خودتو باید بدزدی تا نکنه نگاه بیشتر بشه .

 

·          خانواده بر خوردشون با بيماري تو چي بود. اون‌ها چه واكنشي نشان دادند؟

 

ترانه: پدر و مادرم كه سال‌هاست از هم جدا شدن. من با پدرم زندگي مي‌كنم. من همه چيز رو به پدرم از روز اول گفتم و طبعاً براي يه پدر خيلي سخته كه فرزندش دچار اين بيماري بشه. اما من اين شانس رو داشتم كه برخورد خانواده با من خيلي قهرآميز نبود. بعضي‌ها هستند كه از خانواده طرد مي‌شوند و همين موضوع مشكلات ديگري رو براشون به وجود مي‌آره.

تو سر کلاس های جامعه شناسی که بیشتر به این معقوله فکر می کنم نتیجه اش منو دیونه می کنه .

 

·          فكر مي‌كني براي مقابله با ايدز بايد چيكار كرد؟

 

ترانه: سؤال سختيه. آخه يه عامل كه مؤثر نيست. به خيلي چيزها بستگي داره. شرايط فردي، شرايط اجتماعي، موقعيت و محيط خانواده و خلاصه خيلي چيزهاي ديگه. اما مهم‌ترين عامل براي پيشگيري خود فرد است كه بايد از خطرات اين بيماري آگاه باشه و سعي كنه كه به اين بيماري مبتلا نشه.

 

·          خوب بذار يه خورده حال و هواي مصاحبه رو عوض كنيم. تا حالا عاشق شدي؟

 

ترانه: (با خنده) آره يه بار عاشق شدم اما خيلي زود همه چيز تموم شد.

راسی شما خبرنگارا عشق رو تو چی می بینین ؟

مگه شما هم عین ما نیستین ؟

پس چرا سوالهای عجیب می کنین ؟

می خواین امتحان کنین ببینین درست می گم ؟

 

·         ترانه خانم  اون موقع چند سال داشتی که عاشق شدی عین همه ی ما آدم ها و عین ما خبرنگارا ؟

 

ترانه: 17 سال.

 

·         دیدین منظورم کی بود  پس عاشق شدن رو شما خيلي زود شروع كردي.

 

ترانه: (مي‌خندد) آره چيكار كنيم. استعدادمون تو این بخش زیاد بود یهو زد بیرون خودمم خبری ازش نداشتم ولی چیکار کنم که عشق هستش و کاریش نمیشه کرد .

 

·         راستي نظرت در مورد روزنامه و سایت های خبری ما چيه؟ راستش رو بگو ؟

 

ترانه: قبلاً زياد خوب نبودیا اگه بود من خبر نداشتم  ولي اين دفعه با مصاحبه من فوق‌العاده مي‌شه.(ترانه در اين لحظه به شدت مي‌خندد)

 

·         يه نكته جالب در مورد تو اينه كه تو چشمات هنوز اميد هست. شوخي مي‌كني، مي‌خندي، چطور روحيه‌ات رو حفظ كردي؟

 

ترانه: روز اولي كه متوجه شدم به اين بيماري مبتلا شدم اوضاع روحي خيلي بدي داشتم. دايم يه گوشه كز مي‌كردم و با كسي حرف نمي‌زدم. اما كم كم با خودم فكر كردم حالا كه مدت زمان زيادي براي زندگي كردن ندارم چرا قدر لحظه‌هاي اون رو ندونم. به همين خاطر سعي كردم يه زندگي تازه رو شروع كنم. يه موضوع جالب اين‌كه شايد الان از گذشته بيشتر از زندگي لذت مي‌برم.

 

·         حتي با اين‌كه ايدز داري، آخه چطور ممكنه؟

 

ترانه: اون موقع نمي‌دونستم لحظه‌ها چقدر مهم هستند؟ اما حالا چون وقت زيادي ندارم ارزش همه ثانيه‌ها رو مي‌دونم.

 

·         اگه بخواي يه توصيه به بچه های هم سن سال خودمون داشته باشي چي مي‌گي؟

 

ترانه: توصيه مي‌كنم كه هيچ‌وقت به كسي توصيه نكنند چرا که توصیه خوب نیست و عمل بهترین راهه .

 

·         نه گذشته از شوخي يه چيزي بگو؟

 

ترانه: آخه هر چي بگم تكراري و كليشه‌ايه. اما يه چيز رو خوب مي‌دونم و اون اينه كه زندگي و لحظه‌هاي آدم تكرار نشدني است و هيچ‌وقت اشتباهات رو نمي‌شه جبران كرد. پس بايد قدر فرصت‌ها رو دونست.

 

·         به نظرت اين مصاحبه چطور بود؟

 

ترانه: خيلي خوب بود و كلي انرژي مثبت گرفتم و اميدوارم كه حرف‌هاي من به درد حتي يك نفر بخوره و همه روزهاي خوشي داشته باشند.

 

حالا که از ترانه جدا شدم باین مصاحبه رو گرفتم یشتر از دو ماه نمی گذره و نمی خواستم این مطالب رو داخل روزنامه و سایت ها کار کنم ولی دیشب که شنیدم این دختر خانم گل جونشو از دست داده و مرده به خودم این جرات رو دادم که کارش کنم .

شاید خود من فرصت رو بیش از گذشته بدونم .

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 22:30 |

اين‌جا خبري نيست

 

 

 

زنان اینجا همچون شهری ها اهل کارند اما این کار کجا

و آن کار کجا کار اداری کجا که با قلم و برگه و زونکن

نهایتن کار دارند کجا و کار دستانی که هر انگشتش

همچو حاشیه جاده ای که به روستایشان دارند ترک

خورده .

 

اين جا همچو بعضی جاها نیست که بخورند و بخوابند و

 پوسته‌هاي تخمه را با دقت و ظرافت زنانه خود پرت

کنند .

 

این گزارش رو تصادفی به ذهنم رسید بنویسم .

 

بله ، تو گیر و دار انتخابات تو حوزه بهار و کبودراهنگ بودم

 که راهی چند تا روستا از جمله روستاهای باغچه و

قادرآباد شدم که جداگونه برای هر کدوم یه گزارش

مفصل نوشتم.

 

بله این روستا شهرت کشوری و جهانی و .. نداره همین

سادگی که داخل روستا بود منو باعث شد تا مجبور کنه

این گزارش رو ترتیب بدم تو این منطقه که بیشتر مردم

با زبانهای کردی و ترکی و فارسی هر سه نوع رو مسلط

 تکلم میکنن واسه من عجیب بود چطور روستایی مثل

باغچه که مردمای باصفایی دارن با این نوع وضعیت دارن

زندگی میکنن.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 12:45 |