تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شب نويسي ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑ شب نویسی ๑۩۞۩๑

عنوان مطلبمو اين طوري شروع مي كنم كه چند روز پيش كه تو يه مدرسه ابتدايي دخترانه بودم چند تا از تبليغات كانديداهاي شوراي اون مدرسه رو تو ميز مدير دفتر ديدم ، كنجكاو و فضوليم باز گل كرد كه  منتظر يه موقعيت بودم كه ببينم اين بچه هاي معصوم واسه گرفتن راي تو مدرسه شون چه كارايي مي كنن از نوع تبليغاتشون معلوم بود آدم هاي خوبين و درست ميگن چرا كه از اونجايي كه  از مادر بزرگ و بزرگا شنيديم دخترا معصوم تر از پسرا اونم تو اين دوران ابتدايي .

مي خواستم ببينم چه سر فصل هايي رو دارن و چه چيزايي رو به مرحله اجرا در بيارن .

 يه چندتايي رو كه خوندم متوجه يه سري شعارهاي جالب شدم  كه با خودم قول و قرار گذاشتم كه تو مطلبام بيارمش :

 

هفته اي 5 نوبت گردش علمي و تفريحي با عنوان هاي مختلف

آزادي در اجراي نمايش ها و اجراي جنگ شادي در مدرسه

تاسيس انجمن هاي علمي و ورزشي

بهبود وضعيت داخل و بيرون مدرسه و هماهنگي براي راه اندازي تاكسي سرويس با وجود كمبود بنزين

مدرسه خوب با شوراي خوب

ايجاد بوفه مدرسه

افزايش ساعات ورزش

افزايش تعطيلات در زمستان و پاييز

جابجايي دانش آموزان دچار مشكل با همكلاسي هاي همطراز خود

 

 

فكر مي كنم توي يكي از همين ها يه سهامي اومده بود ؟

اينكه چه سهامي بود دقيقن نمي دونم ولي در كل فهميدم چيزي مثل سهامي كه واسه فرهنگيان شامل ميشه واسه اين قشر هم كنار گذاشتن و اگه به اين دختر خانم راي بدن سهام .... هم مي گيرن .

من كه خودم تو فكر اين بودم كه چرا اين همه تبليغات با وجود اينكه بيشتر از 8 نفر نبودن تازه اين خانم مدير بود كه گفت :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 13:39 |