تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شب نويسي ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑ شب نویسی ๑۩۞۩๑

 

 

مطبوعات از طریق کسب بی وقفۀ اخبار و ارائۀ مستقل آن، به اعتماد عمومی خدمت می کنند. برنامه

های روزنامه نگاری، دانشکده ها و  مدارس به این رشته باید تبدیل به  اماکنی برای پرورش، حفظ،

و حمایت مداوم از این مفاهیم باشند.

در دهه های بعد از جنگ جهانی دوم، دو رویداد سرنوشت ساز تأثیر زیادی بر روزنامه نگاری گذاشت. و

خواه ناخواه بر تدریس و تحصیل روزنامه نگاری هم مؤثر واقع شد.

اول از همه،  افزایش رقابتهای جدی در جلب  توجه مردم و نتیجتا ً پول هنگفت تبلیغات بود. تلویزیون و

بعد ها اینترنت ، و انفجار نشریات تخصصی، موجب  شد که  ضربۀ شدیدی به تعداد روزنامه خوانان و

منابع درآمد  وارد آید. این رقبا نه تنها راه های تازه ای برای ارائۀ اطلاعات داشتند، بلکه نقاط نظر متفاوتی

 نیز در اختیار عموم قرار می دادند. تعداد کمتری از مردم می توانستند بگویند، من آن چه می دانم را در

روزنامه ها خوانده ام. اعتماد عمومی نسبت به روزنامه ها کاهش یافت.

رویداد دوم مربوط به تراکم جمعیت بود. مناطق حومۀ شهر ها  هم رشد قابل توجهی یافتند. مجموعه

 های تجاری، جای فروشگاه های چند طبقۀ مرکز شهر را گرفت، همان فروشگاه هایی که با پول های

تبلیغاتی خود صنعت روزنامه را ایجاد کرده بودند . روزنامه های عصر که توسط وانت هایی که در راه بندان

شهر ساعت ها گیر می کردند، به تدریج ناپدید شدند. سرعت زندگی مدرن تر، بدون سروصدا وقتی برای

 روزنامه خواندن باقی نمی گذاشت. مردم برای اطلاع از اخبار، و بیشتر از آن، برای سرگرمی به تلویزیون

رو آورده بودند.

اما در دهه هایی که مطبوعات به بخش خصوصی تعلق گرفت، یک خط اخلاقی ایجاد شده بود: مطبوعات

 خدمتگزار مردم بودند. این موضوع غالبا ً نادیده گرفته می شد، اما لعهذا روزنامه نگاران خود را جزئی از

 زحمتکشان، و مستقل از مراکز مالکیت خصوصی یا دولتی محسوب می کردند. رسالت آن ها افشاگری،

 معیار آن ها واقع بینی، روش آن ها واقعیت گرایی، و شعارشان حق آگاهی مردم بود.

می توان به تحلیل انتقادی همۀ این موارد پرداخت، اما روزنامه نگاران مدت های مدید با آن ها سازگاری

داشته اند. دانشکده های روزنامه نگاری این اصول را تدریس می کردند.  بیش از هر چیز دیگر، این

اندیشه ها بر پایۀ صنعتی بنا شده بود که  خود را درک می کرد.اما امروز اگر در یک اتاق خبر یا در یک

کلاس درس بپرسید روزنامه نگاری یعنی چه؟ روزنامه نگاران برای چه کاری تعلیم می بینند و آماده

می شوند؟ جواب هایی خواهید شنید که ارتباطی با یکدیگر ندارند. بعضی خواهند گفت کار اطلاع

رسانی؛ بقیه می گویند کار تفریح و سرگرمی، کار اخبار، کار پرمنفعت.

برای جوابی مناسب تر، باید به اصول اولیه بازگردیم و بپرسیم، هدف از روزنامه نگاری و تحصیلات مربوطه

 چیست؟

هدف روزنامه نگاری، مانند هدف جراحی است، به این معنی که در جراحی هدف این نیست که شکم

مردم را باز کنند و بعد دوباره آن را بدوزند، بلکه هدف، مداوا است.

به همین شکل، هدف روزنامه نگاری بیشتر و فراتر از نوشتن و گزارش دادن وقایع مختلف است، هر چند

 مانند جراحی، کارآیی و تبحر نقش عمده ای در آن دارد. هدف آن چیزی اساسی تر است، که به عقیدۀ

من، همان خدمت به اعتماد عمومی است.

کسب بی وقفۀ اخبار و ارائۀ مستقل آن، راهی است که از طریق آن مطبوعات به اعتماد همگانی خدمت

می کنند، این مفهومی است که از سیستم های سیاسی فراتر می رود. هر چه باشد، این سیستم ها

 نیز ابزار رسیدن به نتایج هستندبه همین شکل، روزنامه نگاری هم در خود هدف نمی باشد، بلکه ابزار

 حرفه ای است که خبرنگاران و ناشران از طریق آن به اعتماد همگانی خدمت می کنند. آن ها این کار

را برای گردآوری اخبار و اطلاعاتی انجام می دهند که مردم آزاد برای تصمیم گیری های سیاسی،

اقتصادی، اجتماعی، و شخصی به آن ها نیاز دارند.

وظیفۀ بزرگ مدرسان روزنامه نگاری، علاوه بر آشنا کردن شاگردان خود با آموزش های عملی و نظریه

های آکادمیک، مجهز کردن آن ها به حس و معنای اعتماد همگانی است: دانشکده  آموزشی و  مدارس

مربوطه  به این رشته باید تبدیل به مکانی برای پرورش، حفظ، وحمایت مداوم از این مفاهیم باشد.

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 18:57 |

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 14:49 |

اين روزها دنيا شاهد يک انتخابات پرسرو صداي ديگر در خاورميانه است. انتخابات رياست جمهوري افغانستان هم با رقابت تنگاتنگ ميان کانديداها اکنون دارد به سرنوشتي دچار مي شود که انتخابات ايران پيدا کرد. هر دو کانديداي برتر مدعي شده اند در انتخابات تقلب صورت گرفته است. هم حامد کرزي و هم عبدالله عبدالله مدعي اند هواداران ديگري در انتخابات تقلب کرده اند. اين التهاب در ميان هواداران کانديداها جار و جنجالي به پا کرده است. اما از آنجا که برادران افغان حق همسايگي و هم کيشي و خيلي وجوه مشترک ديگر با ما دارند لازم است از تجربيات ما براي بهبود زندگي و سرنوشت شان بهره وافر برند. بر همين اساس برخي تجربيات را لازم است براي آنها بازگو کنيم.

اولاً به مسوولان امر بايد گفت اگر واقعاً تقلب کرده ايد که خود دانيد چه کنيد. طبعاً سرسخت و باشدت تمام سر موضع مي ايستيد و اجازه جولان و فعاليت به طرف مقابل نخواهيد داد و به هيچ وجه هم زير بار بازشماري و تجديد انتخابات و از اين قبيل امور نمي رويد. اما اگر واقعاً تقلب چشمگيري نکرده ايد و طرف مقابل شما صرفاً دچار توهم شده يا حتي با اهداف سياسي چنين انگي به شما مي زند، از امور زير غفلت نورزيد؛

1- مجاري اطلاع رساني داخلي را کاملاً آزاد بگذاريد و صرفاً بخواهيد سخن مستدل بگويند و چارچوب هاي قانوني را رعايت کنند. هرکس هم ادعايي دارد در مطبوعات و رسانه ها ابراز کند و پاسخ مستدل بشنود.

2- از دستگيري و فشار بر جريان مدعي کاملاً خودداري کنيد. چون اين کار هم به آنها انسجام و وحدت مي دهد و هم اين شبهه را تقويت مي کند که شما نه تنها تقلب کرده ايد بلکه مي خواهيد ساير آزادي ها را هم محدود کنيد و يک نوع ديکتاتوري برقرار کنيد.

3- از هرگونه بازشماري آرا در حضور ناظران بي طرف و حتي ناظر سازمان ملل استقبال کنيد چون کسي را که حساب پاک است از محاسبه چه باک.

4- مدعيان را به مناظره در رسانه هاي عمومي دعوت کنيد و از آنها بخواهيد مستندات و دلايل خود را اعلام کنند و خودتان امکان اطلاع رساني براي آنها فراهم کنيد. اين کار باعث آرامش در ميان هواداران آنها شده و در ميان آنها ترديد مي افکند. ضمن اينکه فضاي سالمي براي بررسي سلامت انتخابات ايجاد مي کند. طبيعي است با اين روش اگر پس از بررسي مجدد انتخابات تاييد شود بسياري از افراد صادق آن جناح مي پذيرند و کساني هم که دنبال آشوب هستند، منزوي مي شوند.

روشن است هر کاري که برخلاف اين امور انجام شود، مساله را غامض تر و پيچيده تر مي کند و هرکاري در آن راستا انجام دهيد، اوضاع را وخيم تر خواهد کرد.
منبع: روزنامه اعتماد ۴شهریور ۸۸
+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 13:54 |
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 12:18 |
       
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 8:30 |
بیماری ؛ پرتگاه یا پناهگاه ؟(قسمت اول)
تقریباً اکثر آدمها بیماری را پدیده ای مزاحم و رنج آور می دانند که به دلیل ناپرهیزی ها، پیش گرفتن روشی نادرست در زندگی و بعضاً ارتکاب گناهان بوجود می آیند . آنها بیماری را مسیری منتهی به یک پرتگاه می بینند که اگر اقدامی در برابرش نکنند ، بالاخره از آن پرت شده و نا­بود می شوند .  به همین دلیل است که تلاش همین اکثرِ آدمها هم یافتن راهی کوتاه و موثر برای از بین بردن آن و به اصطلاح خلاص شدن از شر بیماری است.
ما هم  انکار نمی کنیم که ریشه

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 11:35 |
    

نامه ای که باعث تعطیلی سرمایه شد .

شايد فكر نمي‌كردم كه روزنامه سرمايه هم رفتني باشد،
اما ديشب اينطور شد،


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 17:34 |